فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

سلام ، ساعت ۲۰ و ۱دقیقه روز ۲۲بهمن ۱۳۸۲است چنددقیقه ایست که تبلیغات هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی قانونی شده است .چقدر آقای معیت حرص خورد که چرا من کاری نمیکنم البته شاید جوابش را با (معیت نمیداند ) گرفته باشد.

متاسفم که باید زندگینامه ،سوابق اجرائی ،عکس و خیلی چیزهای دیگر را به وبلاگم ارسال کنم.راستش مشاور اینترنتی ام اینکار را از من خواسته است. از همه خوانندگان قدیمی وجدیدم معذرت می خواهم . باور کنید اصلا از این جور کارها خوشم نمی آیدولی راه دیگری ندارم ...دعایم کنید به شدت به دعا نیاز دارم ... هر کاری که کرده ام و هر مسئولیتی که داشته ام هرچند ممکن است بزرگ جلوه کند ولی حتما وظیفه ام بوده است.هیچ منتی بر کسی ندارم . تنها خدا ست که بر من منت نهاده و توفیق بعضی کارها را بمن داده است .سعی کرده ام در هر زمان و مکان بهترین کاری را که می توانستم انجام دهم و بعد از خدا تنها کسی که منتش را با جان و دل می پذیرم اردبیل است شهر من ، خانه من ، وطن من ...دیار سبلان ،یشهر مقدس ، آرتا ویل ،شهر عسل و اصالت ، با آبهای شفابخش، شقایقهای دامنه آن ، جنگلهای سرسبز حیران و فندقلو ، شورابیل و نئور ،...و همه زیبائیهای بکر ودست نخورده آن...  مردم بزرگ  آن ، همانها که عاشق امام  حسین و حضرت ابو الفضل(ع ) هستند... از کسی تمی ترسم ... به کسی مدیون نیستم و جز خدا که همیشه مهربان و بزرگ است و مردم  به کسی امید ندارم ... همانها که هماره در سخت ترین  لحظات زندگی یار و مددکار من بوده ا ند  و یقین دارم که خواهند بود ...

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٢ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak