فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

یک هدیه بهاری!

سلام،سلامی بهاری از هوای زمستانی و پائیزی اردبیل

 می خواستم در بهار برایتان زیباترین هدیه ها را به ارمغان بیاورم!اما زیباتر از آن نیافتم.

فکر می کنم گل یک آیت کامل است ،یک آیت عظمی،یک آیه یگانه! تمام وجودش سرشار از زیبائی،لطافت ورنگ و بوست.توازن ،تقارن ،ترکیب و شگفتیهای پیچیده (از فتوسنتزبرگهاتا آلکالوئیدهای موادفرار عطروبویش ،مکمل بودن رنگهای سرخ و سبز، توازن ،تقارن ،ترکیب گلبرگها،برگهاودانه ها،مقاومت و استقامت و انعطاف ریشه هاو... همیشه مرا بخود مجذوب کرده است.آنها همه وجودشان را می بخشند،گلها مرا می کشند!در برابر آنها کم می آورم. فکر میکنم یک گل میتوانددرون و باطن هرکدام از ما باشد.(البته اگر بخواهیم)

تنهامشکلشان عمر کوتاهشان است. کاش گلها همیشه زنده بودند!      

حیف که همیشه حرامشان می کنیم.

به گلها چه که عقد کسی است یا عزای کس دیگر !به گلها چه ؟!

دست از سرآنها بردارید،مگر چه گناهی کرده اند که زیبا و معصومند!

آیا میشود چون گل بود اما جاودانه؟ چه کسی میداند؟لاله ها میدانند،شقایقها میدانند...!خوش اومدید لاله ها !آمدنتان هم مثل رفتنتان زیباست.

باور کنید

 به پاکی همه مریمها سوگند، به انتظار همه نرگسها سوگند،به داغ دل همه شقایقها سوگند،به سجود همه بنفشه ها سوگند و به قبله همه آفتابگردانها و لطافت همه نیلوفرهای دنیا سوگند(وای چقدر قسم خوردم من!)به همه زیبائیها وپاکیها و طراوتها سوگند!

که هرگز لاله ها را از یاد نخواهیم برد!

 یادمان رفته مگر؟!عهدها بستیم با گل سرخ!     

واینهم هدیه ای دیگر برگزیده از چهارکتاب در یک کتاب از اسکاول شین.شبیه شفای زندگی است.

عشق الهی هوشیاری مرا از سلامت وهریاخته تن مرااز نورسرشار میکند.

اکنون هزاران هزارنیکی ،از هزاران هزار راه به سوی من می آیند.

هم اکنون هر چه را که حق من است به سوی خود می کشانم زیرا قدرتم از جانب خدا می آید.

من این بار را به دست خوداو می سپارم و خود را آزاد می کنم

گوشم گوش خداست ،من با گوش جان می شنوم.

من مقاومت نمیکنم ومشتاق هدایتم،من بشارتهای خوش شادمانی عظیم را می شنوم.

من کاری دارم عالی!به شیوه ای عالی!با خدمتی عالی! برای پاداشی عالی!

خدا روزی رسان شکست ناپذیر من است و اکنون منابع هنگفت ثروت در پناه لطف الهی و به شیوه ای عالی به من می رسد.

نغمه کامیابی،از شمال و جنوب وخاور و باختر ،هم اکنون حق مرا به سوی من خواهد وزاند.

خیر و خوشی بیکرانم از چهار جهت بسویم می آید.

ورق تقدیر برگشته واوضاع بر وفق مراد است.

گذشته را به دور می افکنم و در اکنون شگفت انگیز زندگی می کنم.

آنجا که هر روز شادمانیهای شگفت انگیز و دور از انتظار وجوددارد. به خوشی می بینم.به چابکی رفتار می کنم و به طرزی معجزه آسابه بزرگترین آرزوهایم می رسم.

درذهن الهی فرصت گمشده وجود ندارد،اگر دری بسته شود دروازه ای باز میشود.

کاری دارم سحرآمیز،به شیوه ای سحرآمیز،با خدمتی سحرآمیز و برای پاداشی سحرآمیز

هرچه در این عالم وجود دارد(مرئی و نامرئی)در کار است تا به حق خود برسم.

از نیکوکاری خسته نخواهم شد.چون زمانی که کمتر از هر موقع دیگر انتظار دارم،حاصل آنرا درو خواهم کرد.

اراده انسان ناتوانتر از آن است که بتواند در اراده خدا دخالت کند.اکنون اراده خدا در ذهن و تن و امورم انجام گرفته است.

خدا پیشاپیش من گام برمی دارد و پیکارم را به پیروزی می رساند،

اندیشه های خصمانه تارومار می شوند و بنام خدا توفیق می یابم.

درذهن الهی مانع وجودنداردپس چیزی نمیتواندمانع شودکه به خیروخوشی ام برسم.

اکنون واینک همنواختی،هماهنگی توازن،درذهن،تن وامورم برقرارشده است.

اکنون با اقتدار و اراده مقاومت ناپذیر،آنچه را که حق الهی منست از جوهر جهان بسوی خود می کشانم.

من در برابر این وضعیت مقاومت نمی کنم.آنرا به دست عشق و خرد لایتناهی می سپارم،بادا آنچه خدا می خواهد همان بشود.

از چه باید ترسید؟قدرتی نیست که در برابر خدا توان آزارش باشد.

خدا نمی تواند شکست بخورد،پس منهم نمی توانم،مبارز درونم پیشاپیش به ظفر رسیده است.

ملکوت خدادر من تجلی یافته، باشداراده تودرمن وامورم انجام یذیرد.

من با دیدن محدودیت در خودم خدا را محدود نمی کنم و چون با خدا همراهم همه چیز ممکن و میسر است...

برگرفته از کتاب:بازی زندگی و راه این بازی- کلام تو عصای معجزه گر توست-در مخفی توفیق- نفوذ کدام

اثر فلورانس اسکاول شین – چاپ سی ویکم

 

نوشته شده در دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۳ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak