فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

سلام ... سلام بر ماه خدا! سلام بر چشمه ی بهشتی ! سلام بر اهالی و دوستان رجب! خدایا این دل چیست که فرمودی : برای کسی دو دل در سینه اش قرار ندادی ! ماجعل الله لرجل من قلبین فی جوفه و خود را مسئول چرخش و گرداندن آن نمودی ان الله یحول بین المرء وقلبه .

یا مقلب القلوب که دلهای مارا شیدا و بیقرار کردی ، خود آرامشان کن که فرمودی  الا بذکرالله تطمئن القلوب ...

شاید نتوانم طبق روال همیشگی به خانه هایتان بیایم و حلول این ماه مبارک را تبریک بگویم چون سخت بیمار هستم و بشدت به دعاهای شما نیاز دارم ...

هدیه ای برای رجبیون از نامه ها و برنامه های استاد بزرگ اخلاق علامه حسن زاده آملی ...

آقا از کدام دل می پرسد؟

آیا از دلی که مخروطی شکل صنوبری است و در پهلوی چپ قرار دارد؟

این دل در کار است و بطور طبیعی در قبض و بسط است. ولی این دل را درازگوش و خرگوش و استر و اشتر و دیگر جانوران نیز دارند و با آنها در داشتن این دل انبازیم وبدون هیچ دودلی ممّیز انسان از حیوان این دل نیست و آنکس که گفته

    آن کس که سرشت ناز گل کرد                        گل را به چهل صبـاح دل کرد

     دل آینـه ظهور خود ساخت                           دل مظهر پاک نور خود ساخت

در باره این دل مشترک نگفته است.

 و اگر از قلبی که لطیفه غیبی الهی است و قابل است که گنجینه معارف ربوبی گردد که بدان انسان از دیگر جانوران ممتاز است می پرسد؟خداوند عالمیان شاهد است که از جواب آن شرمسارم.

یکی از بزرگان اهل تمیز گفته است:اگر عرش وآنچه را که دربردارد صد هزار هزار برابر آن در گوشه ای از گوشه های دل عارف بالله نهاده شود بدان احساس نمیکند.

دیگری­گفته است:این مرد بزرگ از گنجایش دل خویش بدانچه یافته است سخن می گوید نه آنچنانکه گنجایش دل است.

آنگاه خود در گنجایش دل عارف بالله سخن گفته است که این زمان بگذار تا وقت دگر.

نه این است که خاتم(ص) فرمود: « لی مع الله وقتٌ لایسعنی فیه ملک مقرّبٌ و لا نبی مرسل».یعنی مرا با خداوند وقتی است که در آن وقت هیچ ملک مقرّب و هیچ پیغمبر مرسل نمیگنجد. و از این پیغمبران مرسل یکی خود آن حضرت است،سبحان الله از حلاوت گفتار.

 به حکم حدیث شریف قدسی:« لا تسعنی ارضی و سمائی و لکن یسعنی قلب عبدی المؤمن » دل محل ظهور تجلیات انوار الهی است.ترجمه این حدیث را از زبان عارف رومی بازگو کنیم:

گفت پیغمبر که حق فرموده است                  من نگنجم هیـچ در بالا و پست

در زمین و آسمـان و عرش نیـز                    من نگنجم ایـن یقین دان ای عزیز

در دل مؤمن بگنجـم ای عجب                  گر مرا جـویی در آن دلـها طلب

عرش با آن نور و با پهنای خویش             چون بدید او را برفت ازجای خویش

آری در حدیث دیگر است که « قلب المؤمن عرش الله الاعظم» یعنی دل مؤمن عرش اعظم خداوند است.

حقیقت هر چیز را صورت آن چیز گویند که همان هویت و واقعیت او است،لذا فرموده اند که کریمه «علّم آدم السماء کلّها » بیان صورت انسان است و این اسماء حقائق اشیاء است که قلب انسان چون بدانها آگاهی یابد غذای قلب بلکه عین قلب می شوند و این قلب همان لطیفه غیبی الهی است که ظرف علوم و معارف است و تشنه آب حیات علم است و دریایی است که هرچه آب بگیرد گنجایش آن بیشتر می شود.صاحبدلان در ظهور و تجلیات انوار این اسماء در افق بی کران عالم قلب حکایت ها دارند.

عجایب نقشها بینی خلاف رومی و چینی       اگر با دوست بنشینی زدنیا و آخرت غافل

قلبی که جامع همه اسماء حسنی و مظهر جمیع صفات علیا است آن قلب انسان کامل است که به اقتضای ذاتی و تکوینی هر اسمی باذن الله تعالی اسمی و رسمی و حکم و اثری دارد و لغت شناسان وزبان دانان وی را به اسامی مختلف خوانند:

من جمله جبرئیلش گویند که از عالم حقائق و دقائق خبر می دهد.

میکائیلش گویند که از معارف ومکارم به طالبان رزق بخش است.

اسرافیلش گویند که از معاد و بازگشت مریدان را آگاه می فرماید.

عزرائیلش گویند که قتل نفس اماّره مریدان می نماید.

قطب وقت است او و اسرافیل جان             مرده ساز و زنده ساز در زمان

گر سرافیلش بخوانی تو بجـا است             جبرئیلش گر بگویی هم روا است

اوست میکائیل ارزاق حضــور                   اوست عزرائیــل نفس پر شرور

آدم کل است و مسجود ملــک                 غایت ایجــاد و مسعود فلــک

آدمش گویند زیرا که معلم طالبان راه هدایت است.

نوحش گویند برای آنکه نجات دهنده از طوفان بلاست.

ابراهیمش گویند زیرا که از نار هستی گذشته و نمرود خواهش را کشته و خلیل حضرت حق جلّ شأنه گشته است.

موسایش گویند برای اینکه فرعون هستی رابه نیل نیستی غرق نموده،در طور قرب اله مناجات میکند.

خضرش میگویند به جهت آنکه از آب حیوان علم الدنّی خورده و به حیات جاودانی پی برده .

الیاسش گویند زیرا که جالوت هستی را کشته و خلیفه خدا گشته.

لقمانش گویند زیرا که طبیب نفوس است و در شناختن علل و امراض باطنی مانند جالینوس است.

سلیمانش گویند زیراکه زبان مرغان می داند یعنی مطلع بر احوال مریدان است و به طیور حواس ظاهری وباطنی خود حکمران.

عیسی زمانش نیز نامند برای آنکه دلهای مرده را زنده می سازد و دجّال اعور آمال را برمیاندازد.

و مهدی و هادی نیز گویند چنانکه مولوی گفته:

هادی و مهدی وی است ای راه جو                    هم به پنهان و هم نشسته روبرو

اسکندرش گویند زیرا که سدّ یأجوج و مأجوج خطرات نفسانی و خطرات شیطانی مریدان را می بندد.

و سیمرغش گویند بدان جهت که در پس قاب قلب مخفی است.

سواد اعظم و بحر محیط نیز گویند برای آنکه هر طالب  که خود را بدان می رساند او را از آلودگی پاک می کند.

یوسف  گویند جهت آنکه در مصر ولایت عزیز است.

آفتابش گویند برای آنکه طالبان را از معارف سیراب می سازد.

ترسا گویند برای آنکه مجرد و آزاد است.

مرآت و آینه نیز گویند از جهت آنکه هرکس به  وی مقابل می شود اگر متقـی است نیک مشاهده می نماید و اگر شقی است زشت ملاحظه می کند کما قال المولوی:

گفت من آیینه ام مصقول دوست               ترک و روم و هندو آن بیند که اوست

خلاصه معلَّم بتعلیم علّم الاسماء و لوح المحفوظ صور همه آنها و مصداق تامّ کل شی احصیناه فی امام مبین است که انسان کامل است و عاقل را اشاره کافی است.این چند اسم و بیان آن را به نقل از ریاض السیاحة جناب شیروانی  قدس سرّه  تبرک جسته ایم.

این قطب و قلب عالم امکان و امام الکل فی الکل امروز ولی الله الاعظم قائم آل محمد (ص) حجة بن الحسن العسکری مهدی منتظر (عج) است.

آن شاخ گل ار چه هست پنهان ز چمن                از فیض وجود اوست عالم گلشن

خورشید اگر چه هست در ابر نهــان                 از نور ویست باز عالــم روشن

حدیث آن قدوه عالمیان امام باقر (ع) را در اقسام قلب زینت و زیور این گرامی نامه قرار دهیم:

« القلوبُ ثَلاثَةٌ منکوسٌ لایَعی شیئاً مِنَ الخیر و هو قلبُ الکافر، و قلبٌ فیه نکتةٌ سَوْداءُ فالخیرُ و الشرُّ فیهِ یَعْتَلجانِ فأیّهما کانَتْ مِنهُ غَِلَب عَلیه، و قلبٌ مفتوح فیه مصابیحُ تَزهَرُ و لایطفأ نورُه اِلی یومِ القیمة و هو قلبُ المؤمن» .

ترجمه حدیث شریف به اختصار اینکه: دلها سه گونه اند:

دل سرنگون که هیچ خیری را نگاه نمی دارد و آن دل کافر است ،و دلی که در آن خَجَکی( نقطه ای) سیاه است خیر و شرّ در آن درکشتی وکشمش اند پس هر کدام از آن دو شده است همان بر وی چیره خواهد شد،و دلی که گشوده است،در آن چراغهایی می درخشند و تا روز رستاخیز خاموش نمی شوند و آن دل مؤمن است.

دل بینا می باید تا درباره دل سخن بگوید این  کوردل چه بگوید.

خداوند متعال توفیق تحصیل قلب سلیم مرحمت بفرماید که « یوم لاینفع مالٌ و لابنون الاّ من اتی الله بقلب سلیم» در پیش داریم.در خاتمه با عرض معذرت خواهش می کنم دست از دلم بردار و دل به صاحبدلی بسپار.

                                                            قم- حسن حسن زاده آملی

11 صفر 1396 هجری قمری = 23/11/1354

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak