فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

سلام. عیدتان مبارک !

امام صادق (ع) فرمود: فاطمه زهرا(س) صدیقه کبرائی است

که جهان آفرینش از آغاز برشناخت او به گردش درآمده است.

بحار الانوار - ج43- ص 105 

  

زیباترین موجود همه ی هستی بدنیا آمد.

زنی که آمد تا نوری باشد بر تاریکی های جهان !

زنی که آرام جان رسول است و یادآور بوی بهشت برای او ...

زنی که زندگی کوتاه پرخیر و برکتش به همه ی روزگارها می ارزد .

زنی که محبوبه ی الهی است و بهانه اصلی و علت واقعی خلقت !

زیباترین سلام ها و پاکترین درودها بر محبوبه الهی !مادر هستی!

دختر نبی(ص)! ، همسرولی (ع) و مادرحسنین (س) !

 

قال رسول الله (ص)

  و اما ابنتی فاطمه فانها سیده نسا العالمین من الاولین و الاخرین ...

متی قامت فی محرابها بین یدی ربها جل جلاله ، زهر نورها لملائکه السما

کما یزهر نورالکواکب لاهل الارض و یقول الله عزوجل لملائکه :

یا ملائکتی انظروا الی امتی فاطمه سیده امائی قائمه بین یدی ترتعد فرائصها

من خیفتی و قد اقبلت بقلبها علی عبادتی ...

و اما دخترم فاطمه سیده و سرور زنان عالم از اولین و آخرین آنهاست ...

هرگاه که در محراب عبادت در پیشگاه پروردگارش جل جلاله قرار می گیرد نورش برای

فرشتگان آسمان می درخشد چنانچه نور ستارگان برای اهل زمین تلالو می کند و

خداوند به فرشتگان می فرماید: ای ملائکه به بنده ام فاطمه سرور بندگانم نگاه کنید که

چگونه در پیشگاهم ایستاده و از خوف و خشیت من بدنش به لرزه افتاده و با دل به

عبادت من رو آورده است ...1)

 

وخدا زن را آفرید

تا میان این همه درد و مصیبت و تلخی و دشواری

هنوز امیدی برای عشق و زیبائی باشد.

و خدا زن را آفرید

تا جلوه ای از اسم مبارک لطیف و جمیل خود را

به فرشتگانی که خود را تنها تسبیح کنندگان می دانند نشان بدهد.

و خدا زن را آفرید

تا مانند خودش مظهراسم مبارک خالق و رب باشد

تا بندگانش را بدنیا بیاورد و در دامان پرمهر خود بپروراند

سلام بر زن . سلام بر مادر ، سلام بر دختر ، سلام بر خواهر .

سلام بر نازنینی که هر اسمی داشته باشد پر از مهر و عطوفت است

و بدون او دنیا ارزش ماندن را نداشت .

دوستشان بداریم و شکرگزار خدا باشیم که آنها را آفریده است...

1) بحارالانوار ج43، ص 172 ، روایت 12

شعر بانوی آب را به میمنت این روز خجسته برایتان می نویسم .

  

بانوی آب

بانوی سبز شعر سپید من، سلام !

مهرت آب بود و دلت آئینه

وای بر من !

که حریم آب و باران را شکستند...

پیش از تو نه کسی

غربت را می ­شناخت

و نه کسی درد را تفسیر می­کرد.

 

بانوی آبی محراب بلند عشق! بانوی مهر!

پیش از تو یاس­ها، سپید بود.

هیچ دختی، مام پدر نبود.

هیچ زن، کفو اسد نشد.

هیچ مادر، عطش را آب نداد  

و بر غربت لالائی نخواند...

 

شب سپید روز سیاه من ! بانوی قدر!

پیش از تو هیچ شب

به روشنی آن لیله ­ی سحر نبود.

هیچ دختر، بوی بهشت نداشت.

هیچ عروس، لباسش  

هیچ مادر، افطارکودکانش، نبخشید

و هیچ بانو، آفتاب را خطبه نکرد.

 

ریحانه ­ی رسول! دردانه­ ی ولی! بانوی سیب!

پیش از تو نمی­ دانستیم، می ­شود

پهلوی عرش را شکست!

و به آفتاب سیلی زد!

یا درب بهشت را سوزاند!

و حور را گریاند!

 

تفسیرهل اتی،کوثر، لیله ­ی قدر! بانوی دهر!

پیش از تو کوثر، معنا نداشت

و قدر قدر، غریب بود

وخدا از حجب حضور نام نازنین تو

فقط حور را از نعم بهشتی دهرحذف نمی­کرد!


پیش از تو مصحف­، صاحب نداشت

و فدک وارث نداشت

و رضای کسی، رضای خدا نبود ...

 

بانوی ارغوانی حسرت و درد و دریغ! بانوی آه !

پیش از تو هیچ ­کس 

گریه را این ­چنین بلند، نگریاند

و در عمرکوتاه خویش

تاریخ را یک­جا، نگنجاند

و به تابوت خویش، تبسم نکرد.

 

بانوی کبود مهر، رشک زهره، ماه !

خشم  وغربت و شرمت

آن­چنان بزرگ بود که مزارت را نیز

از چشم­ها پوشاندی

بربلندای قیام قامتت

تاریخ آن­چنان گنگ شد که

زمان شهادتت­ را هنوز هم، نمی­داند

و زمین آن­چنان گیج شد

که مکانش را هنوز هم پوشانده است.

 

نیلوفرحزین باغ بهشت من! بانوی یاس !

آه از آن دفن شبانه ­ات!...

بعد از تو، درد علی

جز چاه، محرم نیافت ...

بعد از تو هیچ زن

شبانه دفن نشد

و با مرگش، غصب و جهل را چنین نلرزاند.

و روزگار را درحسرت نشان خویش، ننشاند.

 

بانوی سپید شب انتظار من! بانوی فجر!

تو برتر از زمین وزمانی

تو برتر از مکین ومکانی

مطلع آفتاب و مغرب تو

هم­چنان ناپیداست

تا هور از غرب برآید

 ...

 بانوی سبز شعر سپید من! سلام !

تا طلوع آن آفتاب دیرین

گل طه، گل نرگس، گل یاسین

سلام !

سلام هی حتی مطلع الفجر ...

 اردبیل - فریبا احمدی 

نوشته شده در دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak