سلام بر امام حسین (ع) آموزگار بزرگ شهادت و سلام بر شهیدان۸) بیان مسئله طرح

بیان مسئله ( بررسی علل و انگیزه شهدا ...)

 

 امروز شهدا درکوی و برزن این کشور مظهر «توانایی و دانایی»اند. شهید انسان والایی است که هنگام تصمیم گیری برخوردار از تحلیل وبصیرت است و عملش مبتنی برعرفان و ولایت.چنین شهیدی است که راست قامت است و جاودانه در تاریخ می ماند.زمان همه چیزرا کهنه میکند اما خون شهید و نامش را هرگز, زیرا که شهید قلب تاریخ است وهمچنانکه قلب به همه اندامهای بدن خون وحیات میرساند، شهید نیز در کالبدهای مرده انسانهای بیروح و افسرده غیرت , حماسه , نشاط و زندگی میدمد.

 

تجلیل عمیق و هدفمند از شهدا از سویی پیام این ذخایر گرانبها را در معرض دید همگان قرار داده وازسویی به ملت و نسل کنونی نوعی حیات مکتبی , ایدئولوژیک و پایدار میدهدوحماسه استقامت وبیداری را در گوش جان آنها زمزمه میکند.یادمان شهدا بعنوان انسانهایی بزرگ و سرافراز , جریان شایسته سالاری و لزوم حفاظت از شجره طیبه انقلاب واصول وارزشهای آنرا به منصه ظهور میرساند.

 

یادمان شهدا، انسانهایی را به تصویر میکشد که ضمن برخورداری از زهد و ایثارو شجاعت از اندیشه و معرفت دینی برخوردار بودند.یادمان شهدا ذهن فرصت طلبان , متجاوزان و نامحرمان را به این نقطه متوجه میسازد که در صورت تجاوز به اقتدار و حاکمیت ملی , این ملت با آموزه های تاریخی و سیاسی و با استعانت از نام و یاد شهدای نهضت عاشورا هرگز از پای نخواهد نشست و اینجاست که مشخص میشود تجلیل عاشقانه از شهدا اگر با تدبیر و معرفت همراه گردد, بزرگترین عرصه شکوفایی اقتدار ملی و امنیت داخلی است و همواره حتی ابهت یاد و خاطره شهدا, اردوگاه دشمن را به لرزه می افکند.1)

 

وصیت خالصانه ترین کلام و سفارشی است که لحظاتی قبل از مرگ خونین برزبان و قلم یک مجاهد جاری می شود.وصیت، موضع انسان را در ماجراهای مختلف هویدا میسازد. دروصیت، انسان خود سخنگوی خویش است و وصیت مبتنی بر بینش فرد است.

 

وصیت عهدی است که مجدد بین فرد وخداوند عالم بشمار میرود.وصیت انسان را معرفی میکند که کیست و مقصدش چیست و در واقع تفسیری است از هویت ملی وفرهنگی.

 

ورزمندگان ما با اقتدا به مساله 2700 رساله عملیه مرجعیت و فرماندهی کل جبهه های عملیاتی در خصوص چگونگی تدوین وصیت نامه , با جهدی کامل در تمام دوران دفاع مقدس به آن جامه عمل پوشاندند.اگر وصیت دیگران مربوط به اموال وسهم وراث میت از ما ترک است، آنچه که در این وصایا به چشم میخورد تأکید بر چگونگی حراست و حفاظت از داراییها و ثروتهای معنوی و ابراز نیات و آرمانهای آنان بوده است.این مواریث مکتوب, دست نوشته های معمولی نیست, بلکه اصل و اساس مجاهدت آنان است.جنگجوی اسلام بی ابهام میجنگد. او میداند که هرجا قرآن از هجرت, جهاد وقتال سخن به میان آورده بر قید فی سبیل ا تأکید نموده است, نه بخاطر خلق وخوی استکباری و کشورگشایی.

 

«ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانهم بنیان مرصوص» (سوره صف /4) 2) بدرستیکه خداوند دوست میدارد کسانی را که در راه او پیکار میکنند همانند صفیکه دارای بنیان بسیارمحکم و (آهنین) است و به دلیل این آگاهی و معرفت است که وصیتنامه ها قیمتی ترین کوثر زلالند که میتوانند تشنگان جویای حقیقت را سیراب کنند و اینجاست که رزمنده جبهه حق موظف است تا با برجای گذاردن وصیتنامه های جنگی, بصورت شفاف و با صدایی رسا , انگیزه و مقصودش رابه همگان اعلام نماید و برای همین است که رزمنده ما بر قرائت زیارت عاشورا و دعای توسل و کمیل تأکید دارد و پیشانیش را با پارچه هایی مزین به اسماءا می بندد، زیرا که او قصد داردپاک بجنگد.

 

واینگونه بود که هرکجا میرفتی و از هرخاکریزو سنگر که عبور میکردی، رزمنده ای را میدیدی که درحال ثبت وضبط آخرین دغدغه های خود بر روی کاغذهای مخصوص وصیتنامه است...

 

و چه شنیدنی است وچه خواندنی است سفارشها ,وصایا , وعده ها وهشدارهایی که صاحب آن فقط دمی با مرگ فاصله داشته است وچه بسا شهیدان و رزمندگانی که اگر بخوبی وسایل و کوله پشتی های آنها را بکاوی, به ازای هر«چند ماه » و یا «هرعملیات » و مأموریتی، وصیتنامه ای جداگانه بیابی و به این دلیل است که به رغم اطلاع از عدد 200 هزار شهید, از چند میلیون وصیتنامه در زندگی رزمندگان ایرانی سخن میگوییم.

 

جالب است که بدانید حتی رزمندگان انتفاضه فلسطین و حزب ا لبنان نیز با تأسی بررزمندگان جبهه حق قبل ازعملیات استشهادی اصرار دارند که در آخرین ساعات باقیمانده به عملیات  شهادت طلبانه نیات و مقصود خود را مکتوب نمایند و حتی پس از ثبت وصیت آنرا در جلسه دوستانه ای قرائت و از مراسم فیلمبرداری نموده , ساعتی بعد از عملیات آنرا در اینترنت به اقصی نقاط عالم منعکس میکنند3)

 

شهدا به یک مفهوم به حزب الله تعلق دارند.تعداد قلیلی ازشهدا به احزاب وگروههای خاصی(درداخل نظام) تعلق داشته اند ولی حتی درمورد آنها نیز محصورکردنشان به فضای کوچک حزبها وگروههای سیاسی ظالمانه بنظر میرسد.زیرا شهید بزرگتر از زمان و مکان است، شهید انسانی است که روحش به آن درجه از خودآگاهی و یقین رسیده است که جسمش حتی در حصار تنگ کوچه و خیابان روستا یا شهر خویش دراین دنیای خاکی نمیگنجد، تعدادی از شهدا به آن مرتبه از عرفان و انقطاع عن ماسوی الله «و تبتل الیه تبتیلا »(سوره مزمل/ 8) 4)رسیده بودند که دعا کرده اند هرگز پیکرشان یافت نشده و حتی وجبی از خاک این دنیا را اشغال نکنند!  بسیاری از جاویدالاثرها جزء ایندسته از شیفتگان هستند و چقدرتلخ است این شهدائی که از ملک و ملکوت گذشته وحتی تاب تحمل پیکر نحیف خود را ندارند وارد بازیهای سیاسی قدرت چپ و راست شوند.

 

شهید و شاهد قابل در بند شدن دراساسنامه ، مرامنامه و اصول و تشکیلات حزبها و دستجات سیاسی (هرچند مومن و مذهبی) نیست .شهدا به حزب الله تعلق دارند 5) حزب اللهی که غالب و پیروز است « فان حزب الله هم الغالبون » (مائده /56 ) 6) یا به شهادت میرسد که اوج آرمان و نهایت خواسته اوست و یا به پیروزی « نصرمن الله وفتح قریب » (سوره صف/13) 7) واین اوج رستگاری است که «الا ان حزب الله هم المفلحون» ( مجادله/22) 8)

 

 با توجه به دین عظیمی که شهدا به گردن جامعه دارند و همه انسانهای آزادمنش وبزرگوار (حتی صرف نظر ازعقیده ومرام ومسلک) خود رامدیون آنان احساس میکنند، شاید بعد از سالها عبور از دوران جهاد و شهادت یکی از مهمترین کارها , ایجاد ارتباط مستقیم نسل فعلی با مستندات مکتوب و وصایای آن عزیزان باشد که جزء باارزشترین , مقدسترین و صادقترین سندهای انقلاب اسلامیست و احساس عشق و محبت و تأثر و افتخار نسبت به شهدا در صورت نشناختن واقعی عقاید و اهداف وانگیزه های آنها , هرچند مفید است ولی ناکافی بنظر میرسد.لذا این تحقیق با استفاده مستقیم از وصایای شهدا  انجام پذیرفت.

 

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعيد

سلام مطلب زيبايی است هرچند برای وب ديدن زمان زيادی نیست شما می خواهید ما با خواندن این مقالات چشم هایمان ضصعیف شود و سپس به دکتر برویم . امیدوارم شعر جدیدی که درج کردم بخوانید و این شعر خیلی زیاد به شخصیتی مثل پدر شهید ربط دارد . منتظرم

محمد

ياران چه غريبانه رفتند از اين خانه هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه .

احمدی

سلام بر ابوالفضل! ممنون از شما . و خدا خودش توفيق معرفت و محبت شهدا را به ما عطا فرمايد که اگر آنهارا آنگونه که بودند بشناسيم محبت آنها در دلهايمان جا ميگيرد و اگر به آنها شناخت و محبت پيدا کنيم شايد بتوانيم استقامت آنرا پيدا کنيم که راهشان را ادامه دهيم و در راه باشکوهی قدم بگذاريم که آنان در انتهای آن منتظر ماهستند.

احمدی

مهم اينست كه بتواني خودت را و ديگران را ببخشي و دوست بداري. مهم اينست كه بهانه اي براي بزرگ شدن و دوست داشتن پيدا كني، همين ... زندگي كن، احساس كن، از اينكه آسماني آبي را ميبني بر خود ببال، از اينكه گلهاي رز به اين زيبائي و عطرو بو هستند لذت ببر، از اينكه با دستهايت مي تواني خنكاي آب را لمس كني احساس نشاط كن، ...از اينكه ستاره ها به اين زيبائي ميدرخشند شاد باش. بهانه اي بتراش ، دليلي براي شادي پيدا كن.بهانه اي براي دوست داشتن و دوست داشته شدن پيدا كن حيف است ، فردا خيلي دير است ، فردا كه نه، همين چند لحظه ديگر هم دير است ...

احمدی

زندگي چيست ؟ چرا تصور ميكنيم بايد طور خاصي باشد ؟ چرا فكر ميكنيم چيزي يا كسي به آن معنا و مفهوم خواهد داد؟! زندگي شايد نشستن در زير شكوفه هاي درخت آلبالو باشد كه همه عشق و خدا را باهم در زير آن تجربه كني ...مهم نيست كجا هستي ،در چه زمان و شرايطي زندگي ميكني ، مهم نيست كه چقدر زندگيت آرام يا دشوار است. مهم اينست كه هستي و در هر زمان و مكاني كه قرار داري بهترين كاري را كه در آن لحظه بنظرت درست ميرسد انجام بدهي. مهم اينست كه جرات داشته باشي مسئوليت كارهايت را بر عهده بگيري و خودت را مسئول حل مشكلات و پاسخ به سوالات خودت بداني ،

احمدی

سلام بر سعيد! شما که چشمهایتان ضعیف بود! تازه اگر یک روز باهماهنگی قبلی ( چون هرروز نیستم )به مطب بیائی از شما ویزیت نمیگیرم! حالا کمی هم چشمهایمان دردبگیرد چه اشکالی دارد کمی گریه کنی خوب میشود .شایدمشکل تو این باشد که نمی توانی گریه کنی ! ( کمی از دومان یادبگیر) . درضمن درست است که شعبان رفته است ولی بگذار کمی هم چشمهای دلهایمان باز شود بگذار کمی نورانی شود ( انر ابصار قلوبنا بضیا نظرها الیک حتی تخرق ابصار قلوبنا حجب النور فتصل الی معدن العظمه و نصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک )

احمدی

سلام بر محمد! میدانم میائی و نمی نویسی ! میدانم توهم یاد برادر شهیدت افتاده ای! میدانم ! گاهی فکر میکنم اگر جای تو و او عوض میشد، میتوانستی کار اورا انجام دهی و یا او میتوانست جای تورا بگیرد. قطعا هرکس در جای خویش نیکوست . فرشته درست به یادم آورد که همه ما تنها و یگانه هستیم. امیدوارم بتوانی راه اورا ادامه دهی. جالبست که وقتی از او مینویسی اسمت را هم عوض میکنی اسم واقعی ات را میگوئی بجای معیت مینویسی محمد... بجای اپتومتریست بجای بهزیستی مینویسی محمد !خودت متوجه اين نکته شدی ؟! شهيدان مارا بيشتر از هرکس ديگر به ياد خودمان ميآورند آن خود واقعی مان آن خود پاک وزلالمان آن خودی که در زير صورتکها ( پرسونا ) قايم ميشود. چندروز پيش داشتم نظر يونگ را در خصوص صورتکهائی که همه ماداريم و از آن استفاده ميکنيم ميخواندم ... شهیدان ما را زنده میکنند و خونشان در کالبدهای افسرده و بیجان ما روح حيات و اميد و استقامت میدمد.

حامد

سلام خوب هستین وبلاگ خوبی دارین اگه بتونین به وبلاگ ما هم یه سری بزنین نظر هم بدین ممنون میشم یا علی.