باز زن ( زن ، زمان ، حقوق ۹)

باز هم زن !

 

سلام  

 

هفته زن گذشت، من معمولا بیشتر نگران هفته ها و روزهای بعد ازآن هستم ! آنوقت که دیگر مراسم و همایشها و شعرها و شعارها و سخنرانیها تمام شده و ما دیگر وارد فضای واقعی زندگی میشویم. اوایل این مناسبت را بسیار دوست داشتم و تمام تلاشم را میکردم که لااقل در سطح استان اردبیل به بهترین نحو برگزار شود و همه ادارات و سازمانها را بنحوی در برگزاری آن درگیر میکردم . مدتی بعد دیگر از حرف و تشریفات و سخنرانی خسته شدم،  بعدها در این روزها و زمانها احساس اندوه و غربت و تلخی عجیبی میکردم گوئی که تمام دردها و رنجهائی را که در طول تاریخ در همه عصرها و دورانها و زمانها و مکانها ، خواهران و مادران و دختران ما کشیده بودند بر سرشانه های خسته و مهربان خود احساس میکردم و بجز شیرینی میلاد کوثر طه، ام ابیها ،  فاطمه زهرا (س) و هدیه هائی که دریافت میکردم هیچ چیز شاد و نشاط آوری نمی یافتم و حتی بنحوی سعی میکردم از هرچیز که مرا بیاد زن و روز زن ، هفته زن ، حقوق زن ومسائل زن و... میاندازد آگاهانه و ناخودآگاه فرار کنم . چون از اینکه زنان و مشکلات و مسائل مربوط به آنها بنحوی بازیچه و ملعبه گروههای سیاسی اعم از چپ و راست و اعم از زن و مرد شود بشدت بدم میآید و اوج مظلومیت و غربت زنان را این میدانم که کسانیکه هیچ اعتقادی به آنها و درک و آگاهی درستی از مشکلات و راه حل مربوط به آنان ندارند با استفاده از اسم و مسائل آنان به تسویه حسابهای شخصی و گروهی و قدرت طلبی حزبی و جناحی بپردازند. عجیب اینست که گروههای آبادگر و اصلاحگر وخرابگر! و... هیچکدام توفیق چندانی جز در شعار در رسیدگی واقعی به مشکلات و مسائل مربوط به زنان نداشته اند.

 

براستی آیا همه چیز را زنانه مردانه کردن ، درست است ؟ وقتی ملتی در فقروبیکاری و محرومیت و کمبود بسرمی برد  این مسائل برای همه هست اعم از زن و مرد ، و وقتی مردمی در آسایش و رفاه و پیشرفت و توسعه هستند همه آنها اعم از مرد و زن و کودک و میانسال وبزرگسال و کهنسال  درآن شریک هستند . هرچند به وضوح میدانم ، طبق قوانین نانوشته سهم زنان از فقر و بیچارگی و محرومیت بیشتر است و سهم آنها از رفاه واشتغال وآسایش کمتر.

 

با طرح مسائل مربوط به زنان ممکن است تعدادی به نان و نوائی برسند اما مطمئنم سهم زنان از آن نان ناچیز خواهد بود.

 

(دیدگاه سنتی ما اینست که بابا نان میدهد!).

 

مسئله دیگر تصوریست که اغلب ما و حتی مسئولان دارند. از دیدگاه بیشتر ما زنانی برجسته و برگزیده و شایسته تحسین و احترام هستند که کارهای خاصی انجام بدهند کارهائی که توانائی و قدرت آنها را نشان دهد.

 

مثلا پلیس باشند ، صخره نورد باشند ، فرماندار و مدیر باشند ، ورزشکار و مدال آور باشند ، نویسنده ومحقق باشند ، فعالیتهای گوناگون در مسائل مختلف داشته باشند و... .واقعا هم برای اینکه خانمی بتواند به این مراتب برسد باید تلاشهای بسیار بیشتری نسبت به مردان داشته باشد . این مسئله  شاید در وهله اول درست بنظر برسد ( اعتراف میکنم که من هم سالها پیش چنین زنانی را برجسته می دانستم) اما حالا خوب که نگاه میکنم تصور میکنم که همه زنان بنحوی بزرگ و قابل ستایشند...  از دیدگاه عرفان زن مظهر جمال الله است و زیبائی ، لطف ومحبت و عشق او ( که در محبت مادر و فرزندی بیشتر جلوه میکند ) ذره ای و قطره ای از محبت و لطف و کرم الهیست. اگر به مفهوم واژه زن از دیدگاه لغوی بپردازیم زن: انسان ماده مقابل مرد ونیز بمعنای جفت مرد که به عربی زوجه میگویند عمید ص 576

 

واژه زن از زادن و زائیدن و اضافه شدن آمده است و معنای زندگی بخش و زنده بودن را میدهد در مقابل آن کلمه مرد قرار میگیرد که بمعنای مردن و زوال پذیر بودن است. یعنی کسی که فناپذیر و نابود شدنی است.

 

 وجه تسمیه زن: زنان بخاطر بارداری و تولد و زایش فرزندان موجب بقای نسل بشر هستند وکسیکه همنوع خود را بوجود آورد چون پس از مرگ پاره ای ازتنش زنده است و از وجود او موجود دیگری وجود دارد میتوان گفت که نمرده است پس زن را بدان دلیل زن گفته اندکه همیشه زنده است.(شخصیت زن در ایران باستان محسن عباسی،ص 14)

 

 در اینجا لازم است  خودم را از کسانی که صرف جنسیت و زن بودن را ارزش میدانند جدا کنم . من سالها برای از بین بردن این مسئله تلاش و مبارزه کرده ام تا بمن و دیگران فارغ از جنسیت که ( مسئله ای اجباریست و نه اختیاری ) نگاه شود.اما باید بپرسم جرا تصور میکنیم آن مادر دلسوزی که تما م آرامش و امنیت خانه در دستهای مهربان او شکل میگیرد بصرف اینکه محقق نیست ، برجسته نیست؟! او تمام حرفها ی گفته ونگفته فرزندان و همسر خود را میداند چرا چون سر وزباندار نیست وقادر به مصاحبه و کنفرانس ، اورا برگزیده نمی دانیم؟چرا آن دختری راکه بنا به شرایط و مشکلات زندگی قادر به ادامه تحصیلات عالی و اشتغال نیست، اما با هرتوانیکه دارد برای رشد و ارتقا خانواده خود تلاش میکند شایسته تحسین و تقدیر نمی دانیم ؟!

 

و  من به دلایلی، آنها را زیاد دیده ام و حتی اگر حرفی نزنند از نگاههای معصوم و شرم آگینشان آنها را میشناسم .شاید سواد زیادی نداشته باشند ، شاید هیچکس حتی فرزندانی که با اشک چشم و خون دل بزرگشان کرده و به جاه و مقامی رسانده اند به آنها توجه نکنند، شاید پدران و برادران و همسرانشان هرگز آن احترامی را که شایسته آنهاست به ایشان نکند ، شاید هیچ خبرنگاری با آنها در خصوص مسائل بانوان صحبت نکند ، شاید هیچ مسئول و مدیر و وزیری به آنها لوح تقدیر ندهد ،اما ، اما آنها بزرگند، خیلی بزرگ، باور کنید...  بزرگی روح آنها مرا مبهوت میکند . سالها پیش در شعر برفهای پرحرف ازآنها گفته ام .  

 

برفهای سپید، به سپیدی اطلس

 

برفهای روشن، به روشنی ستاره

 

به روشنی چشمهای آن دختر که از من معنای کوثر را پرسید!

 

برفهای معصوم، به معصومیت شکوفه!

 

به معصومیت آن زن که مرا بوسید و دعایم کرد

 

برفهای خسته، به خستگی مرداب!

 

به خستگی دستهای آن پیرزن در آن شب

 

در آن ده دور که اسمش را هم فراموش کرده ام !

 

برفهای خیس، به خیسی چشمهایم !

 

به خیسی مرمرهایی که مادرها وهمسرها، هر شب جمعه

 

با گلاب گریه و پرپر غنچه می شویند و می بویند

 

برفهای غمگین، به غمگینی چشمهایم !

 

به غمناکی تواشیح دخترکان شاهد !

 

برفهای آرام،به آرامش خواب کودک شیرخوار در آغوش مادر!

 

به آرامی طنین صداهای خاموش زنان ده در آن شبستان سرد!

 

برفهای لطیف، به لطافت تکاندن برف از روی شاخه گل!

 

به لطافت آرام کردن طفلی به روی سینه مادر

 

برفهای سخت، به سختی صخره های سبلان!

 

به سختی ساکت کردن کودکی شیطان در یک مجلس رسمی !

 

برفهای سرد به سردی یک قندیل!

 

به سردی چشمهایم در شب!

 

به سردی پیکرهای زنانی که اسطوره رنج وایثار هستند

 

برفهای مهربان،به مهربانی دستهایم

 

به مهربانی آن دستها که به من نان تازه و برشته می دادند!

 

برفهای انبوه،به انبوهی حسرتهایم!

 

به انبوهی گلها در آن جاده خاکی که آسفالت را فریاد می کرد

 

برفهای شاداب به شادابی شبنم  به شادابی چهره خواب مریم!1)

 

برفهای پاک ،به پاکی یک یاس ، به پاکی یک همسر قطع نخاعی جانباز

 

به پاکی چادر نماز دختران نه ساله که تازه جشن تکلیف گرفته اند!

 

برفهای محجوب ،به حجب یک غنچه!

 

به حجب نگاه زیر چشم دختران آن ده!

 

برفهای نگران،به نگرانی ستاره ها!

 

به نگرانی نگاه مادرها که ساعت را می نگرند!

 

به نگرانی کشتزارها ازیک برف زودرس!

 

برفهای بی تاب، به بیتابی یک گنجشک!

 

به بیتابی شعر من!به بیتابی یک مادر در صف معراج، قبل از بوسه آخر!2)

 

برفهای سرگردان،به سرگردانی قاصدک!

 

به سرگردانی زنها  در سرسراهای دادسراها در پیچ وخمهای بندو قانون!

 

برفهای طویل به طول شبهای پرستاری از یک کودک تب دار

 

به طول کوره راه دور و باریک آموزشیاران نهضت!

 

برفهای سنگین ،به سنگینی یک بهمن!

 

به سنگینی نگاه دختر کوچکی که از من پرسید چرا؟

 

ومن بخود می گویم

 

 چه کسی به پرسشهای یک نسل تشنه پاسخ خواهد داد؟

 

به سنگینی خانه تکانی سال نو!

 

برفهای دلواپس ! به دلواپسی مادر  شبهای خرداد و شهریور!

 

به دلواپسی مادر، وقت آب پاشیدن پشت سر پسری سرباز

 

برفهای شکننده به شکنندگی لاله های آبی! عتیقه های یادگاری!

 

به شکنندگی قلب دختری ته تغاری!

 

برفهای شیرین ! به شیرینی اولین گریه !

 

به شیرینی خستگی مادر بعد از تولد فرزند

 

به شیرینی اینگای دختر بچه های تازه زبان باز کرده!

 

به شیرینی لحظه خوب دیدار بعد از سالها انتظار !

 

برفهای روان ! به روانی یک رود

 

به روانی اشکهای همسر مفقود

 

به روانی لالایی برای کودکی بیتاب ...

 

منهم به شعر رسیدم ... شاید وقتی حرفی برای گفتن نیست ، بهترین چیز شعر یا موسیقیست .

 

بهرحال تا فعلا بحث هفته زن تمام نشده مایلم طبق قولیکه در کامنت آخرین پستم داشتم . بحث مربوط به منشور حقوق و مسئولیتهای زن را که قوانین موجود در نظام فعلی ماست . بعنوان بخش آخر مقاله زن ، زمان و حقوق در چند پست برایتان میآورم.قوانین مورد نظرکه باید آئین نامه های اجرائی باید برای هرکدام از آنها تدوین شود قابل بحث می باشند . هرچند معمولا بیشتر مشکل ما در نبود قانون نیست بلکه در عدم اجرای آنست .

 

مثلا یکی از قوانین اخیر در خصوص 6ماه مرخصی برای تولد فرزند میتواند بعنوان آئین نامه اجرائی یکی از  بندهای منشور فوق محسوب گردد که در ظاهرا بسیار جذاب بنظر میرسد. شاید برای خانهای شاغل بسیار وسوسه انگیز باشد .اما اگر از دید دیگری بنگریم ممکن است برای خانمهائیکه میخواهند به استخدام دربیایند بسیارمحدود کننده باشد.  من خودم بعنوان یک مدیر اگر قرار باشد کسی را به سرکاربیاورم باید محاسبه کنم اگر ایشان قرار باشد 6ماه برود وهیچ نیروی جایگزینی نداشته باشد در غیبت او چه گلی باید به سرم بزنم ؟ ایا خودم باید کار اورا انجام دهم ؟ باید همکارانش اینکار را بکنند ؟ کدام همکار زن یا مرد؟ چگونه ؟ اجباری یا اختیاری ووو...

 

خوشبختانه این بحث درگیرودار مربوط به بحث داغ کارت سوخت و هوای پاک (که زن ومرد به طور مشترک میتوانند با پای پیاده ازآن استفاده کنند! ) زیاد بچشم نیامد.

 

آخ ! قرار بود دوسطر بنویسم و بعد منشور را بیاورم . ببخشید ...

 

 

منشور حقوق و مسئولیت‌های زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران 64)

 

مصوب پانصدو‌چهل‌وششمین جلسه، مورخ 31/6/1383انقلاب فرهنگیشورای عالی

 

مقدمه: منشور حقوق و مسئولیت‌های زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران با الهام از شریعت جامع اسلام و نظام حقوقی آن و با تکیه بر شناخت و ایمان به خداوند متعال و با هدف تبیین نظام‌مند حقوق و مسئولیت‌های زنان در عرصه‌های حقوق فردی، اجتماعی و خانوادگی تدوین گردیده است. این منشور اهتمام بر تبیین حقوق و تکالیف زنان در اسلام داشته و مبتنی بر قانون اساسی، اندیشه‌های والای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب و با بهره‌گیری از سند چشم‌انداز 20 ساله و سیاست‌های کلی نظام و با لحاظ قوانین موجود و خلأها و کاستی‌های آن و به منظور تحقق عدالت و انصاف در جامعة زنان مسلمان می‌باشد. این منشور با دیدی جامع و فراگیر تنظیم گردیده لذا مشتمل بر حقوق و تکالیف امضایی، تأسیسی و حقوق حمایتی و نیز حقوق مشترک بین همة انسان‌هاست.

 

ماده‌واحده:

 

منشور حقوق و مسئولیت‌های زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران براساس بندهای 1 و 18 وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی به‌عنوان یک سند مرجع در سیاستگذاری در امور فرهنگی و اجتماعی در 3 بخش و 5 فصل و 148 بند در جلسة شمارة 546 مورخ 31/6/83 شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شد و کلیة دستگاه‌های ذی‌ربط مکلف‌اند برحسب وظایف دستگاهی و سازمانی جهت سیاستگذاری، اتخاذ تدابیر قانونی، تصمیمات و برنامه‌ریزی راجع به زنان، قواعد و اصول مندرج در این منشور را رعایت نمایند. این منشور مبنای معرفی و تبیین جایگاه زن در نظام جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی نیز قرار می&zwn

/ 10 نظر / 28 بازدید
حاج علی

نگاه تک بعدی به زن (ولو با نگاه کاملا مثبت) ظلمی فاحش به زن ميباشد . بعضا استناد به ايات و روايات وسعت اين ظلم را گسترده تر نموده و هم ظلم به زن و ستم به دين کامل و پر برکت اسلام خواهد بود . برخی در اثر کوته فکری و عدم شناخت و برخی نيز اگاهانه و از سر تکبر و تبعيض جنسيتی به اين بحث میپردازند . خدا اخر و عاقبت ما را ختم بخير گرداند .

زهرا

سلام خانمی/خوبيد؟// فراتر از تمامي مسئل جنجال برانگيز امروز در مورد زنان ومردان كه به صورت سوال مطرح شد اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه در خلقت بسياري از مخلوقات وشايد تمام آن ها ،در جهت تكامل يكديگر خلق شده اند،نه براي تقابل با هم. همان گونه كه آموزه ي برتري نژاد در تاريخ بشر،تنها حماقت وكوته فكري او را به در معرض نمايش مي گذارد،همان گونه هم برتري يك جنس بر جنس ديگر احمقانه وغير منطقي است.مثل آن است كه در امور طبيعي خلقت به علت عدم وجود عقلانيت وادارك راستين ويا از روي انحصار طلبي هاي خود محورانه در ارتباط با كسب منافع شخصي كج فهمي كرده باشيم،مثل اين است كه بگوييم گل رز به دليل اين كه گل رز است از گل اركيده برتر است. /زن معمار جامعه است /موفق باشيد

اردشیر

سلام و عرض ادب خانم دکتر ! حرف حق جواب نداره و بسنده می کنم فقط به اينکه خيلی از آدمهای بزرگ اعم از مرد و زن خصوصا زنان برگزيده از همين زنان بی شيله پيله ! که از نظر سواد هم شاید در درجه بالائی نيستند متولد شدند و در دامن پر مهر و محبتشون و البته در سايه تلاشی که خودشون کردند به جائی رسيدند که از اونها به عنوان برگزيده ياد ميشه . يا علي

زهرا

سلام دوست عزیزم/خوب هستید؟به مناسبت سالروز تولد مولای متقیان آپم خوشحال می شوم تشریف بیاورید/ سيزده رجب ميلاد فرخنده گوهر ولايت در صدف كعبه است. مولودي كه محبتش دلهاي عاشقان فضيلت را روشن ساخته و مولايي كه ولايتش كيمياي دگرگون ساز دلها وزندگيهاست گنج "علی دوستی" عطيه اي الهي در قلوب شيعيان است /موفق باشید

احمدی

سلام بر دوستان. وضعيت سختی پيش آمده است. ضمن تسليت ارتحال استاد اخلاق و مجاهد نستوه آيت الله مشکينی اميدوارم هرچه زودتر مشکل پيش آمده برای پرشين حل شود .

امير

سلام دوست من !/ یک رباعی به زور به روزم کرده است

اردشير

سلام و عرض ادب تبريک عرض می کنم بعثت حضرت رسول (ص)رو خدمتتون . خانم دکتر ! هنوز هم حوصله بروز کردن موجود نيست !!؟؟