فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

خطبه عقد

رسول خدا (ص) به امام علي (ع) فرمود : برخيز وبراي خود خطبه بخوان امام فرمود :سپاس خدايي را كه به ستايشگرانش نزديك شد وبه خواستارانش قريب گشت وبهشت را به كساني كه از او پروا پيشه كنند وعده فرمود وكساني را كه نافرماني اش كنند با آتش بيم داد، او را برنيكيهاي ديرينه ونعمتهايش سپاس مي نهم سپاس كسي كه ميداند او خداي آفريننده وپديد آورنده وميراننده وزنده كننده است واز بديهايش پرسنده. از او يار ي مي جوييم وهدايت ميخواهيم وبدو ايمان مي آوريم واز وي كفايت مي طلبيم.

وشهادت ميدهيم كه جز خداي يگانه هيچ معبودي نيست. يكتاست وانبازي ندارد. شهادتي كه دراندازه او باشد وخشنودش سازد ونير شهادت  ميدهيم كه محمد بنده ورسول خداست ، درود خدا بر او وبر دودمانش باد، درودي كه او را نيك آيد وبهره مندش سازد واو را بالا برد وبرگزيندش. اين رسول خدا(ص) است كه دخترش فاطمه(س) را به پانصد درهم (مهر) به همسري من داد وحضرتش را گواه گيريد.

آنگاه رسول خدا (ص) فرمود: من دخترم فاطمه را بر اساس آنچه خداوند مهربان او را با تو تزويج كرده ،بهمسري تو دادم وبه خشنودي خداوند راضي وخشنودم. تونيك داماد ونيك ياري هستي وخشنودي خداوند برا ي تو كافيست .آنگاه رسول خدا (ص) فرمود تا طبقي از خرماي نورس يا رسيده در ميان آورند وآن را تقسيم كنند.

از جمله دلايل اهميت اين ازدواج آن است كه ما در كتابهاي تاريخ وحديث به بخش بزرگي بر مي خوريم كه به تفضيل يا اختصار موضوع ازدواج علي با فاطمه را مطرح كرده اند. اين امر خود نشانگر اهتمام مسلمانان صدر اسلام به اين امر بوده است.

حديثي كه در اين باره روايت شده منقول از ضحاك بن مزاحم است كه گفته است :از علي بن ابي طالب (ع) شنيدم كه مي فرمود :ابوبكر وعمر نزد من آمدند وگفتند چه مي شود كه نزد رسول خدا (ص)بروي ودرباره فاطمه با او سخن بگويي ؟ من نزد آنحضرت رفتم چون پيامبر (ص) مرا ديد خنديد وآنگاه فرمود ابوالحسن براي چه آمده اي ؟ چه ميخواهي ؟ من از خويشاوندي وپيشگامي خود در اسلام نيز واز ياري وجهاد خويش در ركاب آن حضرت سخن گفتم آن حضرت در پاسخ فرمود راست گفتي وبهتر از آني كه گفتي.

گفتم اي رسول خدا آيا  فاطمه را به همسري من ميدهي ؟

او فرمود: علي !‌ پيش از تو نيز كسان ديگري از او خواستگاري كرده اند وچون من خواستگاري آنان را با فاطمه در ميان نهادم ،آثار نارضايتي درچهره اش  نمايان شد اما اينك تو اينجا بمان تا من دوباره بسويت بازگردم 59)

 پيامبر (ص) به اتاق فاطمه رفت .فاطمه(س) برخاست ورداي پيامبر (ص)  را ستاند وكفشهايش را بدرآورد وآب وضو براي آن حضرت مهيا كرد وبه دست خويش پاهايش راشست وآنگاه بر جاي خود نشست پيامبر (ص) به او فرمود : اي فاطمه ؟ پاسخ داد:  بلي چه فرمايشي داري اي رسول خدا ؟

پيغمبر فرمود: علي بن ابي طالب كسي است كه توبخوبي از قرابت وفضيلت واسلام او آگاهي داري ومن نيز از خداوند درخواسته بودم كه تو را  به همسري بهترين ومحبوبترين خلقش در آورد. او از تو خواستگاري كرده است در اين باره چه نظري داري ؟ فاطمه خاموش ماند اما چهره اش را برنگرداند ورسول خدا نيز در سيمايش نشان ناخرسندي نديد. پس برخاست وگفت  :الله اكبر سكوت او دليل بر موافقت اوست .

پس جبرائيل (ع) به نزد آن حضرت آمد وگفت: اي محمد فاطمه را به همسري علي بن ابي طالب ده كه خداوند او را براي علي بن ابي طالب پسنديد و علي را نيز براي فاطمه .

علي (ع) افزود، آنگاه پيامبر (ص) فاطمه به ازدواج من درآورد ونزد من آمد ودستم را گرفت وفرمود برخيز به نام خدا وبگو علي بركه الله وماشاالله لاقوه الا بالله توكلت علي الله آنگاه مرا آورد ودر كنار فاطمه نشانيد وفرمود خدايا اين دو محبوبترين خلق تو در نزد منند پس آنان را دوست بدار وبر فرزندانش بركت ده واز سوي خود نگاهباني برايشان بگمار ومن اين دو وفرزندانش را از شر شيطان رانده شده در پناه تو مي گيرم .

 

عروسي

فاطمه بر اشتر سياه وسپيد پدرش نشست وزنان پيامبر اطراف اشتر را گرفته بودند واشعار شاد مي خواندند .سلمان نيز افسار اشتر را در دست گرفته بود وپيامبر خود پيشاپيش اشتر ودر ميان جوانان بني هاشم كه شمشيرهاي آخته به دست داشتند حركت مي كرد جوانان بني هاشم با اين حركت در واقع مي خواستند بگويند كه ما از عرض وناموس خود پاسداري ميكنيم .آري آن شب جشن عروسي بر پا بود واين جشن با اشعاري كه زنان پيامبر مي خواندند وديگر زنان آنها را تكرار ميكردند، شكوه خاصي به خود گرفته بود .

ام سلمه مي خواند:

اي همسايگان به ياري خدا گردش كنيد ودر همه احوال خداي را به ياد آوريد .

وياد آوريد الطاف پروردگار والا مرتبه را كه ناخوشيها وآفتها را از ما دور كرد.

او ما را پس از كفر هدايت كرد واز نو جان بخشيد.

با بهترين بانوي عالميان كه خاله ها وعمه هايش فداي او گردند، همراه شويد .

اي دختر كسي كه خداي بزرگ او را به وحي ورسالت برديگران برتري بخشيد.

عايشه نيزاين  اشعار را مي خواند:

اي زنان روبندها زنيد وآنچه شايسته گفتن در مجالس است بر زبان جاري آريد.

همراه با تمام بندگان شاكر خداوند، او را به ياد آوريد كه ما را به دين خويش مخصوص فرمود.

ستايش خداي را بر بخششهايش وسپاس او را كه يكتا وارجمند وتواناست.

با او همراه گرديد كه خداوند نام او را بلند گردانيد ووي را از جانب خود به پاكي وطهارت مخصوص داشت.

حفصه نيز بدين اشعار مترنم شد وخواند:

فاطمه بهترين زنان بشر است وسيمايي چون ماه دارد.

خداوند تو را بر همه آفريدگان برتري بخشيد به فضيلت كسي كه به آيات  زمر مخصوص شد.

خداوند تو را به همسري جواني فاضل يعني علي ، بهترين حاضران درآورد.

همسايگانم با فاطمه همراه شويد كه او بزرگوار وفرزند مرد بزرگي است.

پس از آنكه فاطمه به خانه علي(ع) رسيد پيامبر پيش رفت ودست فاطمه را گرفت ودر ميان دستان علي نهاد و پيش از آنكه چنين كند با سخنان گرم ونوراني خود بذر عشق محبت را درميان آنان كاشت واز هر يك از آنان تعريف وتمجيد كرد.

نوشته شده در یکشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٦ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak