بال زخمی یک فرشته

ای عزیز! تا به کی بازی ؟! تا کی بی سوز و گدازی؟ تا کی بی ناز و نیازی ؟

برخیز که صبح دولت  رمضان دمیده است !

برخیز که نسیم عنایت از مهب غیب وزیده است!

 


برخیز که دعاها افتتاح شده است !

اللهم انی افتتح الثناء بحمدک و انت مسدد للصواب

برخیز که همه کائنات بی منت و خواهش ، تسبیح می گویند.

سبحان الله باری النسم * سبحان الله المصور *

سبحان الله خالق الازواج کلها * سبحان الله جاعل الظلمات و النور *

سبحان الله فالق الحب والنوی *سبحان الله خالق کل شی *

سبحان الله خالق مایری و ما لا یری * سبحان الله مداد کلماته *

سبحان الله رب العالمین *

برخیز که برگهای درختان نیز به رقص درآمده اند!

ای دل همیشه خواب ! ای چشم پر اشک و آب !

بیدار شو که دعای سحر می خوانند!

اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهیء

چند روزیست که در آسمان باز شده است

و چند روز دیگر تا چشم بهم بزنی بساط ضیافت برچیده می شود .

ای قلب بی قرار! ای روح سرگردان! ای تن خسته !

برخیز تمام عمر دویدی و به مقصد نرسیدی

بهار رسیده است .

بهار دوباره آمده است !

بهار ما را به مهمانی بیکران خویش فراخوانده است .

بهار برای دردهای روح بی قرارمان ، شکوفه ی التیام آورده است.

بهار برای چشمهای نگران و بی فروغمان ، ستاره ی روشنائی آورده است.

بهار برای دستهای خالی و بیچیزمان ، سبد نیایش آورده است.  

بهار برای قلبهای خسته و نومیدمان ،  فانوس عشق آورده است.

بهار برای همه ی سلولهایمان نور خدا آورده است.

برخیز که سفره ای پر از گل سرخ همه جا پهن شده است.

برخیز که این بار آسمان به زمین آمده است .

برخیز که سحر آن چنان غوغائی در ملکوت به راه انداخته

که همه ی فرشتگان را به مهمانی زمین آورده است.

ای دل دربند! ای روح سرگردان ! ای دست کوتاه از دعا ! برخیز

همه چیز برای رهائی مهیاست!

ای عزیز ! ای مهربان !

مهمانی ات مبارک ! رمضان ات مبارک !

وقتی اولین سحر رمضان امسال همه ی آسمان بارید

میدانستم که این ماه با همه رمضانهای سالهای زندگی ام تفاوت خواهد کرد !

تفاوت تنها نبود پدر مهربانی که همه زیبائیهای تو را بمن نشان داد نیست !

پدر مرا از بچگی عاشق روزه داری کرد

تا زیبائی و طعم گرسنگی و تشنگی را با همه ی سلولهای بدنم احساس کنم.

 

 

 

 تشنگی هجده ساعته در برابر یک عمر عطش کوتاه است .

گرسنگی هجده ساعته در برابر یک عمر اشتیاق یک نظر کوتاه است .

خواب  ! خواب  ! خواب !

ای آشنای چشم پر آب من !

وقتی از دیدارش در بیداری مایوس شدم

به تو پناه آوردم .

آه رمضان زیبا ! رمضان مهربان !

مارا ببخش که روحمان اسیر شده است .

ای زیباترین اسم خدا ! ای روشن ترین ماه خدا !

ای ماه مهربان ! ای پل زمین و آسمان !

ای تنها امید باقی مانده ی من !

قلبم دیگر جائی برای شکسته شدن ندارد.

روحم دیگر تاب این دوری بی پایان را ندارد .

تو را به همه اسما ء و صفاتی که معنایش را نمی دانم سوگند می دهم

که اگر من راهی برای آمدن به نزد تو را ندارم .

تو را مهمان قلب بیقرار من نماید !

من در آرزوی کشف و شهود نیستم .

من حتی به دنبال کشف صوری هم نیستم .

من فرق نفس و قلب و روح و سر و خفی و اخفی را نمی دانم

اما با تک تک یاخته های قلبم و با همه تار و پود روحم

برای تو به خاک می افتم.

تا مرا به آنجا که دوست داری ببری

 و مرا از این رنج بی پایان و درد بی امان رهائی بخشی.

ای کریم ! ای بزرگ ! ای رمضان!

 

42/4 دقیقه 12 تیر 93 – پنجم رمضان المبارک

اردبیل –  فریبا احمدی

/ 98 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

در مقابل تقدير خداوند مثل كودكى ١ ساله باش كه وقتى او را به هوا مى اندازى ميخندد چون ايمان دارد حتماً او را خواهى گرفت.... آپم..

هنرمند

[لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند] صدایـــــــم میـــــزد گلــــــم گلـی بـــــودم در باغچه دلــــش امــــــا او باغبـــــان عاشقـی نبـــود گاهـــی سر میــــزد و دل میـــبرد سالـــــها بعد دانستــــــم که مـن تنــــها نبـــودم او باغبــــــــان گـــل های زیــــادی بـــود...[گل][گل][گل] سلام و درود فراوان استاد گلم//[لبخند]//

بهنام

سلام واقعا زیباست .ممنونم

هنرمند

بیهمگان بسر شود بیتو بسر نمیشود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود

ملاحت شاه علیزاده

سلام بر خانم دکتر احمدی بزرگوار، یار و همراه همیشگی البته ما جویای احوال شما هستیم مدام گاهی گدار می آییم و مطالبتان را می خوانیم و مستفیض می شویم چند روز پیش سفری به دیارمان اردبیل داشتیم ، بر آن بودیم که از نزدیک زیارتتان کنیم، که توفیق نصیبمان نشد، امید است که در سفرهای بعدی وجود گرامیتان از را از نزدیک زیارت کنیم حق یارتان

خادمحضرت زهرا

سلام ممنونم که سر زدین منم سعی میکنم به وبلاگ شما سر بزنم واز مطالبتون استفاده کنم

خادمحضرت زهرا

سلام ممنونم که سر زدین منم سعی میکنم به وبلاگ شما سر بزنم واز مطالبتون استفاده کنم

هنرمند

لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام مستم باز میلرزد دلم دستم باز گویی در جهان دیگری هستم باز می لرزد دلم دستم های نخراشی بغفلت گونه ام را تیغ های نپریشی صفای زلفکم را دست وآبرویم را نریزی دل ای نخورده مست[گل]

هنرمند

دکتر احمدی عزیزم سلام و خدا قوت کاش مسیر دور نبود و من و شایسته جون بهتون سر میزدیم

هنرمند

من اگر سوی تو بر می گردم دست من خالی نیست کاروان های محبت با خویش ارمغان آوردم[گل][گل]