فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

بعد از تو

بعد از تو چشمهایم  تاب گریستن نداشت

بعد از تو چشمهایم  آب گریستن نداشت

گریستن که نه ! نای نگریستن هم نداشت !

بعد ازتو ، بهشت را در بهارو

بهار را در بهشت دفن کرده ام

بعد ازتو ، بهشت را در بهار و

بهار را در بهشت دفن کرده ام

آیات مهربان چشمهای پرستاره ترا ختم کرده ام

بعد از تو ای امام من !

کز کوثر کلام تو شعر من سترگ

ای ماهتاب پیشانی بلند تو رشک آفتاب

لبختد و خنده را به چهره افسرده ام اخم کرده ام

بعد از تو ای امید من !

ای طنین ترنم باران ، وامدار نگاه تو

ای طنین ترنم باران ، وامدار نگاه تو

به آن آخرین نماز پر از رمز و راز تو

گم گشته ام  زخویش و سویدای سینه ام زخم کرده ام

گوئیا که خودم ، خودم را دفن کرده ام ...

 

  اردبیل -  فریبا احمدی

نوشته شده در دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٧ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak