زن، زمان ، حقوق ۵)

حقوق زن در اسلام

 

الم ترکیف ضرب الله مثلا کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت وفرعها فی السما ءتوتی اکلها کل حین باذن ربها ویضرب الله المثال للناس لعلهم یتذکرون ومثل کلمه خبیثه کشجره خبیثه اجتثت من فوق الارض مالهامن قرار 45)

 

آیا ندیدی خداوند چگونه کلمه طیبه را به شجره طیبه ای مثال زد که ریشه آن ثابت وشاخه های آن در آسمان قد برافراشته است ؟ درختی چنین در تمامی اوقات به اذن آفریننده آن ثمر می دهد وخداوند اینگونه مثالها را برای تذکر مردم می آورد ومثل کلمه کفر مانند شجره خبیثه ای است که ریشه در زمین ندارد واز این رو هیچ ثبات وبقایی نخواهد یافت .

 

با تدبیر در آیات  فوق میتوان دریافت که نه فقط هر جان پاکی شجره طیبه ای را می ماند وهر روان خبیثی مصداق شجره خبیثه  میباشد، بلکه در بینشی گسترده تر جامعه انسانی را میتوان مصداق یکی از این دوصورت دانست          ( جامعه ای طیبه یا جامعه ای خبیثه ) ، با قبول این فرض اولین زیر بنا وریشه ای که برای هر اجتماع متصور خواهد بود مادران وبه بیانی دیگر امهات (ریشه های ) آن جامعه می باشد وهرگاه ریشه از استحکام وقوام برخوردار باشد درخت نیز که متقوم به ریشه است مستحکم ورشید خواهد بود وریشه سست وسطحی اصولا شاخ وبرگی نخواهد داشت تا میل صعود پیدا کند ورفعت طلبد .

 

با بیان این مقدمه زن به عنوان ریشه ومربی جامعه مطرح می شود وهمانگونه که در هر باغ مصفایی بیشترین عنایت از لحاظ آب وخاک وغذای مناسب به ریشه مبذول می گردد در جامعه نیز باید چنین باشد. چرا که کمترین        بی توجهی نسبت به ریشه ها باغ جامعه را می خشکاند وبه نابودی دچار می کند وحال باید دید که زنان بعنوان مربی جامعه استحقاق چه نوع  حقوقی را دارند ؟ 46)

 

 

حقوق سیاسی

 

ازآنجا که سیاست یکی از شئون جامعه می باشد ونظام حاکم بر هر اجتماعی همانگونه که سرپرستی مردان را بر عهده دارد ولایت زنان آن جامعه را نیز عهده دار است. زنان نیز چون مردان، حق دارند تا انتخابگر باشند ومخالفت یا موافقت خویش را با نظام حاکم ابراز دارندوهرگاه ولایت جامعه کفر باشد زنان اجازه دارند تا سرحد شهادت در مقابله با نظام جائر ستیز نمایند. همانگونه که در صدر اسلام نمونه هائی از زنان شهیده مشاهده می شود ویا اینکه در شرایط لازم بمصداق آیه (انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکراوانثی بعضکم من بعض فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم واذوا فی سبیلی وقاتلوا وقتلوا ....))  البته من عمل هیچ فردی از مرد وزن را بی مزد نمیگذارم وتبعیضی در کار نیست پس آنکه از وطن خود هجرت نمودند واز دیار خویش اخراج شدند ودر راه خدا رنج کشیدند وجهاد کرده وکشته شدند ....47)  زنان نیز هم چون مردان در ایجاد واثبات ولایت الهی سهیم بوده وبراساس ضرورت جامعه، حق ،بلکه وظیفه هجرت وجهاد فی سبیل الله را دارند وحق مزبور باعث می شود تا زنان در قبال سیاست حاکم احساس مسئولیت نمایند وهرگز توجیهی بر بیتفاوتی وبیدردی این قشر عظیم وجود نداشته باشد.

 

در قران کریم آیات فراوانی در رابطه با این حقوق خطیر زنان تصریح نموده که ازآن جمله آیه 12 سوره ممتحنه48) که درباره بیعت زنان باحضرت رسول الله (ص) که درمقام ولایت وسرپرستی قرار داشتند می باشد .

 

 

حقوق فرهنگی

 

زن بعنوان اولین وموثرترین مسئول تعلیم وتربیت مسئول تعلیم وتربیت ابناء بشر مصداق کلام مبارک (( الذین آمنوا وعملوا الصالحات ) ایمانی راسخ وجانی مهذب را بعنوان خاستگاه عمل صالح (تربیت ) می طلبد. لذا تامین سلامت جسم وجان زن اولین  و واجب ترین حقوق وی بر گردن جامعه میباشد.

 

 شایان ذکر است جوامع مادی که همواره مادی نگر و مادی جو بوده اند در زمینه حفظ سلامتی یا به بیانی ساده تر پرورش جسمانی زن کوشش نموده اند لکن در اثر عدم عنایت به ترییت روح بانوان در عصر حاضر، جوامع استکباری شاهد حضور زنانی می باشند که چون گلهای زیبای رسته در مزبله ها و لجنزارها، جسم سالم و فربه ای دارند که روح بیمار و آلوده ای را در بر گرفته است. دین اسلام سلامتی جسم را وسیله ای جهت پرورش روح تلقی می نماید این آئین حیات بخش،  جسم فربه نمی خواهد بلکه روح فربه طلب میکند و جامعه اسلامی نیز مکلف می باشد که صحت جسم زن را تامین نماید تا فعالیتهای کمال جویانه زن بستری مناسب داشته باشد.

 

همچنین در زمینه رشد علمی و روحانی بانوان اجتماع موظف می باشد تا همه گونه امکانات آموزشی در دسترس او قرار دهد و جهت وصول به این مهم شایسته است تا دختران از کودکی همپای تغذیه جسمانی مورد تغذیه علمی ومعنوی قرار گیرند و علوم مناسب با کرامت این مربیان انسانیت به آنان آموخته شود و همزمان در تهذیب و وارستگی روح لطیف و حساس این قشر مساعی کافی مبذول گرددو نیز در تقویت عواطف پاک آنان اهتمام لازم بعمل آید.

 

 همچنین لازم است کوشش شود تا اخلاق فاضله با جان آنها عجین گردد ووجود دختران از هر گونه اخلاق پلیدی تطهیر شود وسپس در سنین مناسب علوم وآگاهیهای روز ظرف پاکیزه جان آنها را پر سازد که این دختران مادرانی خواهند شد که بنا به گفته علی (ع ) لازم اسنت تا فرزندانشان را برای آینده تربیت نمایند .بنابراین تحقق زمینه اشراف ذهنی زنان بر شرایط خاص محیطی از جمله حقوقی است که جامعه در قبال بانوان برگردن دارد .

 

 

حقوق اقتصادی متقابل

 

دین اسلام با تشریع احکام خاصی چون مهریه ونفقه امهات جامعه را از جهت مادی تامین نموده وآنان را از نگرانی معاش رهانده است تا وظیفه خطیر انسان سازی را با آسودگی خیال به عهده گیرند. اما در صورتی که زنی از وجود نعمت سایه پدر بر سر فرزندان خویش محروم بود تکفل مخارج وی وفرزندانش بر عهده نظام حاکم بر جامعه اسلامی خواهد بود تا غم نان وی را مشغول نساخته واز پرورش فرزندان باز ندارد .

 

زنان در جامعه اسلامی چون مردان اجازه فعالیت اقتصادی دارند ومانع وسدی در این جهت وجود ندارد. با وجودی که یکی از مهمترین وظائف زن، حضور فعال وی بعنوان مدیر داخلی خانواده در خانه  می باشد لکن در صورت تمایل خود واقتضاء وضعیت خانوادگی وشرایط جامعه می تواند در صحنه اقتصاد نیز حاضر وفعال باشد همانگونه که خدیجه کبری (س ) از ستونهای اقتصادی جامعه آن روز بحساب می آمد.

 

 

مهریه

 

قرآن کریم درباره مهریه می فرماید ))   وآتو النسا صدقاتهن نحله )) ( کابین زنان را که به خود آنان تعلق دارد وعطیه وپیشکشی از جانب شماست به آنان بپردازید49 ) در این آیه ، قرآن کریم ، به سه نکته اشاره کرده است :

 

1.   از مهریه با نام صدقه یاد کرده که صدقه از ماده صدق است وبه آن جهت به مهر صداق گفته می شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد است ......

 

2.   مننظور از ملحق شدن ضمیر هن به این حکم این است که مهریه به خود زن تعلق دارد نه به پدر ومادر وصداق مزد بزرگ کردن شیر دادن ونان دادن پدر ومادر نیست

 

3.      با کلمه (نحله )‌کاملا تصریح میکند که مهر هیچ عنوانی بجز تقدیمی ،پیشکش ، عطیه وهدیه ندارد.)) 50)

 

در مورد مقدار مهریه باید گفت که : (( شرع مقدس اسلام برای آن میزانی معین نکرده بلکه مقدار آن بر اساس رضایت زن وشوهر قرار داده است که می تواند پول ، خانه ، طلا ، نقره ویا منفعتی باشد ونیز تعلیم صنعتی حلال ویا سوره ای از قرآن ویا تمامی قرآ ن را می توان بعنوان مهریه قرار داد .51)

 

 

نفقه

 

 یکی دیگر از حقوق اقتصادی که زن بر گردن شوهر دارد نفقه می باشد وآن پرداخت مخارج زن بر اساس شان ونیازهای وی از طرف شوهر می باشد مرد موظف است کلیه نیازهای  مادی زن از قبیل مواد غذایی ،پوشاک ، مسکن ، وسایل خانواده ووسایل نظافت وغیره را تامین کند.حتی در شرع مقدس آمده که اگر زن قبل از ازدواج دارای خدمتکار بوده شوهرش در صورت توانایی موظف است برای وی خدمتکاری استخدام نماید 52)

 

اسلام به این نکته نظر دارد که زن با مشکلاتی از قبیل دوره ماهانه ، بارداری ،زایمان وعوارض شیردهی وپرستاری کودک مواجه است وهمه اینها باعث کاهش نیروی بدنی وعضلانی زن می گردد حال اگر بنا بود که قانون زن ومرد را از لحاظ تامین بودجه زندگی در وضعی مشابه قرار دهد وبه حمایت از زن بر نخیزد بانوان دچار وضع    رقت باری میشدند وبزودی جمال ونشاط وغرور خویش را که معلول آسایش روحی وذهنی است از دست         میدادند لذا «معافیت زن از تلاشهای خرد کننده اجباری معاش نه تنها مصلحت زنان بلکه صلاح شوهران آنان وکانون خانوادگی آنها را نیز تامین نموده است .53)

 

اسلام تامین معاش خانوادگی را بر دوش مرد گذشته اما در مقابل زن را مجبور به انجام امور داخلی ننموده است. زن هرگز وظیفه ندارد که کارهای خانه را انجام دهد وحتی می تواند در قبال انجام کارهای خانه ویا شیردادن به فرزند از شوهر مزد دریافت نماید.انجام امور داخلی خانه از طرف زن بعنوان اعمال مستحبی ونیز نشانگربزرگواری زن محسوب میشود نفقه زن ارتباطی به انجام امورخانه داری ندارد. « بعلاوه اسلام به زن حق تحصیل ثروت وانجام کار مستقل اقتصادی داده است ودر عین حال او را از مشارکت در تامین بودجه خانواده معاف کرده  وحتی اگر زنی چند برابر شوهر خویش ثروت داشته باشد ملزم نیست در تامین بودجه شرکت کند بلکه اگر مخارجی را تامین کرد عملی ایثارگرانه انجام داده است .54)

 

نپرداختن نفقه زنان را از جانب مرد بعنوان یکی از شرایط نشوز وتخلف ازوظایف همسری وتعدی نسبت به زن معرفی کرده که در اینصورت زن می تواند حق خویش را مطالبه کند. شوهر را اندرز دهد وچنانچه موثر واقع نشد حق دارد نزد حاکم شکایت برد تا وی را ملزم به پرداخت خقوق کند اگر نهی قاضی نیز باعث ارشاد مرد نشد حاکم می تواند او را تنبیه وتعزیر نماید ودر صورت امتناع شوهر از پرداخت حقوق (در صورت توانایی )‌ قاضی میتواند حتی با فروش دارایی غیر منقول شوهر حق زن را به وی مسترد کند. ))55) البته این امور در صورتی است  که زن به وظایف خویش عمل بکند .

 

/ 10 نظر / 5 بازدید
حاج حميد

با سلام و عرض ادب خدمت خواهر بزرگوارم خانم احمدی خداي را شاکرم که بر اين حقير منت نهاد تا در ايام بسيار معنوي و آسماني (عرفه) در سرزمين عشق (کربلا) مهمان سلطان عشق باشم . به همين مناسبت خدمت رسيدم تا ضمن خداحافظي ، از شما طلب حلاليت نمايم. چنانچه در اين مدت قصور يا کوتاهي از اين برادرتان ديديد به بزرگواري خود عفو بفرمائيد . انشالله اگه لايق باشم نائب الزياره خواهم بود . و در آنجا قنوت نياز به درگاه آسماني ارباب عشق بلند خواهم کرد و عاجزانه طلب خواهم کرد که زيارت سلطان عشق نصيب شما بشه . مستدام باشيد يا علي مدد . التماس دعا

فيروزه

سلامممممممم ... ممنون از راهنمايی هاتون هميشه شاد و سلامت و موفق باشيد

مركز فرهنگي شهيد آويني

مولايمان چه خوب با معبود خويش حرف مي زند و من و تو مبهوت اين جلوه بندگي يعني سيد شهيدان اهل بهشت ابي عبدالله الحسين عليه السلام مي شويم . نجواي او تو را تا مرز دلدادگي مي برد ، دلداده كه شدي پرواز مي كني پرواز تا بيكران. آيا آماده دعا و همنوا شدن با قافله ابي عبدالله شده اي ؟ آيا قرباني خويش را آماده كرده اي ؟ مولايمان قربانيان را به كربلا ميبرد . مسلخ عشق كرب و بلا ... نمي خواهي عازم شوي ؟ نمي خواهي به كاروان برسي ؟ برخيز كه وقت تنگ است تنگ .

هلو

راستی! یادم رفت بنویسم که با استعانت از سید مرتضا آوینی، «می‌خواهم خانه‌ام را در دامنه‌ی آتشفشان بنا کنم»

رضا

سلام و درود بر شما و قلم توانمند و بسيار دانايتان ..بسيار زيبا و کامل حقوق زنان را در اسلام و جامعه بيان نموديد بسيار مفيد و ارزنده ...مثل هميشه کارهايتان با دانش فراوان شما همراه است برايتان آرزوی تندرستی و سعادتمندی در تمامی لحظات زندگی دارم در پناه حق باشيد ........پيش پاي نو بهارم، بامن از گلها بگو ............ پشت پرچينهاي باغ از رقص بلبلها بگو......... از شميم عطر گلها زباغستان دل بگو ........ از شقايق هاي عاشق ، عطر سنبلها بگو ..... از غرور غنچه اميد و اين دلهاي وابسته بگو ....... با من از رگبار باران بيقراريهاي ابرها بگو ....... از تلاطمهاي دريا ، صبر ساحلها بگو ........ از پرپر شدن هزاران گل در اين خاک بگو ..... بازهم از ريشه جوشان اين گلها بگو ....... از لب خندان اشک شوق گلهاي سرخ بگو ..... کاروان گل رسيد ، از عشق محملها بگو ........... از گل محمدي که مي راند مرا تا خاطره بگو ...... از من و ما ، شعله جانسوز محفلها بگو .........

زهرا

سلام/ايراد ما زنان اينه که نمی توانيم به موقع از حق وحقوق خودمون دفاع کنيم/موفق باشيد/به منم سربزنيد

احمدی

مسئله جديدتری که پيش آمده استفاده ابزاری از عکس و چهره می باشد.البته داشتن چهره ای زيبا گناه نيست و از نعمتهای خداوند خالق زيبايی ها و دوستدار زيباييهاست اما شايد يکی ازامتيازات مهمی که زنان ما نسبت به زنان ساير کشورها داشته باشند اين است که همه دردها و مشکلات و سختيها را تحمل می کنيم اما لااقل به خود می گوييم زن در اينجا کالا و ابزار نيست و برای تبليغ يک وسيله و کالای تجاری و...از چهره او استفاده نمی شود اما متاسفانه اين امتيازهم با ترفندهايی که اشاره نموديد از بين ميرود.آيا ما مجاز هستيم صرفاً بخاطر جلب توجه و رای بيشتر هر کاری که خواستيم و (عامه پسند) بود انجام دهيم. در کشورهای غربی و غير اسلامی مسابقه ای برای انتخاب ملکه زيبايی وجود دارد که مثلاً سعی می کنند با هياهو و تبليغات فراوان زيباترين،خوش لباسترين و... دختر يازن را انتخاب کنند.

احمدی

البته انتخاب آنها هم شرايط خاص خود را دارد، جای تأسف است که در شهر اردبيل که به نام شهر مقدس و مذهبی و شهر تشيع و امام حسين(ع) مشهور است در ساليان اخير مسائلی پيش آمده که موجب ناراحتی و شرم زنان و بانوان (و نه حتی زنان بسيار مقيد ومذهبی) شده است. سوال بسيار مهم اين است که آيا صرف زن بودن (female )و جنسيت زن بدون هيچ شاخصه ديگر(تجربه کارايی،علم،سابقه و...) برای انتخاب کافی است.مثلا گاهی می بينيم که بعضيها صرفاًاز روی لجبازی و يااعلام ناراحتی و اعتراض به شخصی رای می دهند ويا نه،مثلاً خانمی از آن گوشه کشور آمده و برای اولين بار است که به اردبيل می آيد وکانديدا ميشود.

احمدی

چقدر زياد شد ! ببخشيد . متن مصاحبه اي بود كه سالها پيش با يكي از روزنامه هاي محلي كرده بودم ...

مركز فرهنگي شهيد آويني

راستش بخوايد ما عاشقاى حضرت امير توى تمام عيدا و شادى‏ها از همه بيشتر دلمون به يه عيد خوش / يعنى با يه عيد كه خيلى صفا مى‏كنيم و اون عيد غدير / اين عيد غدير چند تا ويژگى عمده دارد، اول اين‏كه بر پيشانى نورانيش نام مولا ثبت‏شده، دوم اين‏كه تمام تاريخ هزار و چهارصد ساله شيعه توى اين روز رقم مى‏خوره و سوم و چهارم و پنجم و... اين‏كه ما شيعه‏ها توى اين روز مست مى‏شيم مست از صهباى غدير خم، مست از نام على، مست از لطافت چشمان با طراوت مردى كه تپش قلب ما شيعه‏ها با نبض ملكوتى اون كوك مى‏شه / يا على مدد