فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

 این روزها سخت دلم تنگ می شود...

بعد از تو

 بعد از تو چشمهایم تاب گریستن نداشت.

بعد از تو چشمهایم  آب گریستن نداشت.

گریستن که نه ! نای نگریستن هم نداشت !

 

بعد ازتو، بهشت را در بهارو

بهار را در بهشت دفن کرده ام .

بعد ازتو ، بهشت را در بهار و

بهار را در بهشت دفن کرده ام .

آیات مهربان چشمهای  پرستاره ی تو را ختم کرده ام .

 

بعد از تو ای امام من !

کز کوثر کلام تو شعر من سترگ

ای ماهتاب پیشانی بلند تو رشک آفتاب !

لبخند و خنده را به چهره افسرده ام اخم کرده ام.                          

 

بعد از تو ای امید من !

ای طنین ترنم باران ، وامدار نگاه تو!

ای طنین ترنم باران ، وامدار نگاه تو!

به آن آخرین نماز پر از رمز و راز تو

گم گشته ام  زخویش و سویدای سینه ام زخم کرده ام.

گوئیا که خودم ، خودم را دفن کرده ام ...

  

 اردبیل -  فریبا احمدی 

نوشته شده در چهارشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak