فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

 

2- حس اسطوره سازی و قهرمان سازی خیالی

 

یکی از احساساتی که در انسان هست عشق است و دوست داشتن شدید فرد یا جمع بدون آلایش و بی نظر نفع پرستی.انسان  به عشقی مطلق, پاک و مقدس نیاز دارد، اما وقتی که می بیند همه عشقها آلودگی ، هوس و خودخواهی دارند نیاز او برآورده نمی شود.می بیند آنطور که میخواهد نیست پس چه باید بکند؟ رب النوع عشق می سازد , یک احساس , یک فکر، شخصیت و تجسم خارجی پیدا می کند میشود یک بت , یک رب النوع و یک شبح خیالی.  انسان احتیاج دارد که  در طول تاریخ جامعه انسانی,کسی را ببیند که در حد اعلی و مطلق فداکاری دارد یعنی وقتی پای  نفع دیگران میرسد و عشق و دوستی به جامعه و مردم خودش و انسانیت و بشریت مطرح میشود،دیگر خودش نباشد.همه منافع و مصالح خود را زیرپا گذاشته و خودش را بسادگی فداکند، فدای دیگران ! نگاه میکند می بیند کسی نیست ,اساطیر را میسازد. اساطیر عبارت است از تاریخ،آنچنانکه باید باشد اما نیست.اساطیر مجموعه ای است از نمونه های عالی احساس و تقدس.نمونه های عالی هر زیبائی اعم ازمادی یا معنوی. لذا انسان, نمونه اعلای عظمت را بصورت رب النوع میسازد  مثل راما درهند، فتوشی شی شی درچین و ژاپن ,زئوس یا ازئیس در روم و یونان , لاخاس در روسیه و یا هرکول و ونوس دریونان و...

 

در هر یک از فرهنگها و مذهبها نمونه انسانهایی که منبع خیر و برکت و محبت و عشق به دیگران هستند ساخته میشود. اصولا انسان برای زیستنش نیاز به پرستش نمونه های اعلی و متعالی ومطلق وپاک دارد ولو واقعیت هم نداشته باشد مانند نمونه های خیالی واسطورهای تاریخی .آنها که درحداعلای انسانیت, تقدس و زیبایی هستند همواره موجب اصلاح و تلطیف روح میشوند.امروزه بافیلم ،رمان وتئاتر اسطوره ها را به تصویرو قلم میکشند...

 

تاریخ انقلاب و جنگ ما پرازاساطیراست آنهم اساطیر واقعی ونه خیالی , انسانهای بی نام و نشان ویا چه فرقی میکند، نامداری که یک شبه ره صد ساله می روند و به اوج عرفان ومعرفت میرسند و همه چیزخود را در راه رضای دوست قربانی میکنند که در حدیث قدسی آمده است :

 

من طلبنی وجدنی ومن وجدنی عرفنی ومن عرفنی احبنی ومن احبنی عشقتنی ومن عشقتنی عشقته ومن عشقته قتلته ومن قتلته فعلی دیته ومن علی دیته انا دیته .

 

هرکس که مرا جستجو کند مرا می یابد و آنکس که مرا یافت می شناسد و آنکس که مرا شناخت دوستم میدارد و آنکس که دوستم بدارد عاشقم میشود و آنکس که عاشقم شد عاشقش میشوم و آنکس که عاشقش شدم اورا شهید میکنم و آنکس که شهیدش کردم خونبهایش بر من است و آنکس که خونبهایش بر من است من خود خونبهای او هستم.

 

تااینجای کار،مشکلی نیست زیرا شهدا و ایثارگران بعنوان اسطوره های واقعی میتوانند مورد الگوپذیری نسل تشنه الگو که در بحران هویت دست و پا می زند قرار گیرند.

 

اما اگر فرهنگ و قهرمانان ایثار و شهادت از قابلیت تبعیت والگودهی خارج شوند (هرچند بسیار مقدس ومتعالی) دیگرکاربردی برای تشنگان حقیقت نخواهد داشت.دربعضی ازفیلمهاویا داستانهایی که در باره دفاع مقدس ساخته می شود این قضیه کاملا به چشم می خورد که یکی دو نفر از رزمندگان با دهها و بلکه صدها نفر از بعثیان درگیر شده و بدون کوچکترین آسیبی همه آنها را از بین می برند! این صحنه ها هرچند جالب , مهیج و جذاب است ،اما بسبب غیرواقعی بودن ممکن است ما را دچار اشتباه خودبزرگ بینی و دلزدگی کند تا آنجا که کلیه رشادتها و ایثارگریهای واقعی آن عزیزان ممکن است زیر پرده ابهام قرارگیرد و حتی بعنوان تروکاژهای سینمایی درفیلمهای اکشن وپرزدوخوردمطرح شده ودرنهایت اعتماد ماراازآنها سلب نماید.

 

راهکار:

 

شهید یک انسان است و هر انسان یک شهید بالقوه است که میتواند یا شهادت را انتخاب کند و یاضلالت را

 

درسوره مبارکه انسان آیه 3 آمده است :انا هدیناه سبیل اما شاکرا واماکفورا ما انسان را هدایت کردیم یا شکرگزار شد و یا گمراه .شهدای ما با همه قداست، بزرگی ،معرفت و ایثار از بروبچه های همین کوچه ها و خیابانهای شهرهایمان  بوده اند. از بین ما.آنها معصوم نبودند ، اما راه خود رابدرستی انتخاب کردند. راهیکه درنهایت به شهادت و یا پیروزی (احدی الحسنین) توبه /52 ختم میشد.آنها علیرغم اینکه بسیاری ازعمر خود را درخارج از نظام جمهوری اسلامی در زیرتبلیغات شدید و بی امان رژیم سابق گذرانده بودند و علیرغم سن کم که برای هر جوان انتهای آمال و آرزو معمولا"درتحصیل وموفقیت درکاروزندگی وازدواج خلاصه میشود به آن حدازآگاهی وروشن بینی رسیدند که گاهی حتی برخلاف تمایل خانواده به معرکه آتش ودود واردشدند تا از شرف وحیثیت خود، تمامیت ارضی سرزمین خویش و ارزشهای مقدس فرهنگ و مکتب خویش دفاع کنند. بایدآنهاراهمانطورکه هستند وهمانطور که بودند،خارج ازافکاررویایی وداستانسرائیهای شاعرانه بشناسیم .آنوقت است که صرفا بجای عزاداری ویا ترحم میتوانیم رهروی مناسب برای آنها باشیم ودرمسیرشکوهمندی گام برداریم که درانتهای آن,آنها ایستاده اندوچشم انتظارماهستند...شایدشهدا بجای عزاداروسیه پوش بیشتر به مریدان نیازداشته باشند، پیروانی که علاوه بر ماتم و عزاداری بارسنگین امانت آنهارابردوش کشند.

 

میگویند شهید انسانی است که زنده او خطرناک ومرده اوخطرناکتراست! حق هم همین است زیرا وقتی کسی شهید میشود مانند روحی جاوید است که درهزاران جسم وجان دیگر دمیده می شود. درست مانند شمع روشنی که با تماس کوچکی با شعله اش می تواند هزاران شمع خاموش دیگر را روشن نماید!  فقط کافی است آنهارادرست معرفی کنیم تا بجای قهرمانهای رنگارنگ ودروغین سینمایی وورزشی و...بعنوان الگوموردپذیرش نسل جوان واقع شوند و باعث هدایت و آمادگی آنها برای جهاد و شهادت شوند.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٦ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak