فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

سلام ! امسال تعدادی از عزیزترین دوستان و بهترین دانشجویانم عازم خانه خدا شدند و چند تن دیگر هم در حال حاضر راهیند دونفر از عزیزترین همکاران اپتومتریستم  جناب اقای معیت ( اپتومتریست در بهزیستی ) و سرکارخانم فریده دشتی( از بچه های خونگرم و فعال اهواز ).البته هزاران نفر میروند و می آیندولی ...

نمیخواستم  چیز جدیدی بنویسم ولی بخاطر دوستانم که میروند و بخاطر دوستان دیگرم که باز گشته اند  نوشته حاضر  را که در خصوص اسرار باطنی حج است و از کتاب نامه ها و برنامه های استاد علامه حسن زاده آملی برگرفته ام برایتان پست میکنم.  

... تو دوستی و خدا را !

چو ازین کویر وحشت ، به سلامتی گذشتی !

به آفتاب ، به باران ! برسان سلام ما را !

  آنکس که به پا به خانه خدا رود کعبه را زیارت کند و آنکس که به دل رود کعبه او را زیارت کند.                     

 

در کتاب توحید شیخ صدوق در خصوص اسرارحج آمده است : 

 

راوندی  از امام صادق (ع) می پرسد

 

 فضل ما بر مخالف ما چیست که سوگند به خدا مرد را (مخالف را) می بینم که دل آسوده تر و مال دارتر و خوش زندگی تر و نیکوحالتر و به بهشت آزمندتر است؟امام (ع) در پاسخ خاموشی گزید تا به سرزمین ابطح رسیدیم مردم را دیدم که ناله و زاریشان بسوی خداوند بلند است،امام به من فرمود:ای ابا محمد آیا می شنوی آنچه را من می شنوم؟گفتم ضجه مردم را بسوی خداوند می شنوم،امام (ع) فرمود: ناله و زاری کننده و بانگ و فریاد برآرنده به تلبیه چه بسیارند و حاجّ چه کم، سوگند به آن کسی که محمد(ص) را به پیغمبری برانگیخت و روح او را بسوی بهشت شتافتن فرمود،خداوند نمی پذیرد مگر فقط از تو و از یاران تو.پس گفت:امام (ع) دست بر رویم مالید و نگاه کردم دیدم بیشتر مردم ( نعوذ بالله ) بشکل حیوان بودند مگر تعداد انگشت شمارو اندکی که ظاهر انسانی داشتند .

 

روایت لطیفی در « صفحه 131کتاب نامه ها و برنامه ها» ی علامه استاد حسن زاده عاملی آمده است :

 

شبلی به حج رفته بود و پس از انجام اعمال حج به حضور امام سید الساجدین (ع) مشرف شد،امام(ع) از وی پرسید:

 

ای شبلی حج گذاردی؟

 

شبلی:آری یا ابن رسول الله.

 

امام(ع):زمانی که به میقات فرود آمدی آیا نیت کرده ای که جامه معصیت را از خود بدر آوردی و جامه طاعت پوشیدی؟

 

شبلی :نه.

 

امام ( ع‌) زمانیکه از جامه خود برهنه شدی ، آیا نیت کردی که از ریا و نفاق برهنه شدی ؟

 

شبلی : نه .

 

امام(ع):زمانی که غسل کردی آیا نیت کردی خویشتن از بدیها و گناهها شست و شو دادی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع): ایا خویشتن را پاکیزه کردی و احرام بستی ؟  و عقد وقت حج بستی؟

 

شبلی:آری.

 

امام(ع): زمانی که خود را پاکیزه کردی و عقد بستی آیا نیّت کردی که آنچه را خداوند متعالی حرام کرده است بر خویشتن حرام کرده ای؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع): زمانی که عقد حج بستی آیا نیّت کردی که هر عقدی برای غیرخداوند عزّوجلّ است گشودی؟

 

شبلی:نه.

 

امام(ع): خویشتن را پاکیزه نکردی و احرام نبستی و عقد حج نبستی.

 

امام (ع) فرمود:آیا داخل میقات شدی و تلبیه گفتی؟

 

شبلی :آری.

 

امام (ع):آنگاه که داخل میقات شدی آیا نیّت کردی که به نیّت زیارت داخل شدی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):آنگاه که دو رکعت نماز گذاردی نیّت کردی که به خداوند متعال به بهترین اعمال و بزرگترین حسنات عباد که نماز است تقرّب جستی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع): آنگاه که تلبیه ( لبیک ) گفتی آیا نیّت کردی که برای خداوند به هر طاعتی گویا شدی و از معصیت او خود را بازداشتی؟

 

شبلی :نه.

 

امام (ع):در میقات داخل نشدی و نماز نخواندی و تلبیه نگفتی .

 

سپس امام (ع) فرمود : آیا در حرم داخل شدی و کعبه را دیدی و نماز خواندی؟

 

شبلی :آری.

 

امام (ع): آنگاه که داخل حرم شدی نیّت کردی که برخود هرگونه عیب اهل ملّت اسلام را حرام کرده ای؟

 

شبلی :نه.

 

امام (ع): آنگاه که به مکه رسیدی و کعبه را دیدی و دانستی که آن خانه خدا است آیا قصد خداوند سبحان کردی و از غیر او بریدی؟

 

شبلی: نه.

 

امام (ع): پس نه داخل مکه شدی و نه داخل حرم.

 

سپس امام (ع) فرمود:آیا طواف بیت را بحای آوردی و ارکان را  مسّ کردی و عمل سعی را انجام دادی؟

 

شبلی :آری.

 

امام (ع):آنگاه که سعی کردی آیا نیّت کردی که از همه گریختی و بسوی خداوند فرار کردی و صدق این نیّتت را علاّم الغیوب شناخت؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع): نه طواف بیت کردی و نه سعی بجا آوردی.

 

سپس امام (ع) فرمود:آیا در مقام ابراهیم (ع) وقوف کردی و در آن مقام دورکعت نماز گزاردی؟

 

شبلی : آری.

 

امام (ع) در این هنگام صیحه ای برآورد که نزدیک بود از دنیا مفارقت کند سپس فرمود:آه آه کسی که به مقام قرب رسیده و با خدا مصافحه کرده کجا است؟حقتعالی با آن عظمت و جلال، مسکینی را به این مقام برساند آیا جایز است بر او که حرمت چنین پروردگار مهربان را ضایع کند؟هرگز چنین نیست که کسی با خدا مصافحه کند بعد از آن مخالفت او را جایز داند.پس از آن فرمود:آنگاه که در مقام ابراهیم ایستادی آیا نیّت کردی که بر انجام هرطاعت ایستادی و پشت به هر معصیت کردی؟

 

شبلی :نه.

 

امام (ع):آنگاه که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز گزاردی آیا نیّت کردی که چون نماز ابراهیم (ع) نماز گزاردی؟ و به نمازت بینی  شیطان را بخاک مالیدی؟

 

شبلی :نه.

 

امام (ع):پس در مقام نایستادی و در آن نماز نخواندی.

 

پس از آن فرمود:آیا بالای چاه زمزم برآمدی؟

 

شبلی :آری.

 

امام (ع):آنگاه که بربالای چاه زمزم برآمدی آیا نیّت کردی که بر طاعت برآمدی و چشمت را از معصیت پوشاندی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):پس بر چاه زمزم برنیامدی و از آن ننوشیدی.

 

پس از آن فرمود:آیا سعی میان صفا و مروه را بجای آوردی و در میان آندو مشی و تردّد داشتی؟

 

شبلی :آری.

 

امام (ع):از سعی میان صفا و مروه آیا نیّت کردی که در میان خوف و رجایی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):پس نه سعی کردی و نه مشی و تردّد بین صفا و مروه.

 

پس از آن فرمود:آیا از مکّه خارج شدی و منی رفتی ؟

 

شبلی:آری.

 

امام (ع):به منی رفتی،  آیا نیّت کردی که مردم را از زبان و دل و دست  خود ایمن گردانیدی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):پس به منی نرفتی.

 

بعد از آن امام (ع) فرمود: آیا در موقف عرفه وقوف کردی ؟و بر جَبَل الرحمة برآمدی؟ و شناختی و خداوند متعالی را در جبل الرحمة و جمرات خواندی؟

 

شبلی:آری.

 

امام (ع):در موقف عرفه آیا در معرفت حق سبحانه و تعالی و اطلاع او را بر سرائر و قلب خود شناختی؟

 

شبلی:نه.

 

امام(ع):برجبل الرحمة که بالا رفتی آیا نیّت کردای که خداوند هر مؤمن ومؤمنه را رحمت می کند؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):آیا بر مُزدلفه(مشعر) رفتی؟ و از آنجا سنگ ریزه ها را از زمین برکندی؟و به مشعر الحرام مرور کردی؟

 

شبلی:آری.

 

امام (ع):آنگاه که در مزدلفه مشی میکردی و از آن سنگریزه ها بر میکندی آیا نیّت کردی که هر معصیت و جهل را از خود برکندی و هر علم و عمل را در خود نشاندی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):به مشعرالحرام مرور کردی آیا نیّت کردی که شعائر اهل تقوی و اهل خوف را شعار قلب خود قرار دادی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):پس در مزدلفه مشی نکردی، و آن سنگریزه ها برنداشتی و به مشعرالحرام مرور نکردی.

 

پس از آن امام (ع) فرمود: در منی نماز گذاردی؟ و رمی جمره کردی؟ و حلق رأس (سرتراشیدن)را انجام دادی؟و فدیه (قربانی)خود را ذبح کردی؟ و در مسجد خیف نماز خواندی؟ و به مکّه بازگشتی؟ و طواف افاضه بجای آوردی؟

 

شبلی:آری.

 

امام (ع):آنگاه که به منی رسیدی و رمی جمره کردی آیا نیّت کردی که به مطلب رسیدی و هرگونه حاجت تو برآورده شده است؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):آنگاه که سر تراشیدی آیا نیّت کردی که از پلیدیها پاک شدی و از هر گناه و بد عاقبتی که بنی آدم را ست بدرآمدی و مثل آن روزی شدی که از مادر متولد شدی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):آنگاه که در مسجد خیف نماز خواندی آیا نیّت کردی که نترسی مگر از خدا و امیدوار نباشی مگر به رحمت او؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):آنگاه که قربانی خود را ذبح می کردی آیا نیّت کردی که طمع را سربریدی و به ابراهیم(ع) به ذبح فرزندش اقتدا کردی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع):آنگاه که به مکّه بازگشت کردی و طواف افاضه بجای آوردی آیا نیّت کردی که افاضه(کوچ کردن) به رحمت خدا کردی و به طاعت او بازگشت کردی و بسوی او تقرب جستی؟

 

شبلی:نه.

 

امام (ع) فرمود:پس به منی نرسیدی و رمی جمره ها نکردی و حلق رأس انجام ندادی ، و قربانی ات را ذبح نکردی، و در مسجد خیف نماز نگذاردی، و طواف افاضه بجای نیاوردی، و بسوی خداوند تقرّب نجستی،چه اینکه تو حج نکردی.

 

 پس شبلی از تفریط حجّش به ندبه و زاری افتاد و پیوسته آداب حج می آموخت تا سال دیگر از روی معرفت و یقین حج بگذارد.     

نوشته شده در شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٥ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak