فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

سلام ! امروز بنوعی سالگرد تولد وبلاگ من است ! سه سال پیش در روز سوم شعبان و در سالروز عیدهای مبارک آن این وبلاگ شروع بکار کرد علت اینکه برحسب ماه شمسی نمیگویم چون 13 مهر مناسبت خاصی ندارد و من انروز را فراموش میکنم ولی سالروز میلاد امام عشق و شهادت  و برادر بزرگوارش حضرت ابوالفضل هرگز فراموش نمیشود .مایل بودم اولین پستهایم را اینجا بیاورم . خوشحالم که هنوز هم میتوانم بنویسم .شاید بجای جمله دکارت بهتر است من بگویم :

 من می نویسم پس من هستم . هرچند حرفهائیست برای نگفتن ، حرفهائی برای ننوشتن ، حرفهائی زیبا ، حرفهائی نورانی ، حرفهای اهورائی  و ارزش هرشخص به میزان حرفهائیست که برای نگفتن و ننوشتن دارد.... راستی ببخشید که ایجاز نشد... 

 

 

 

 

سلام

 

 

 

سه شنبه، 8 مهر، 1382

ای نام تو بهترین سرآغاز----بی نام تو نامه کی کنم باز.........سلام،من هم آمدم با یک سبد گل،تقدیم به همه شما خوبان

 

فریبا احمدی

 

 

 

 

معرفی

 

 

یکشنبه، 13 مهر، 1382

بسم الله الرحمن الرحیم


درماه معظم شعبان و در اعیاد مبارک آن میلاد آموزگار بزرگ شهادت و ایثار امام حسین ( ع )و سپهسالار عاشورا و علمدار کربلا ، قمر بنی هاشم ، حضرت ابو الفضل (ع ) همانکه دلاور اردبیلی، رضازاده قهرمان با نام مبارک او سنگین ترین وزنه جهان را بالا برد،از دیار پرمهر سبلان ، اردبیل ،آرتاویل ،شهر مقدس ،شهر دارالارشاد،شهر تشیع ،شهر چشمه های زلال طبیعت و آبهای شفابخش معدنی،شهر عسل و اصالت به شما سلام می گویم .
آلاله های سرخ و شقایقهای زیبای دامنه سبلان نثار شما باد.
من فریبا احمدی اپتومتریست ، مدرس دانشگاه و دبیر ستاد شاهد و ایثارگر دانشگاه علوم پزشکی اردبیل هستم و این وبلاگ با مساعدت همکار و برادر عزیزم آقای معیت (اپتومتریست در بهزیستی) راه اندازی شده است .امیدوارم بتوانم مطالب مفید و متنوعی در زمینه های مختلف تهیه و تنظیم نموده و به اطلاع علاقمندان برسانم.
موضوعات مورد علاقه من (اردبیل ،اپتومتری ،جهاد و شهادت ،شعر ، مسایل فرهنگی و قرانی ،مسائل مربوط به خانمها )

 

 می باشد

 

.

به امید دیدی بهتر برای دیدن دنیایی بهتر

 

 

   

فریبا احمدی

 



اما مقاله ای که در باره زنان مینوشتم ، راستش را بخواهید کتاب جالبی در باره مقام و منزلت زن در ایران باستان بنام شخصیت زنان در ایران باستان نوشته محسن عباسی بدستم رسید که خیلی به  مقاله ام مربوط بود و مطالب جدید و نسبتا متفاوتی هم در آن بود بنابراین چندروزیکه خدمتتان نبودم بعد از شرکت در کارگاه پژوهش کیفی که سه روز طول کشید سریعا آنرا خلاصه برداری و تایپ کردم تا قبل از ادامه مقاله که قبلا نوشته بودم آنرا بنویسم .

 

 

مقام و منزلت زن در ایران باستان

 

ایرانیان بعنوان یکی از متمدترین اقوام جهان،  جایگاهی بلند و مقامی ارجمند برای زن قائل بودند، بطوریکه آنها را، حتی در بعض جهات بر مردان هم  ارجحیت داده اند. ایرانیان نه مثل اعراب زن را مایه ننگ می دانستند و نه مثل یونانیان او  مظهر عیاشی، بلکه اورا موجودی پاک و مقدس میدانستند. در تمدنهای بزرگ ایرانی  از مادها و سپس هخامنشی و اشکانی و ساسانی ، زن دارای آزادی و مقام و شخصیتی والا در ایران بود بجز در دوره اشکانیان .

 

در زمان مادها مادر بعنوان بانوی بزرگ ( کدبانو ) در خانه خدمت میکرد، چون هر خانه دارای اجاق بوده که بایستی روشن می ماند و زنان سهم مهمی در برپائی آتش داشته اند، این عمل موجب احترام و شخصیت دهی به زنان میشده است . در این دوره سن و سال بسیار مهم بوده و مردان ریش سفید و زنان گیس سفید بسیار محترم بوده و در صورت میانجیگری بانوئی مسن ، طرفین درگیر علیرغم تمایل، تن به توافق میدادند.

 

در شاهنامه از پادشاهی زنی بنام همای چهرآزاد که دختر بهمن است و 32 سال در ایران حکومت کرده ،سخن بمیان آمده است.او از لحاظ عدل و داد  انسانی بزرگ وپادشاهی دانا بوده وبسیاری از مالیاتهای روستائیان را به آنها بخشید، بطوری که در دل مردم ایران بیش از پدرش جای گرفت .

 

کوروش توجه خاصی به شخصیت زن به عنوان مربی نسل آینده داشت وبه دستور او، زنان باردار حق کارکردن نداشتند و برای آنها جیره وحقوق ماهیانه تا هنگام تولد فرزند در نظرمیگرفت. در الواح و کتیبه های تخت جمشید به زبان میخی ایلامی الواحی بدست آمده که مزد کارگران در آن نوشته شده و به دستمزد زنان کارگر هم اشاره شده است.کوروش  به ناهید که خدای مونث است توجه فراوانی داشت وپس ازفتح بابل معبدی برای ایشتار(ناهید) بنا نمود ودرپلان (نقشه)  تخت جمشید بناهایی را میتوان یافت  که حالت حرمسرای شاه را داشته که درآنها زنان پادشاه زندگی میکردندکه نشانگر وجود پدیده   چند همسری بوده و به پوشیدگی زنان از چشم نامحرمان اشاره دارد. لباسهای مردان وزنان هخامنشی، هردوگشاد و دارای چینهای فراوان است که از پشت دراز و به زمین کشیده شده است که بافتن ودوختن آنها به عهده زنان بوده است. در مورد آرایش موهای زنان هخامنشی باید گفت که در بعضی نقشها زنان چادر بر سر دارند و رویهای آنان پوشیده است. زنان متشخص کمتر در نقشها با سر برهنه دیده میشوند.

 

لباسهای مربوط به زنان ساسانی دارای چند وی‍‍ژگی مشترک است .همگی گشادو چین داراست چین های آن در دامن لباس به زمین کشیده شده که زیبایی خاصی به آن داده است (شبیه پری دریائی )بجز لباسهای رقاصان( در چند مورد نادر ) تمام لباسهای زنان این دوره دارای پوشش کامل است و هیچ قسمتی از بدن در داخل لباسها پیدا نیست و تمام لباسها دارای آستین بلند است (در حالیکه زنان مادی و ایلامی آستین کوتاه رسم بوده است)ولی در عصر ساسانی تمام زنهای  متشخص  لباس آستین بلند می پوشیدند که نشان از توجه بانوان ایران به حجاب دارد.

 

در اسناد پازیریک ، ملکه ها موهایشان پوشیده است و تاجی کنگره دار بر سر دارند که چادری روی آن کشیده شده است . (این تصاویر نشان از قدمت پوشش و حجاب دارد) ولی زنان ندیمه ای که همراه آنان وپشت سرشان ایستاده اند ، با سرهای برهنه  و با موهای کوتاه و منظم دیده میشوندکه در دست آنها پارچه ای (شاید حوله ) قرار دارد.در دست ملکه ،گل لوتوس (نیلوفر) دیده می شود. نیلوفر گل معرفت و خودآگاهی در عرفان شرق است و به اعتقاد آنها لوتوس موجب طول عمر و خوشبختی می گردد.

 

در نقشهای  فراوان تخت جمشید ، شوش و پاسارگاد تصویر هیچ زنی مشاهده نمی شود. بعضی ازمحققین ونویسندگان معتقدند که ایرانیان در دوره هخامنشی با کشیدن نقش زن مخالف بودندکه شاید این مسئله به حجب زنان و یا تعصب مردان آن عصر مربوط باشد. البته در وسایل شخصی و خصوصی ( مثل مهرها ، مهره ها ) نقش زنان فراوان است وحتی هرودت می گویدکه به دستور داریوش، مجسمه طلائی زنش ساخته شده است.

 

در دوره اشکانی از مقام وشخصیت زنان نسبت به دوره های قبل کاسته شد و مردان رئیس و فرمانروای مطلق زنان بودند و حتی اجازه مرگ و زندگی زنان در دست شوهرانشان بود و مردان در این دوره میتوانستند اگر به زن خود تهمتی بزنند،  او را به تنهائی محاکمه و حتی بکشند و دولت حق محاکمه مرد قاتل را نداشت. در حالیکه  در دوره هخامنشی و ساسانی زنان حتی می توانستند علیه همسرانشان اقامه دعوی کنند و حق معامله و عقد قراردادهای اقتصادی را داشته و در صورت ارتکاب جرم نسبت به مردان از تخفیفاتی در مجازاتها برخوردار بودند.

 

در دوره اشکانی دختر پس از ازدواج جز خانواده شوهر محسوب می شد و باید دست از دین و خدایان قبل از ازدواج و خانه پدری میکشید و دین خانواده شوهر را جایگزین آن می کرد ! درآن دوره کسی  حق ازدواج با بیگانه را نداشت. در خانواده شاهی هیچ پسری حق ازدواج با دختر عامی و هیچ شاهزاده ای جز با پسران دربار حق ازدواج نداشت.تنها سکه ای که در دوران اشکانی نقش یک زن روی آن دیده می شود مربوط به پادشاهی فرهاد پنجم است (که تصویر یک مادر و پسرش  نقش بسته،او  موزای ایتالیایست که همسر فرهاد چهارم بود و به شوهرش خیانت و با کمک پسرش فرهاد پنجم  او را مسموم نمود و سپس خود بهمراه فرزندش حکومت را در دست گرفت. 

 

دردوره ساسانی زن مقام والائی داشته است وزنان بعنوان یکی از اعضاء مهم جامعه در مسائل مختلف شرکت       میکردند وحتی چند نفر ازپادشاهان ایران زن بودند.در دوره انوشیروان نسبت به دوره های پیش ، حقوق ومزایای بیشتری برای زنان تعریف شد در حالیکه مجازات آنان موردتخفیف قرار گرفت.آنها توانستند در بازارهای گوناگون تجاری معامله ودرقراردادهای اقتصادی شرکت نمایند وحتی می توانستند در دادگاهها اقامه دعوا نمایند و حقوق خود را مطالبه نمایند.

 

درآئین زرتشت یک روز ازسال به اسم روز زن نامگذاری شده است .روز پنجم اسپندارمد «اسفند» را عید زنان      میگفتند که درآن مردان باید یرای زنان هدیه ای ارزنده گرفته وبه آنها تقدیم کنند. درحجاریهای دوره ساسانی نقش زنان بسیار دیده می شود که همگی پوشیده ودارای حجاب وپوشش مناسب هستند.

 

در این دوره تعدد زوجات متداول بود و در صورت استطاعت مالی مرد میتوانست چند زن را به همسری بگیرد.اغلب چنین نمکیردند . زن اصلی سوگلی بود که او را پادشاه زن می خواندند و زنان دیگر (چگاریها) تامین هزینه زنان ممتاز مادام العمر بعهده مرد بود اما زنان دیگر قابل خرید و فروش بودند و تنها فرزندان ذکورشان مورد حمایت پدر قرار میگرفت در این عصر نیز تربیت فرزندان و آموزش علوم دینی و مذهبی به دختران به عهده مادر بود که در صورت فوت او خاله یا عمه او این وظیفه را انجام میداد.

 

عصر ساسانی اوج مقام وشخصیت زن در ایران پیش از اسلام است که تنی چند ازآنان به پادشاهی رسیدند :

 

1- پادشاهی دینگ در ایران: همسر  یزدگرد دوم که پس از مرگ شاه درحالیکه پسرانش هرمز سوم و پیروز مشغول جنگ بود ، درتیسفون حکومت را بدست گرفت وبه خود لقب بانیشنان بانبش (ملکه ملکه ها) داد که این لقب در مهری که  از اوبه جا مانده ، بدست آمده است.

 

2-پوراندخت: او وخواهرش آذرمیدخت که هر دو دخترخسرو پرویز بودند به ترتیب به حکومت رسیدند. او وارث خرابیها و نا امنی هازمان پدرش بود ومی خواست به تمام آنها سروسامان بدهدو درحکومت کوتاه خود که یکسال و4 ماه بطول انجامید تلاشهای فراوان برای آرامش اوضاع کرد اما بجائی نرسید وعاقبت بر اثر بیماری در گذشت. مورخان در مورد دانائی، عدالت ونیک سیرتی او سخنان گفته اند. از او سکه هایی مانده که چهره و لباس او رانشان میدهد.

 

فردوسی درمورد او می گوید

 

  یک دختری بود پوران نام            چوزن شاه شد کارها گشت خام

 

آذرمیدخت:او هم خواهر پوراندخت و دختر خسرو پرویز بود که به قول «آرتون کریستین سن مولف کتاب ایران درزمان ساسانیان»آذرمیدخت در تیسفون تاجگذاری کردوچند ماه بیشتر حکومت نکرد

 

یک دختری دیگر آزرم نام                     ز تاج بزرگی شد او شادکام

 

همی بود بر تخت چار ماه                     به پنجم شکست اندر آمد به گاه

 

یکی از سپهبدان به اسم فرخ هرمزدکه مدعی حکومت بود از او خواستگاری کرد،آذرم در قصر نقشه قتل  او را به اجرا رساند. درانتقام از فرخ هرمزد پسرش رستم به پایتخت حمله وضمن تصرف آن ،آذرمیدخت را اسیر،از حکومت خلع و به قتل رسانید0

 

نوشته شده در دوشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak