فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

 

سلام ... سلام بر دوستان ... سلام بر رجب ... ببخشید که مدتی است نیسنم . یک هفته ای اینجا نبودم . از طرفی زمان امتحانات دانشجویان است و من بیشتر از زمانی که خودم دانشجو بودم نگران امتحانات دانشجویانم هستم! مدتی هم راه دهکده بسته بود ( اینترنت ما قطع و وصل میشد! و می شود! ) خلاصه دیر شد ... امروز روز آخر ماه مبارک رجب است . مهمان ماههای بزرگ خداهستیم ،تا لحظه آخر روز آخر نباید رجب را رها بکنم. من به رجب امیدها داشتم ... رسم مهمانی را به جای آوریم ...

مایل بودم به مناسبت مبعث مقاله ای را که بانام خلق عظیم  ورسول عشق نوشته بودم برایتان بطورکامل  در چند نوبت پست کنم . قبلا خلاصه مقاله را برایتان نوشته بودم . مقدمه این مقاله که آنرا بسیار دوست دارم اخیرا در جشنواره ملی باران ( اردیبهشت 90) حائز تندیس و رتبه برگزیده گردید. اینها همه برای این بود که از تاخیرم از دوستان عذر بخواهم .   

 رسول عشق

انک لعلی خلق عظیم 

سلام بر طه­ی یسین «طه ماانزلنا القران علیک لتشقی»

سلام براحمد مرسل  «اسمه احمد »

سلام بر رحمت بی­انتها «رحمت للعالمین»

سلام بر صاحب خلق عظیم «انک لعلی خلق عظیم»

سلام بر رسول عشق و رحمت  «فبما رحمه من الله لنت لهم»

سلام بر معلم مدرسین 

 نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت     

                 به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

 اگر آن نور لطیف رحمانی، هدف و انگیزه اصلی بعثت خویش را اکمال بزرگواری­های اخلاق می­داند چرا از آن خلق عظیم توشه ای برنگیریم؟ چرا زبان و قلم خود را به نام و کلام او تبرک نکنیم که

او صاحب و ثمره سوگند (نون والقلم) است. «نون والقلم ومایسطرون»

خدایا! ما بندگان حقیر و مفلس تو چگونه از کسی بگوئیم که جبرئیل امین هم یارای همراهی با او را نیافت و فرمود: « لو دنوت انمله لاحترقت » اگر ذره ای جلوتر روم پروبالم سوزد!

خدایا ما بازماندگان در لیلة ظلمانی نشئه­ی دنیا چگونه از نوری دم نزنیم که ماه نیز از شرم روی او منشق گشت. (اقترب الساعه و انشق القمر)و او خود خورشید جهان افروز گشت که « والشمس وضحیها »

بارالها!  این چه خلقی­است که تو با همه عظمت و کبریائیت آن­را عظیم می­شماری؟!

ای خدائی­که دنیا و متاع آن­را با همه زرق و برق­ها و رنگ وریاهایش قلیل شمردی در احمد مرسل چه دیدی که او را به خلعت « لولاک» آراستی ؟!وبه فرشتگان حیران و واله در نونت سوگند خوردی که احمد برخلق عظیم است.«انک لعلی خلق عظیم»

این چه حسن خلقی­است که طه ویس دلیل اصلی بعثت خویش را در حدیث شریف «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» اتمام و اکمال بزرگواری­ها و کرامت­های اخلاق می­داند؟

این چه حسن سلوکی­است که اگر نبود همه از دورش پراکنده می­شدند

« لوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک» و به لطف و رحمت الهی رحیم دل و رئوف گردید.

این چه خلقی­است که دلیل اصلی گسترش سریع اسلام در برابر مسیحیت درهمه جا (چه درسرزمین عربستان و چه درخارج عربستان، چه درآسیا، چه در آفریقا و چه درجاهای دیگر) گردید؟ ...

بارخدایا! من که با قلم شکسته و زبان اعجم قادر به وصف نعمت­های بزرگ تو در دنیای قلیل­ات نیستم  چگونه می­توانم آن روح لطیف، لمعه روحانی، آن اکسیر اعظم و قران مجسم را به تصویر بکشم؟

چگونه از کسی سخن بگویم که جبرئیل امین نیز از رفتن با او در آن شب جهان افروز باز ماند؟ مرا همین بس که حیران روی او باشم و مست از بوی او. 

به­راستی که باید گفت :

                        بلغ العلـــــــــی بکماله              کشف الدجی بجــــــــماله

                       حسنت جمیع خصـــــاله              صلـــــــــــــوا علیه و آله 

خدایا برما تکلیف فرمودی که او را تبعیت کنیم «ولکم فی رسول الله اسوه الحسنه » اما تو خود  فرمودی که «ما یکلف الله نفسا الا وسعها» 

پس چگونه ما بندگان  ظلوم وجهول و هلوع، بی­نظر لطف و عنایت تو جرات و جسارت آن­را داریم که از عبد و رسول تو سخن بگوییم « محمد(ص) رسول الله»  و داعی اطاعت و ولایت او را نمائیم؟

 ای فریادرس بی­پناهان! ای اجابت کننده ندای بیچارگان !

یا غیاث المستغیثین! یا مجیب الدعوه المضطرین !

 ما را دریاب که سخت به تو و لطف تو نیازمندیم تا رسول تو را بشناسیم که

(او را نشناخت مگر تو)  و ما عرفناک حق معرفتک ...

مقاله حاضر عرض ارادتی­است  به صاحب خلق عظیم !  

 برآن­که گنبد خضرایش دل و جان از ما ربود و کعبه عشق ما گردید و خال لبش، گرفتارمان کرد

 من به­خال لبت ای دوست گرفتارشدم       

                                  چشم­ بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

و چشم بیمارش بیمارمان کرد تا او خود طبیب دردهایمان باشد « طبیب دوار بطبه » و حکیم نفس­های اماره­مان گردد «ان النفس لاماره بالسوء»و شافی قلوب­ منکسر و ارواح مجروح و مشتاقمان باشد. »کتب فی قلوبهم ایمان» 

          گرطبیبانه بیائی به سر بالینم      

                        به دو عالم ندهم لذت بیماری را

                                                      حبیب آمد، طبیب آمد

                                                                           السلام علیک یا حبیب الله

 اصل مقاله

 الف : سیمای پیامبراعظم (ص)

 1- چهره زیبای پیامبراعظم (ص)

 صورت زیبای حضرت رسول(ص) : صورت ایشان گرد بود 1) و مانند مروارید درخشان بود2)   رنگ آن نه سفید زننده، بلکه سفید مایل به سرخی بود 3 )

 پیامبر می­فرمود:  یوسف(ع) از من زیباتر بود ولی من از او ملیح ترم 4)

 2-   نور جمال پیامبراعظم (ص)

 صورت پیامبر مانند ماه شب چهارده می درخشید 5) و وقتی کسی او را در شب تاریک میدید مانند آن بود که پاره ماه را ببیند6) هر جا که ایشان می­نشست نوری از سمت راست و چپ آن حضرت می­تابید 7)

 3-   چشم و ابروی پیامبر اعظم (ص)

   چشمان پیامبر سیاه وزیبا و ابروانش سیاه و باریک بود و به­هم پیوسته به­نظر می­رسید 8) حدقه چشم او سیاه 9) ، در سفیدی چشمان او کمی سرخی بود و ابروانی به­هم پیوسته و مژه هائی بلند داشت10)  ابروان ایشان کمانی و کشیده بود در عین حالی­که از هم جدا بود پیوسته به­نظر می­رسید11)

 4- دهان و لب و دندان پیامبراعظم (ص)

 وقتی­که پیامبر سخن می­گفت، دندان­هایش برق می­زد12)  دندان­های ثنایایش از هم جدا بود ولی فاصله نداشت 13) دهانش متناسب، دندان­هایش از هم جدا و سفید بود. 14)

 5- پیشانی و بینی پیامبر اعظم (ص)

  پیشانی ایشان بلند، کمی مایل به جلو و گونه­های او برجسته بود، بینی او قلمی و کشیده بود 15) بینی او کشیده و بلند و از آن نوری نمایان بود که به­نظر می­رسید برآمدگی دارد 16) چانه حضرت کوتاه و متناسب بود.

  6- دستها و پاهای پیامبراعظم (ص)

 دست­ها و پاهای ایشان صاف، ساق­هایش معتدل،  لگن­اش کمی پهن و استخوان­های مفصلش درشت بود 17) کف دست­های ایشان مانند کف دست عطرفروشان معطر بود18) انس میگوید من هیچ دیبا و ابریشمی ندیدم که از کف دست پیامبر (ص) نرمتر باشد.

 7- قامت واندام پیامبراعظم (ص)

 پیامبر (ص) نه لاغر بود ونه فربه بلکه قامتی متوسط داشت 19)  اندامی لطیف وچشم نواز داشت 20) قامت واندامش معتدل، سینه­اش با شکم مساوی، سینه پهن و گردنش در زیبائی و درخشش همچون نقره خام بود. پیامبر(ص) چهارشانه وشانه­هایش پهن و بزرگ بود.

  8- موی سر و صورت پیامبراعظم (ص)

 موی سر ایشان صاف بود و بلندی موی سر ایشان به شانه­هایشان می­رسید21) محاسن ایشان  پرپشت بود 22) مشارب ایشان پرپشت ولی کوتاه بود 23) از وسط سینه تا ناف خطی باریک ازموداشت24) ولی سینه­ها وشکم ایشان بدون مو بود.

  9- مهر نبوت پیامبر اعظم (ص)

 درمیان دو کتفش مهر نبوت قرار داشت 25) که به رنگ قرمز، به اندازه یک تخم کبوتر ودر میان موهای متراکم قرار داشت.26)

  10- بوی عطر پیامبراعظم (ص)

 پیامبر(ص) فرمود : هرکس که می­خواهد بوی عطر مرا استشمام کند گل سرخ (گل محمدی) را ببوید27) ، بدن ایشان معطر بود، بدون اینکه از عطر استفاده کرده باشد 28)

عرق درصورتش چون مروارید می­غلتید و بوی او از مشک خوشبوتر بود29)  مردم پیامبر (ص) را به­وسیله بوی خوشی که از آن حضرت به مشام می­رسید، می­شناختند و درشب تاریک اگر او را می­دیدند، از بوی عطرش میفهمیدند که آن حضرت است.30) هزینه عطر ایشان بیش از هزینه خوراک آن حضرت بود.31)

   11- آراستگی پیامبراعظم (ص)

 پیامبر(ص) موهای خود را شانه می­زد و غالبا با آب شانه میکرد و می­فرمود: آب برای خوشبو کردن مومن کافی است.32) عادت پیامبر(ص) این بود که به آینه نگاه کرده و موهای سرش را صاف و شانه می­کرد وگاهی این کار را در برابرآب انجام می­داد و موی سر خویش را صاف می­نمود.33)

 پیامبر (ص) موی ریش خود را شانه می­زد و می­فرمود: این کار هوش را زیاد و بلغم را نابود میکند.34) پیامبر(ص) فرمود : سنت آن است که انسان موی شارب (سبیل) خود را بگیرد  به­گونه­ای که لب آشکار شود. 35)

  امام صادق (ع) می­فرماید: پیامبر(ص) خضاب می­کرد و موی خضاب شده حضرت اکنون نزد ما موجود است.36)  پیامبر(ص) خود را برای اصحاب چنان میاراست که برای خانواده­اش و می­فرمود: خداوند دوست دارد که بنده­اش وقتی به­سوی دوستانش می­رود آراسته باشد وخود را آماده بنماید.37)

  منابع

 1- امالی ، ابن بابویه، محمد بن علی ، قم ، وحدت بخش ، 1384 ،ج1، ص350

 2 - مکارم الاخلاق، طبرسی ، حسن بن فضل ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، چاپخانه حیدری 1376،  ج1، ص24

 3- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376 صص155-157

 4- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376،ج 1، ص157

 5- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376 ،ج 1، ص155

 6- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376 ،ص155، ج1ص123

 7- احتجاج ، طبرسی، ابومنصور احمد بن علی، قم الشریف الرضی ،1380

 8- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376، ج1، ص155

 9- بحارالانوار، مجلسی، محمد بن باقربن محمد تقی ، بیروت ، لبنان ، دار الاحیا التراث ، موسسه تاریخ العربی ، 1992، ج 16ص190

 10- مناقب، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376، ج1 ص155

 11- معانی الاخبار، ابن بابویه ، محمد بن علی ، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه قم ، موسسه النشر الاسلامی ،1361 ، ص79

 12-  مکارم الاخلاق، طبرسی ، حسن بن فضل ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، چاپخانه حیدری 1376، ج1، ص22

 13- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376،ج1، ص155

 14- الاخلاق، طبرسی ، حسن بن فضل ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، چاپخانه حیدری 1376، ج1، ص22

 15- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،

 1376 - ج1 ص 155

 16- معانی الاخبار، ابن بابویه ، محمد بن علی ، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه قم ، موسسه النشر الاسلامی ،1361 - ص79

 17- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376، ج1، ص155

 18- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376

  ج1، ص 155

 19- مکارم الاخلاق، طبرسی ، حسن بن فضل ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، چاپخانه حیدری 1376، ج 1 ، ص24

 20- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376، ج1ص155

 21- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376

  ج1ص157

 22- معانی الاخبار، ابن بابویه ، محمد بن علی ، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه قم ، موسسه النشر الاسلامی ،1361 ، ص79

 23- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376

  ج1ص156

 24- معانی الاخبار، ابن بابویه ، محمد بن علی ، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه قم ، موسسه النشر الاسلامی ،1361 ، ص79

 25- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376

 ج1 ص155

 26- بحارالانوار،  مجلسی، محمد بن باقربن محمد تقی ، بیروت ، لبنان ، دار الاحیا التراث ، موسسه تاریخ العربی ، 1992، ج 16- ص157

 27- مکارم الاخلاق، طبرسی ، حسن بن فضل ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، چاپخانه حیدری 1376، ج1، ص124

 28- بحارالانوار،  مجلسی، محمد بن باقربن محمد تقی ، بیروت ، لبنان ، دار الاحیا التراث ، موسسه تاریخ العربی ، 1992، ج16، ص192

 29- مناقب ، ابن شهر آشوب ، محمد بن علی ، نجف ، طبعه محمدکاظم المسکینی ،1376،  ج 1 ، ص157

 30- مکارم الاخلاق، طبرسی ، حسن بن فضل ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، چاپخانه حیدری 1376، ج1، ص124

 31- قرب الاسناد، قرب الاسناد، القمی ، عبدالله بن جعفر الحمیری، نجف ، مطبعه الحیدریه ، 1369- ص512

 32- مکارم الاخلاق، طبرسی ، حسن بن فضل ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، چاپخانه حیدری 1376، ج1،ص22

 33- مکارم الاخلاق، طبرسی ، حسن بن فضل ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، چاپخانه حیدری 1376، ج1، ص36

 34- خصال، باب الخمس، ابن بابویه ، محمد بن علی ، جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه قم ، موسسه النشر الاسلامی ،1362

 35- اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب ، تهران ، علمیه الاسلامیه ، 1364 ،ج6، ص487 

 36- من لایحضره الفقیه، ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه القمی صدوق،‌ تحقیق: علی اکبر غفاری،‌ مؤسسه النشرالاسلامی قم ، ص30

 37- مکارم الاخلاق، طبرسی ، حسن بن فضل ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، چاپخانه حیدری 1376، ج1، ص36

 

نوشته شده در شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak