فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

سلام ...

 

عیدتان مبارک .

 

ماه زیبای رجب دارد به همین سرعت تمام میشود .گوئی دیروز بودکه آماده آمدنش میشدیم.

 

کاش رجب ادامه می یافت ! کاش چشمه زیبای رجب ما را در خود می شست و رها میکرد.

 

نمیدانم چه سریست که من همیشه عاشق رجب بوده ام ... چند روزی بیشتر از آن نمانده است ومن از حالا دلتنگش هستم .

 

میدانم هر روز روز خداست، میدانم هر ماه ماه خداست و زمان خدا محرم و رمضان و رجب و شعبان ندارد. اما نمیدانم چرا این ماه و ماههای بعدی مثل اینکه  از نوعی دیگرند و رنگ و بوئی دیگر دارند.  ( حالا سعید میگوید متناقض گفتی ! راست میگوید )

 

بگذریم. در عمرمان یکبار خواسته بودیم مثل بچه مثبتها هر روز وبمان را بروز کنیم و یکدفعه پرونده زنها را ببندیم و بدهیم به خودشان که این بلا سر پرشین آمد ! و همه چیز بهم ریخت

 

اصلا بما نیامده درست و حسابی بروز شویم . شاید هم تقصیر بدقدمی زنهاست که هرچه مصیبت و بلاست باید سر آنها بیاید! (بیچاره آنها )

 

خب بگذریم بهرحال عید است و درعید نباید زیاد حرف منفی زد. اینروزها کارهایم خیلی زیاد است و ننوشتنم را دلیل نخواستنم ندانید.بسیاری از دوستانم نیستند. فکر میکنم آنها هم گرفتار همین مشکلات هستند. کاش فرصتی بود ومطلبی در باره این دهکده شیشه ای می نوشتم ( قرار بود بعد از سلام اینکار را بکند نمیدانم کجاست ؟ ) شاید ما زیادی آنرا جدی گرفته ایم،.شاید برای فرار از دنیای واقعی به این دنیای مجازی رو آورده ایم .شاید درست نیست که همه چیز خود را عیان و بی محابا در معرض نظر و پیام هرکس قرار دهیم ؟ شاید این دهکده به زیبائی و سادگی که با لفظ دهکده به ذهنمان خطور میکند نباشد ، شاید بسیاری تفاوت آشکاری با آنچه که می نمایند دارند؟ نمیدانم .اگر قرار بود چیزی دراین باره بنویسم حتما این محورها را باز میکردم .(خوبست که مجبور نیستم !)

 

بهرحال بخاطر احترام به دوستانی که درخواست بروز شدن دارند( مثلا اردشیر) و ضمن اظهار دلتنگی مجدد و نه گلایه از دوستان قدیم ، برای تغییر حال و هوای اینجا ضمن تبریک مبعث رسول اکرم (ص) مقدمه ای که پارسال با عنوان «خلق عظیم » نوشته بودم برایتان مینویسم.راستش را بخواهید آنرا خیلی دوست دارم!

 

اگر طولانی نشود خلاصه مقاله را هم می آورم.

 

 

مقدمه

 

عذری به درگاه رسول رحمت

 

سلام برطه ی یسین« طه ماانزلنا القران علیک لتشقی » ، سلام بر !حمد مرسل،«اسمه احمد »

 

 سلام بر «رحمت للعالمین» ، سلام بر صاحب خلق عظیم، « انک لعلی خلق عظیم »

 

سلام بر رسول عشق و رحمت « فبما رحمه من الله لنت لهم»  ، سلام بر معلم مدرسین 

 

 

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت              به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

 

اگر آن نور لطیف رحمانی ، هدف و انگیزه اصلی بعثت خویش را اکمال بزرگواریهای اخلاق میداند چرا از آن خلق عظیم توشه ای برنگیریم؟ چرا زبان و قلم خود را به نام و کلام او تبرک نکنیم که او صاحب و ثمره سوگند (نون والقلم) است.

 

خدایا ما بندگان حقیر و مفلس تو چگونه از کسی بگوئیم که جبرئیل امین  هم یارای همراهی با اورا نیافت و فرمود: « لو دنوت انمله لاحترقت » اگر ذره ای جلوتر روم پروبالم سوزد!

 

خدایا ما بازماندگان در لیلة ظلمانی نشئه دنیا چگونه از نوری دم نزنیم که ماه نیز از شرم روی او منشق گشت (اقترب الساعه و انشق القمر) و او خود خورشید جهان افروز گشت که

 

« والشمس وضحیها »

 

بارالها این چه خلقیست که تو با همه عظمت و کبریا ئیت آنرا عظیم میشماری؟!

 

ای خدائیکه دنیا و متاع آنرا با همه زرق و برقها و رنگ وریاهایش  قلیل شمردی ،در احمد مرسل چه دیدی که او را به خلعت « لولاک» آراستی و به فرشتگان حیران و واله در نونت سوگند خوردی که احمد بر خلق عظیم است .« انک لعلی خلق عظیم »

 

این چه حسن خلقیست که طه ویس دلیل اصلی بعثت خویش را در حدیث شریف « بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» اتمام و اکمال بزرگواریها و کرامتهای اخلاق میداند؟ این چه حسن سلوکیست که اگر نبود همه از دورش پراکنده میشدند « لوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک» و به لطف و رحمت الهی رحیم دل و رئوف گردید.

 

این چه خلقیست که دلیل اصلی گسترش سریع اسلام در برابر مسیحیت در همه جا ( چه در سرزمین عربستان وچه درخارج عربستان ،چه درآسیا ،جه در آفریقا وچه در جاهای دیگر) گردید؟

 

...

 

بارخدایا من که با قلم شکسته و زبان اعجم قادر به وصف نعمتهای بزرگ تو در دنیای قلیلت نیستم  چگونه میتوانم آن روح لطیف ، لمعه روحانی ،آن اکسیر اعظم و قران مجسم را به تصویر بکشم؟

 

چگونه از کسی سخن بگویم که جبرئیل امین نیز از رفتن با او در آن شب جهان افروز باز ماند؟

 

 مرا همین بس که حیران روی او باشم ومست از بوی او ،

 

براستی که باید گفت :

 

 

 بلغ العلـــــــــــی بکماله              کشف الدجــــــی بجماله

 

حسنت جمیع خصــــــاله             صلـــــــــــــوا علیه و آله 

 

 

خدایا برما تکلیف فرمودی که او را تبعیت کنیم « ولکم فی رسول الله اسوه الحسنه»

 

اما تو خود  فرمودی که «ما یکلف الله نفسا الا وسعها» 

 

پس چگونه ما بندگان  ظلوم وجهول و هلوع،  بی نظر لطف و عنایت تو جرات و جسارت آنرا داریم

 

که از عبد و رسول تو سخن بگوییم « محمد (ص) رسول الله»  وداعی اطاعت و ولایت او را نمائیم؟

 

 

ای فریادرس بی پناهان! ای اجابت کننده مضطرین !

 

یا غیاث المستغیثین ! یا مجیب الدعوه المضطرین !

 

 ما را دریاب که سخت به تو و لطف تو نیازمندیم تا رسول تو را بشناسیم که ( او را نشناخت مگر تو)  و ما عرفناک حق معرفتک ...

 

مقاله حاضر عرض ارادتیست  به صاحب خلق عظیم !  

 

 بر آنکه گنبد خضرایش دل و جان از ما ربود و کعبه عشق ما گردید و خال لبش، گرفتارمان کرد

 

 

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم                  چشم بیمار ترا دیدم و بیمار شدم

 

و چشم بیمارش بیمارمان کرد تا او خود طبیب دردهایمان باشد، « طبیب دوار بطبه »  و حکیم نفسهای اماره مان «ان النفس لاماره بالسوء» و شافی قلبهای منکسر و ارواح مجروح و مشتاقمان .

 

 

          گر طبیبانه بیائی به سر بالینم                         بدو عالم ندهم لذت بیماری را

 

                                             حبیب آمد ، طبیب آمد

 

                                                                          السلام علیک یا حبیب الله

 

 

چکیده مقاله 

 

در این مقاله با استفاده از ماخذ معتبر و کتب متعدد به گزیده ای از مشخصات سیما و سیره حضرت اشاره شده است. عناوین آن عبارتست از: سیمای پیامبراعظم (ص)، نورجمال، چشم و ابرو، لب و دهان، پیشانی و بینی، دستها و پاها، قامت ، مو، مهر نبوت، بوی عطر، آرایش ، عبادت ،روزه ، سیره، طبع بلند ، پیامبر مهربان، اخلاق قرانی، تواضع و فروتنی ، ابتدا به سلام ، نحوه دعوت ،  مانند فقیران ، سنت حسنه ، برخورد با اقشار، برآوردن نیاز ، با یاران ، برسفره ، درمجلس ، با کودکان ، حسن خلق ، وفای بعهد ، مهمانداری، هدیه پذیری ، با فرزندان ، مزاح‌ و بالاخره شجاعت پیامبر اعظم (ص).

 

صورت ایشان گرد بود و مانند ماه میدرخشید، چشمان ایشان سیاه و زیبا ، ابروانش کمانی و کشیده و دهانش متناسب  بود. پیشانی بلند،گونه ها برجسته ، بینی کشیده و چانه اش کوتاه و متناسب بود. دستها  و پاهایشان صاف، ساقها معتدل وکف دست او معطر بود. قامت معتدل و چهارشانه بود بین دوکتف ایشان مهر نبوت قرار داشت. موی ایشان صاف و بلندی آن به شانه ها میرسید.

 

مردم ایشان را از بوی خوششان میشناختند. هنگام عبادت ازخوف خدا رنگ چهره اش تغییر میکرد. نمازش تمام ولی کوتاه بود وخطبه اش از همه خطبه ها کوتاهتر بود. ماه شعبان، رمضان و سه روز هرماه را روزه میگرفت.

 

رسول خدا صاحب خلق نیکو بود که  اخلاق او قرآن بود. میفرمود بهترین شما خوش خلقترین شماست.به همه سلام میکرد وابتدا دست میداد.پوزش عذرخواهان را پذیرفته و با فقرا و بیچارگان نشست و برخاست میکرد. از یاران دلجوئی واهل فضل و دانش را احترام مینمود و هیچ سائلی را رد نمیکرد.

 

وقتی دختری بدنیا میامد میفرمود: ریحانه ایست که روزیش بر خداوند است . دیرتر از همه بخشم میامد و زودتر از همه راضی میشد. بعهد خود وفادار بود. مهمان را تا درب منزل مشایعت میکرد و هدیه را می پذیرفت. دست بر سر کودکان خود میکشید و با آنها بازی میکرد. بخاطر رافتش با اصحاب مزاح میکرد تا عظمت او آنها را نهراساند. در جنگ شجاعترین مردم بود و...             

 

اهمیت اخلاق کریمه بحدی ست که حضرت آنرا دلیل بعثت خویش میداند .خداوند در قران کریم بعد از سوگند بقلم، عظمت خلق او را ذکر میکند .یکی از دلایل گسترش سریع اسلام خلق عظیم ایشان است. هرچند امکان تبعیت کامل از ایشان دشوار است،اما به نص قران کریم موظف به تبعیت درحد توان از او هستیم.آشنائی با سیما و سیره نبوی ، علاوه بر افزایش عشق و محبت، از روشهای موثر سیر و سلوک بوده و باعث آمادگی برای الگو پذیری می باشد.

 

واژه های کلیدی :   نبی اعظم ( سلام الله و صلواته علیه ) خلق ، اخلاق

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸٦ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak