سلام بر حسين (ع) آموزگار بزرگ شهادت و سلام بر شهيدان ۷) -چکيده انگليسی طرح

The Abstract

This research is a descriptive content Analysis study about the participation of martyrs in jihad, martyr-liking and presence at the eight-year Holy Defense which is done on the basis of the wills of martyrs in ArdabilProvince in five years.

            The aims of this study was to deepen the jihad and martyrdom thoughts, explain the rich culture of holy war, venerate the remembrance of martyrs and clarify their major motivations, and expand the spirit of martyrdom-liking and knighthood by introducing martyrs’ thoughts and high-minded aspiration, and struggling to popularize those merits to the present and future generations. The strategic and special situation of Islamic Republic in the region, required us of fully readiness to confront with enemies’ threats at any time, and by understanding this issue, great martyrs achieved the self-awareness and cognizance so that they sacrificed anything to attend the war and did their national and religious duty, in spite of having the aspiration of youthfulness. Therefore, if the reasons and motivations which could revolutionize them were clear, today’s generation would find a role model. Otherwise, continuing their path was perhaps impossible and every individual would vindicate them and the commemoration of the martyrs without study efforts would merely result to have some poetry and motto, albeit holy passion. Merely love and honor without recognizing the real beliefs and aims, though useful, are not sufficient. Martyrdom and being killed for beliefs, religion, and homeland has existed in all societies and cultures with variety of forms, and martyrdom-liking as a beginning for being sacrificed voluntarily and consciously with spiritual incentives for fulfilling high values, emerges at the history of various religions and cultures (Jewish, Christianity, western chivalry, Japanese Culture, Shintonism, and the history of the current Japan and ancient Iran of pre-Islam).

            In studying the analysis of martyrs’ wills, Arabnejad declared that the most significant incentives of attending the war were edict of supreme leader and Islam. And in the analysis of Torbat Heydariye’s Martyrs’ wills, khoshtinat declared that the last words of martyrs were recommending to obey the leader, to do what Quran says, and to make efforts for fulfilling the holy aims of Islamic System and to save the merits and accomplishments of revolution, and wishes peace and solution to the leader of the revolution, which indicates the high value of leader and Imam Khomeini’s personality among martyrs. Today, many years after those eras, the direct contact of the current generation with the epistle wills of those honorable men which are of the most valuable, sincere and holiest documents of Islamic Revolutionary seems to be more crucial than ever. In this survey, all of the province’s existed will of Holy Defense’s martyrs (774 ones) were handed to the researchers by Foundation of Martyrs and Veterans Affairs. In order not to ignore anything, in spite of all the hardship, the researcher studied all the wills and evaluated them by questionnaire. After studying and posing questions from the wills and entering data to the main table, the data was analyzed by SPSS.

            In the frequency distribution, defending Islam and passion for Imam Khomeini (70%) allocated the highest incentive to attend the war. Consent of Lord, passion for martyrdom, modeling Quran verses, obligation, passion for Imam Hussein (peace be upon him), following other martyrs, and passion for jihad gaining 50% of all, stood on the third to eighth level. Modeling justice-seeking Holy Imams, hatred of oppression, waiting for Imam Mahdi’s emergence, zeal of homeland, and defending it, containing 31% to 49%, were some of the other reasons. Opening the route to Karbala, legitimacy of act, fighting Saddam, passion for visiting Lord, relief of Martyrs’ family, and relief of nation, and freeing Qods, ranged from 5% to 19% which stood at the end levels of incentives.        The 68.8% of martyrs had willed about a specific person mainly to the family (76.3%), and (3%) to their co-fighters. Their emphasized recommendation was the same as their presence at war, which included obedience to Imam, defending Islam, defending the Revolution, and continuing other martyr’s path and at the lower levels, they were safeguarding the Islamic covering, and not to compromising with enemy. Approximately, half of the martyrs (53.4%) had prayed for blessing, which most of them (9.5%) were from their mothers and fathers and 4% was only from mother. The majority of martyrs (85.3%) had not willed about their properties, 80.2% about their funeral ceremonies, and 84.7% about their mourning ceremonies. 45.7% of martyrs had not willed about treating with people regarding their martyrdom, and most of recommendations were about patience (16.1%) and not to mourn (13.2%). 30.8% adored martyrdom, and only %3 of martyrs have mentioned “There in no way”.

The results show that personal and non-divine incentives did not interfere in the presence of martyrs at war, and they participated at war because of divine and Islamic incentives, passion for Imam, jihad, martyrdom and adherence to Quran and Holy Imams (peace be upon them). Fighting Saddam, comfort, and martyrs’ family living at peace, which represent a sense of seeking revenge for their relieves were at the lower range of incentives. At present, the best and most influent way to glorify martyrs is to recognize and glorify the affluent culture of jihad and martyrdom, to introduce to the next generations, so that the flag of the martyr would be flourishing forever.

 Keywords: martyr, martyrdom and martyrdom-liking, jihad, will, eight-year Holy Defense, motivation

/ 22 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمدی

سلام بر آقا رضا ! بسيار ممنون از لطفتان و مخصوصا ممنون از متن زيبای انگليسی تان! که تا حدی راجع به آن مینویسم.(کمی به طنز و کمی به جد!) اما حقیقت روح چیست ؟ جز قلیل از آن کسی چیزی نمی داند. یادش بخیر یکی از دوستان به نام فرشاد وبلاگ بسیار جالبی داشت در خصصو چاکرا وهیپنوتیزم و نحوه خروج روح از بدن و مدیتیشن و کلی چیزهای جذاب و عجیب دیگر که مدتهاست از او بیخبرم. اما واقعا روح چيست ؟

احمدی

شايد چيزی شبيه اين حسن گلاب خودمان که حاتمی کيا چندهفته است مردم را باآن سرکار گذاشته است که گاهی کچل ميشود و گاهی پرمو! خودمانيم من که فکر ميکنم عاشق اين دختره گلی شده و شايد يک بلائی سر گلی بيايد و حسن قلبش را به او بدهد!! و يا شايد چيزی شبيه فيلم روح که آن پسر مادر مرده بالاخره با هزار بدبختی رستگار شد و به سوی نور پرواز کرد. و يا چيزی شبيه آن فيلم که اسمش يادم نيست و هنرژيشه اش آنقدر عاشق همسرش بود که رفت و اورا از جهنم بيرون کشيد ويا... جدای از اين چيزهای خنده داری که گفتم روح حقيقتی است ربانی...

احمدی

بحثی در فلسفه اخلاق مطرح است ذر خصوص نسبیت یاجاودانگی اخلاق انسان دارای دوخود است : ۱ـ خودفردی که مجموعه آمال وامیال اوست ودرقلمروکارهای عادی است که آنرا میتوان مرتبه دانی وحیوانی وخاکی او نامید. 2- مرتبه دوم خود علوی وانسانی وملکوتی است. خودحیوانی تنها وسیله ومرکبی برای خودعلوی وملکوتی اوست. خود متعالی انگیزه های معنوی والهی دارد و پایگاه کرامت ذاتی انسان است وبا این جنبه ازوجود، «خود» ارزش وقداست وتعالی پیدا میکند. خود ملکوتی سرچشمه ارزشهای متعالی وقدسی اخلاقی است و به اخلاق معنایی فراتر ازسود ومصلحت می بخشد ومنشأدوام وجاودانگی واطلاق آنست، لذا با قبول جنبه متعالی وملکوتی انسان است که قداست و تعالی ارزشهای اخلاقی اثبات میشود.

احمدی

آیا برای آدمی بایدها ونبایدهای کلی، عام، مطلق وجاوید که برابرهمه یکسان باشد وجزئی و نسبی وموقت نباشد وجود داردیانه؟ اخلاق یک مسئله جاودانه است وثابت ولایتغیر. اخلاق خوب همیشه ودرهرزمان ومکان وعصرو نسل خوب است. کلی را روح مجرد درک می¬کند وروح مجرد امری جاودانه است.

احمدی

تعریف اخلاق فقط این نیست که چگونه باید زیست بلکه این است که چگونه بایدزیست تا زندگی ورفتارما باارزش، مقدس ومتعالی باشد. برای روشن شدن این قضیه مثالی می زنیم. مثال: فرض کنید درباغی هزاردرخت داریم که هرکدام صورت حسی و جزئی به ذهن ما میفرستد. یک معنائی هم از جمع آنها می فهمیم که آن معنای جامع با این درختان هزارویک معنا میشود، ولی آن معنا دیگردرباغ نیست و درذهن مااست و برای همه آن درختان حمل میشود. هزار قضیه که موضوع تک تک آن هزاردرخت است و یک مفهوم ومعنای ذهنی که محمول آن هزار موضوع است. درمجموع هزار ویک معنا داریم که هزارمعنای آن جزئی وخارج است.(هلو، انار، سیب و ...)ویک معنای آن کلی، مجرد وذهنی. ازاین مثال نتیجه گرفته می شود که کلی را روح مجرد درک میکند وروح مجرد امری جاودانه است. برای تطهیرامرجاودانه، مسائل جاویدان لازم است و نتیجه گرفته میشود که اخلاق یک مسئله جاودانه، ثابت ولایتغیراست.

احمدی

کلیدسعادت دوجهان، شناخت نفس خویش است که حق تعالی فرمود: «سنریهم آیاتنا فی الافاق وفی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق». (فصلت/53) بزودی نشانه های خود را دراطراف جهان ودردرون جانشان به آنها نشان خواهیم داد تا برای آنها آشکارشودکه اوحق است.رسول خدا (ص) فرمود: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» شناخت خود موجب شوق به تحصیل کمال وتهذیب اخلاق ودفع رذایل میشود. حقیقت انسان جوهری است ازعالم ملکوت. بعض صفات انسان، صفات بهایم اند، برخی صفات سباع ودرندگان، برخی صفات شیاطین وپاره ای صفات ملائکه وفرشتگان. ترکیب انسان ازجسم ونفس: هرکس را از دوچیزآفریدند، بدن ظاهرکه آنرا تن گویند ومرکب از گوشت، پوست و استخوان است که ازجنس مخلوقات محسوس وازعالم جسمانیات است که باچشم مرئی است ونفس که آنرا روح، جان، عقل ودل گویندوجوهری است مجرد از عالم ملکوت وگوهری از جنس فرشتگان که خداوند به سبب مصالحی ربطی میان آن واین قرارداد واورا مقیدبه قیدعلاقه این بدن ومحبوس درزندان تن نموده تا اجل موعودوقطع علاقه نفس از بدن برسدو به عالم خودرجوع کند.

احمدی

مجرد:عاری ازقیدوشرط ولواحق وضمایم، روحانی محض وغیرمخلوط با ماده را مجردگویند. شناخت حقیقت بدن سهل است، چون ازجنس مادیات است وشناخت نفس که ازجنس مجردات است، میسرنیست.(معراج السعاده، ملااحمد نراقی، ص16)«ویسئلونک عن الروح قل الروح من امرربی» (اسرا/85) وازتودرباره «روح» سوال میکنند، بگوروح ازفرمان پروردگارمن است وجزاندکی از دانش، به شماداده نشده است. عالم مجردات را عالم «امر» گویند که به امرتکوینی الهی ازکتم عدم(جهان نیستی)به وجود آمده و برحسب امر تکوینی، دفعه واحده، پدیدارگشته اند. «عالم ملک» عالم ماده ومادیات است که به آن عالم شهادت، ناسوت، کون وفساد هم گفته میشود. «عالم ملکوت» عالم مجردات، ارواح ومعقولات است که به آن عالم باطن، بقا واسرارهم گفته میشود. «الا له الخلق والامر» اعراف/ 54. عالم امرخداست و عالم خلق خدا را، هرچه به مساحت وکمی درآید آنرا عالم خلق گویند وروح انسانی چون مجرد است آنرا مقدارو کمیت نباشد

احمدی

منظورازتجردنفس همانا تجردذاتی است نه از لحاظ فعل، زیرا نفس ازجهت فعل، به جسم وآلت نیازمند است. نفس جوهری ملکوتی است که درحاجات خود بدن را به کارمیگیرد. گاهی آنرا(روح)نامند، زیرا زندگی تن به آن بسته است وگاهی عقل نامندش، زیرا درک معقولات میکند و زمانی(قلب)خوانند، چون بوسیله خاطرات دگرگون میشود.

احمدی

و سلام بر حاج علی. منهم اينروزها دلم برای يک گريه سير با معرفت دلم لک زده است . معرفت بسيار دشوار است و عزاداری بسيار آسان. عزادار و عارف امام شدن بسیار دشوار است و سیاه پوشیدن و علم برداشتن و شله زرد و حلوا خوردن بسيار آسان و شيرين . وماهميشه به دنبال قسمتهای آسان و شيرين کار هستيم نه به دنبال حسينی شدن و در انتظار ماندن . شماهم مارا بسيار دعا کنيد که بسيار به آن محتاجيم .

احمدی

سلام برآقای رضائي! انشالله خدمتتان ميرسم.شماهم وقتی قدم رنجه میکنید و تشریف میآورید جای دوری نمیرود که علاوه بر دعوت جهت نظر دادن به شعر و غزلتان ( که بسیار دشوار است )یک چیزی هم بنویسید! شعرانارت زیبا بود و چقدر برایش نقد نوشتم !