فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

همه دلتنگی هایم را به باد و باران می سپارم ...

سلام

سلام بر بهار

 سلام بر بهاریان

سلام بر آنها که در پنهان خویش بهاری برای شکفتن دارند.

و سلام بر آنها که در انتظار بهارند.

بهاری یگانه ،

 بهاری که خزان ندارد.

اگر امید به شکفتن دوباره غنچه ها و شکوفه ها نبود ، سختی و سرمای زمستان را چگونه تاب می آوردیم؟

اگر منتظر صدای شکفتن سبزه ها و شکافتن هسته ها و رویش دانه ها نبودیم، چگونه سکوت مرگبار زمستان را سپری میکردیم  ؟

اگردر انتظار بوی عطر نرگس (عج) و گلهای محمدی (ص) نبودیم، چگونه این روزهای سرد و خاموش و بیرنگ و بو را میگذراندیم ؟

اگر نمیدانستیم که می آید و با خود عطر یاس ها و نرگس ها را در همه دنیا می پراکند

و نور خدائی خویش را در ظلمتکده  دهکده خاموش جهان می افشاند،

چگونه این همه درد و رنج  و تلخی و سختی دوران هجران را تحمل می کردیم ؟

اگر ، اگر و اگر ...

برای آمدنش آئینه ها  دخیل بسته اند ،

 برای آمدنش شمع ها  نذرکرده اند،  

گلدسته ها را دیدم که دعا می کردند ،

 برای حضورش غنچه ها با همه بی زبانی

 سینه هایشان را چاک کرده اند

 و تحویل سال  را هم دیدم که  برایش بی قراری می کرد ...

 شنیده ام که می آئی ، بهار سرمه ی راهت        دو چشم من، بهشت من ، فدای ناز نگاهت 

فریبا احمدی -اردبیل  

نوشته شده در سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳٩٢ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak