تابستان بی تاب

 

تابستان چقدرخسته ! چه تلخ چه طولانی

تابستان تن ات داغ و تب دار ! عرق از سرو رویت می ریزد.

تو نیز بیماری شاید!

تابستان چقدر غمگین ! چقدر تشنه!  چقدر تنها !

اگر قیصر به موقع ماندگار می شد،  شاید می گفت:

تابستان ! خدا عشق را ، خورشید را،  بهشت را آفرید.

تابستان ! خدا حتی دوزخ را هم آفرید...

کجا رفتند روزهائی که منتظر بهاران می ماندم؟

تابستان ! شیرینی و رنگ و رویت کجا رفت؟

 بوی ریحان و شب بویت کجا رفت ؟

آن کودک بی تاب که همیشه از خواب عصر تابستان می گریخت، کجا رفت ؟

سرت گیج می رود، از خواب بیدار نمی شوی،

نکند قرص خورده ای ؟

تابستان ! چرا بیدارم نمی کنی ؟

امسال بوی گل ها نیامد، بوی دریا نیامد ،

نکند به آخر رسیده ای ، نکند تو را هم  بومی گزینی کرده اند !

آن چنان تلخ و دشوار بودی که دیگر دلم برایت تنگ نخواهد شد،

حتی اگر آخرین تابستان باشی.

تابستان ! راستی چرا یعقوب این­همه گریه می کند ؟

من تاب اشک های او را ندارم ... 

2مهر87

/ 36 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بعد ازسلام چه می گویید ؟- نازلی

سلام و هزاران سلام / همیشه در سلامت باشید / ارادتمند[گل]

سعید

زیارت قبول بسیار سفر باید تا پخته شود خامی این را به سیب زمین های خرده ریز که درون تابه هم می زدم گفتم !

سعید

سلام تابستانی ! مطلبی در مورد اسباب بازی نوشته ام لطفه بیایید به ardebeel.blogfa.com و آن را بخوانید و نظر دهید .

Akram sydnezhad

فریبا جان سلامی به گرمی روزهای تابستان...می دانم بسیار مشغول هستی. اما نمی دانم فرصت کردی مطلبی را که راجع به مصفا بود بخوانی؟ دوست دارم نظرت را بدانم.من هم این روزها سرم شلوغ است. در حال حاضر آماده می شویم برای یک نمایشگاه...

سعید

جشنواره فعالیت های مجازی دانشجویان استان اردبیل برگزار می شود برای اطلاعات کامل به این آدرس بیایید : ardebil.acecr.info

http://www.shohodi.blogfa.com

http://www.shohodi.blogfa.com/ دردیم یئنه بیر قونچه موعطر گولوشونده ن تاپدیم یئنی جان گولشنه بنذه ر گولوشونده ن دردیم آزالیب چیخدی جانیمدان ائوین آباد ایسلاندی اوره گ باغچاسی اسمر گولوشونده ن جان مولکونی چوخداندی کی قیتلیق بورویوبدور گل بو قوزه ئی جنته چونده ر گولوشونده ن

حاج علی

الهم اجعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابی طالب (ع) اعیاد بزرگ قربان و قدیر بر شما عاشق اهل بیت سلام الله اجمعین مبارک باد

حمید - در کوچه باغ های آسمان

بدان که زمین سراسر حجى است که تو در آنى و باید با سادگى، وقوف در جهان درون و بیرون و قربانى کردن همه آرزوهاى پوچ دنیوى ، خود را براى سفر بزرگ آماده کنى. موفق باشید

دومان

سلام عيد قربان و عيد غدير به شما ودوستان مبارك باد.شعرتان خيلي قشنگه.آخرين مطلب وبلاگم در مورد كفشهاي اثر گذار در تاريخ است شما وساير دوستان را به خواندن آن دعوت مي كنم.

رضا

سلام و درودبر شما و چه زیبا خیلی استفاده کردم ..خیلی عالی....برای شما هم آرزوی تندرستی و سعادتمندی در تمامی مراحل زندگانی دارم در پناه حق و خدا نگهدارتان ... یارب آن چه چشمهء است محبت که از آن قطره ای خوردم و دريا گريستم ای اشک هر چه از ديده ريزمت زير پای بينم که باز بر سر مژگان نشسته ای عقل ميگفت که دل منزل و ماوءای من است عشق خنديد که يا جای تو يا جای من است جور گل بلبل کشيد و برگ گل را باد برد بيستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد تو برفتی و غمت در دل من منزل کرد آری آری غم تو از تو وفادارتر بود عمر من شد برف فردای من وای از اين فردائی نا پيدای من تيک تاک ساعت آوردم بخود و زسخن شد ناصح گويای من با زبان عقربک ميگفت عمر ميروم بشنو صدای پای من فرق است ميان من و پروانه در عالم او بال و پرش سوخت ولی من جگرم سوخت [گل]