برف ، برف ، برف و بازهم برف

برفهای پرحرف

 

 من خودم را از چشمهایم می شناسم

 

من خودم را با چشمهایم می شناسم

 

دلم بحال اشکهایم می سوزد

 

دلم بحال چشمهایم می سوزد

 

چشمهای روشن، چشمهای خسته، چشمهای خیس

 

                 چشمهای نگران، چشمهای ابری، چشمهای منتظر

 

در انتظار فردا

 

   فردایی روشن

 

     فردایی نزدیک

 

که ستاره در آئینه پیداست

 

کاش می شد اشکها را جمع کرد!

 

دریاها داشتم من آنگاه!

 

امروز 21 آبان است

 

امروز گلها زیر برفها ماندند

 

از روی گل سرخی برفها را تاراندم 

 

اما برف تمام شدنی نیست

 

فکر نمی کردم عمر برگها اینقدر کم باشد

 

آخر هنوز که فصل برف نیست !

 

امان از سرمای اردبیل

 

زمستانی طولانی،خسته وغمگین

 

هنوز گلها را سیرنبوئیده ام!

 

هنوز با برگها وداع نکرده ام!

 

هنوز از یاد شکوفه ها و شبنم ها نرفته ام!

 

وای! ... پرنده های شورابیل چه می شوند؟

 

برفها چه می گویند؟ برفها چه می خواهند؟

 

برفهای آرام ! برفهای روشن! برفهای سنگین! برفهای معصوم !

 

باران، مرا میرویاند. باران، مرا میخنداند

 

زیر باران، نگاهم غرق آسمان میگشت

 

زیر باران همه وجودم تر می شد، نو می گشت !

 

با باران می باریدم! در باران می روئیدم!

 

اما برف، حرف دیگری دارد

 

زیر برفها راه رفتن  پیچ و تاب برفها را دیدن

 

رقص مرگ برفها را تماشا کردن !

 

برفهای سپید، به سپیدی اطلس

 

برفهای روشن، به روشنی ستاره

 

به روشنی چشمهای آن دختر که از من معنای کوثر را پرسید!

 

برفهای معصوم، به معصومیت شکوفه!

 

به معصومیت آن زن که مرا بوسید و دعایم کرد

 

برفهای خسته، به خستگی مرداب!

 

به خستگی دستهای آن پیرزن در آن شب

 

در آن ده دور که اسمش را هم فراموش کرده ام !

 

برفهای خیس، به خیسی چشمهایم !

 

به خیسی مرمرهایی که مادرها وهمسرها، هرشب جمعه

 

با گلاب گریه و پرپر غنچه می شویند و می بویند

 

برفهای غمگین، به غمگینی چشمهایم !

 

به غمناکی تواشیح دخترکان شاهد!

 

به غمناکی تواشیح دخترکان شاهد !

 

برفهای آرام،به آرامی خواب کودکی شیرخوار درآغوش مادر!

 

به آرامی طنین صداهای خاموش زنان ده در آن شبستان سرد!

 

برفهای لطیف، به لطافت تکاندن برف از روی یک شاخه گل!

 

به لطافت آرام کردن طفلی به روی سینه مادر

 

برفهای سخت، به سختی صخره های سبلان!

 

به سختی ساکت کردن کودکی شیطان در یک مجلس رسمی !

 

برفهای سرد به سردی یک قندیل! به سردی چشمهایم در شب!

 

به سردی پیکرهای زنانی که اسطوره رنج وایثار هستند

 

برفهای مهربان،به مهربانی دستهایم

 

به مهربانی آن دستها که به من نان تازه و برشته می دادند!

 

برفهای انبوه،به انبوهی حسرتهایم!

 

به انبوهی گلها در آن جاده خاکی که آسفالت را فریاد می کرد

 

برفهای شاداب به شادابی شبنم  به شادابی چهره خواب مریم!

 

برفهای پاک ،به پاکی یک یاس به پاکی یک همسر قطع نخاعی جانباز

 

به پاکی چادر نماز دختران نه ساله که تازه جشن تکلیف گرفته اند!

 

برفهای محجوب،به حجب یک غنچه!

 

به حجب نگاه زیر چشم دختران آن ده!

 

برفهای نگران،به نگرانی ستاره ها!

 

به نگرانی نگاه مادرها که ساعت را می نگرند!

 

به نگرانی کشتزارها ازیک برف زودرس!

 

برفهای بی تاب، به بیتابی یک گنجشک!

 

به بیتابی شعر من! به بیتابی یک مادر در صف معراج، قبل از بوسه آخر!2)

 

برفهای سرگردان،به سرگردانی قاصدک!

 

به سرگردانی زنها  در سرسراهای دادسراها در پیچ وخمهای بندو قانون!

 

برفهای طویل به طول شبهای پرستاری از یک کودک تب دار

 

به طول کوره راه دور و باریک آموزشیاران نهضت!

 

برفهای سنگین،به سنگینی یک بهمن!

 

به سنگینی نگاه دختر کوچکی که از من پرسید چرا؟

 

ومن بخود میگویم

 

 چه کسی به پرسشهای یک نسل تشنه پاسخ خواهد داد؟

 

به سنگینی خانه تکانی سال نو!

 

برفهای دلواپس ! به دلواپسی مادرها  شبهای خرداد و شهریور!

 

به دلواپسی آنها ، گاه آب پاشیدن پشت سر پسری سرباز

 

برفهای شکننده!  به شکنندگی لاله های آبی! عتیقه های یادگاری!

 

به شکنندگی قلب دختری ته تغاری!

 

برفهای شیرین! به شیرینی اولین گریه !

 

به شیرینی اینگای دختر بچه های تازه زبان باز کرده!

 

به شیرینی لحظه خوب دیدار بعد از سالها انتظار !

 

برفهای روان ! به روانی یک رود

 

به روانی اشکهای همسر مفقود

 

به روانی لالایی برای کودکی بیتاب

 

برفهای تنها ! به تنهایی یک دریا! یک کوه !

 

به تنهایی چشمهایم! به تنهایی اشک مهتاب! به تنهایی یک محراب !

 

به تنهایی فریادی در گلوی چاه !

 

به تنهایی یک تنها در تمام دنیا !

 

 

معراج الشهدا: نام محلی که  پیکرهای  پاک  شهدا  تا قبل از تحویل،در آنجا نگهداری می شد.

 

 

 

اردبیل - فریبا احمدی

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 27 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

سلام وبلاگ با صفايی داريد. من هم از من و تو او نوشتم ولی بيشتر از تو گفتم. از حضورتان خوشحال ميشم.

رضا

برای بازديد بيشتر و با اجازتون لينک کردم.

يوسف

سلام منتي است حضور شما در صفحه محقر ما اما باور كنيد تا جرج و كاندوليزا در عالم خلقت هستند حق متبلورتر مي شوند از شهدا چه بگويم كه خجل رويشان هستم شرمندگي ابدي را ديده ايد ؟ به رخ عاصي من بنگري بدان مي رسي

ابوالفضل

با عرض سلام و احترام: برف نشانه پاکی است و شهدا سر منشاء ذلال پاکی.... ايام عرفه ، عيد سعيد قربان (‌عيد قربانی کردن نفس و منيت ها ) و شب سنتی و آيينی يلدا بر شما و خانواده محترمتان تبريک عرض ميکنم ايام خوبی برايتان آرزومندم. ---------------------------------------------------------------- ضمنا جلسه نقد کتاب پل معلق نوشته آقای بايرامی با حضور نويسنده و اهالی ادب و فرهنگ در مورخه سه شنبه ۴ دی ماه از ساعت ۱۶ در محل سرای کتاب فرهنگسرای دانشجو برگزار می گردد. حضورتان بر غنای فرهنگی جلسه می افزايد. ايام به کام و موفق باشيد.

ياز اغشامی

سلام خانم احمدی. من هميشه طرفدار شما بودم و در اخرين انتخاباتی هم که کانديد شده بودين به شما رای دادم. اميدوارم شاد و موفق باشيد.

سعيد

شعر تازه ای نوشتم بيش از اين که شعر باشد دشنام است می توانید راهنمايی ام کنيد . اين شعر من نوعی نقد مهندسی فرهنگی صهيونيزم است . نه نقد فيلم مدار صفر درجه

ميثم (سوته دلان)

سلام گفتی که تو را شوم مدار اندیشه دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه کو صبر و چه دل، کنچه دلش می‌خوانند یک قطره‌ی خون است و هزار اندیشه قلم بر دست گرفتم ٬ خواستم بنگارم ٬ نگاشتم از صبر ٬ و نشسته‌ام در انتظارت ٬ پس تو ای بهترین بیا و به این انتظار پایان ده ...........................٬

محقق

خدايا! مرا معبر آرامش كن ؛ ‌ تا آنجا كه نفرت هست ، عشق جاري سازم. آنجا كه خطا هست ، بخشايش بگسترم . آنجا كه جدايي هست ، وصل بيافرينم. آنجا كه لغزش و دروغ هست ، حقيقت بياورم. آنجا كه ترديد هست ، ايمان بياورم. آنجا كه ظلمت هست ، نور بتابانم . و آنجا كه اندوه است ، شادي منتشر كنم. خدايا! مرا موهبت آن عطا كن تا به جاي آسودن ،به ديگران آسايش بخشم. و بجاي آنكه ديگران دركم كنند ، دركشان كنم. و بجاي آنكه عشق دريافت كنم ، عشق بورزم. زيرا با فراموش كردن خويش است كه مي توان به هرچيز رسيد. با عرض سلام و درود بی پایان خدمت شما دوست عزیز، فرا رسیدن فرخنده روز عید غدیر خم، روز امامت علی و رسالت نبی را به تمامی شیعیان حضرتش و خدمت شما دوست بزرگوار تبریک و تهنیت عرض مینمایم. التماس دعا