بهار را تو بهار کرده ای ، بانوی بهار!

سلام بر تو ! سلام بر بهار!

از تو بگویم یا از بهار ؟

تو را بستایم یا عید را ؟!

در آستان بهار سجده کنم ؟

یا در حرم نداشته ی تو !

ماههاست که دلم برای بهار پرمی کشید.

روزهای سخت و بی رنگ را به امید شبی روشن در عید می گذراندم.

اما نمی دانستم  که بین تو یا عید یکی را باید انتخاب کنم ؟!

چه انتخابی ؟ چه قیاسی ؟

 عید من ! بهارمن ! آرام جان بیقرار من !

 زهرای من ! بانوی بهاری من ! 

بهار از وجود تازنین تو سبز می شود!

عید سرور و زیبائی اش را از تو  می گیرد

بی تو روزی نیست تا نوروزی باشد !

زمین بدون تو به دور چه کسی بگردد؟

مگر نه که تو مدار گردش کائناتی !

دنیا بی گرمای عشق تو  شبی تار است .

روز توئی ، نوروز توئی !

حقیقت بهار و باطن عید توئی!

بهار حقیقی و عید اول و آخر توئی !

بی تو بهار از هر زمستان سردتر است.

بی تو عید از هر عزائی تلخ تر است.

بی تو نوروز از دیروز هم کهنه تر است.

عید من ! بهارمن ! روح من ! روان من !

 زهرای من ! بانوی بهاری من  !

سبزه ها به عشق تو می رویند

 

 

غنچه ها  به روی زیبای تو باز می شوند !

گلها به بوی بهشت تو خوشبو می شوند !

شبنم ها به عصمت تو می درخشند

درختها به استقامت تو قیام می کنند!

اگر تو نبودی ، شکوفه به چه کاری می آمد؟!

برگها به شوق تو جوانه می زنند

آسمان به امید نگاه  تو ایستاده است  

و زمین از شرم دردهای تو خاکسار شده است.

ملکوت به روشنی روی تو  می درخشد

و بهشت عطرو بوی خود را از تو دارد!

زهرای من ! زهرای زیبای من !

محبوبه شبهای بیداری من !


  دلم به شوق زیبائیهای درک ناشدنی ات پر می کشد

جانم لبریز یاد مطهر توست

چشمهایم به روشنی ذکر تو روشن می شود

دستهایم به امید لحظه ای لطف تو تا آسمان می رود

و زبانم  اسم مبارک تو را تکرار می کند

که او فاطر است و تو فاطمه!

زهرای من ! زهرای زیبای من !

بهارمن ! نگارمن !

روز من ! نوروز من !

عید من ! موعود من !

همه بهارهای من فدای  بیت الاحزان تو باد

همه روزهای من فدای شب دیجور تو باد

دلم تاب تحمل دردهای تو را ندارد.

روح ام تاب تحمل غم های تو را ندارد.

بهار بی تو برایم مفهومی ندارد !

همه بهارهایم را به پای تو می ریزم

زیبائی تو ، ملکوت را تسخیر می کند.

روشنائی تو ، خورشید را شرمسار می کند.

درد تو ، کمر کوهها را می شکند.

اشک تو ، عرش را می لرزاند.

و عصمت تو ، کائنات را حفظ می کند.

خدایا ! ای خدائی که بهارها و جانها و جهان ها

به دست متبرک تو دگرگون می شود.

به فریادم برس !

از آئینه ی اتاق و شیشه پنجره هامان  که کمتر نیستم.

من دورترین و نادیدنی ترین پستوی خانه را تمیز کرده ام.

من همه رختها را شسته ام.

 همه گردهارا گرفته ام.

کسی باید مرا تطهیر کند.

 کسی باید جان مرا تازه کند.

کسی باید چشمهایم را بشوید. 

کسی باید روح مرا سپید کند.

کسی باید قلب بیقرار مرا آرام کند.   

کسی باید مرا بهاری کند !

چه کسی می تواند ؟

جز گریستن راهی ندارم !

مرا در چشمه پر برکت کوثر جاری ساز.

زهرای من ! زهرای زیبای من !

می خواهم با گلاب چشمهایم شستشویت دهم !

می خواهم با نام طاهره و مطهره ی تو , ناپاکیهای وجودم را بشویم.

می خواهم با نام زهرائی تو ، سیاهی هایم قلبم را روشن کنم.

می خواهم با نام فاطمی تو شرارتهای نفسم را تسلیم کنم . 

می خواهم با نام راضیه و مرضیه ی تو راضی شوم.

می خواهم با نام سکینه و مطمئنه ی تو آرام بگیرم .

می خواهم با نام بتول تو از همه چیز رها شوم.

خدایا ! ای خدای زمستان و بهار

من از زمستان سردتر و غمگین ترم.

من از آتش سوزان تر و بی قرارترم.

ای خدای فاطمه ! ای خدای بهار !

چیزی که با آن تو را بخوانم  ندارم.

اما به حرمت او که محبوبه ی  توست.

و آسمان و زمین بر مدار معرفت و محبت او به گردش درآمده است.

به وجود نورانی فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) استغاثه می کنم :

الهى بِحَقِّ فاطِمَةَ وَ اَبیها، وَ بَعْلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها.

بار الها! به حق فاطمه و پدرش و همسر و فرزندانش

و سرّى که در او به امانت نهاده شده است.

 به نام مبارک او که سر و راز آفرینش است

بهار حقیقی را بر قلب ما نازل فرما

و جان مارا از عطر و بوی زهرا (س) پرکن !

بهارتان به زیبائی و درخشندگی فاطمه زهرا ( س) باد .

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

حول حالنا الی احسن الحال

  پنج شنبه 29 اسفند 93- ساعت 24و 30 دقیفه -  اردبیل – فریبا احمدی

/ 35 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خط نسخ ایرانی

با سلام عشق یک عاشق یک روزه است و این در حالی است که عشق یک مادر همیشگی است.

ابوالفضل

با عرض سلام و تبریک سال نو و ایام متبرکه خدمت شما هنرمند فرهیخته. خدا خیرت دهد که هنرنمایی قلمت همیشه دل را جلا میدهد... ایام به کام و موفق باشید و همیشه شاد.

ابوالفضل

با عرض سلام و تبریک سال نو و ایام متبرکه خدمت شما هنرمند فرهیخته. خدا خیرت دهد که هنرنمایی قلمت همیشه دل را جلا میدهد... ایام به کام و موفق باشید و همیشه شاد.

سینافعال

سلام دوست عزیز با شعری جدید در خدمتتان هستم لطفا از وبلاگ من بازدید نمایید.متشکر می شوم.

خط نسخ ایرانی

با سلام آنچه از گناهان عذاب و کیفرش سریعتر است ، ناسپاسی از نعمت است. رسول اکرم(ص) لطقا از آثار جدید بنده دیدن فرمایید. با تشکر

خط نسخ ایرانی

با سلام سایه پیغمبر ندارد هیچ می دانی ز چیست؟ آفتابی چون علی در سایه پیغمبر است میلاد سراسر نور و برکت بر شما مبارک باد

هنرمند

از تمام رازورمزهای عشق جز همین سه حرف جز همین سه حرف ساده ی میان تهی چیز دیگری سرم نمیشود من سرم نمیشود ولی.... راستی دلم که میشود......... امین پور ....................................... سلام و درود[گل]

یک دوست

وای چگونه می توانی این همه زیبا از بهار و زهرا سلام الله بنویسی ؟!آفرین واقعا تبریک می گویم . زیباترین شعر بهار را سروده ای و در عین حال زیبا ترین شعر را برای حضرت فاطمه گفتی . آفرین ...