فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

سلام ، قرار نبود پس از «باز زندگی » چیز دیگری بنویسم . چه چیزی برتر از زندگیست؟ شاید مرگ ، مرگ قطعا بزرگتر و باشکوهتر از زندگیست ( هرکس همانگونه میمیرد که زندگی میکند ) و پیامهای دوستان نیز در پست آنقدر زیبابود که حتی نتوانستم چیزی بعنوان پاسخ برایشان بنویسم .فکر میکنم هرشخص بنحوی زندگی خود را تعریف کرد. اما مرگ که سختتر از زندگیست ، زیباترین مرگها شهادت است و زیباترین شهادتها هم شهادتیست که با معرفت ، غربت و مظلومیت بیشتری همراه باشد . لذا امروز ضمن اینکه مبحث مربوط به «باز زندگی» را باز میگذارم و از همه دوستان دیگر هم میخواهم نظرات خود را در آن بنویسند . بمناسبت ایام ارتحال و شهادتی که در آن بسر میبریم . خلاصه مقاله شب قدر و فاطمه زهرا ( س) را می نویسم ...

خلاصه مقاله فاطمه زهرا ( س) و شب قدر

 

این مقاله بااستناد به حدیث شریفی از معصوم (ع) که در تفسیر سوره قدر ، فاطمه زهرا (س) را شب قدر نامیده است ،درشرح وتبیین آن و درخصوص مقایسه تطبیقی آیات سوره مبارکه قدر با شخصیت، ابعاد وجودی و اسماء مبارکه کوثرطه، فاطمه زهرا(س) به رشته تحریر درآمده است.دراین مقاله آیات سوره قدر بترتیب ذکرشده و با توجه به هر آیه شباهت ظاهری یا معنوی آن آیه با فاطمه زهرا (س) ذکر شده که در مجموع یازده شباهت بین زهرای مرضیه با آیات کریمه قدر آورده شده است که باختصار بیان میشود:

 

1- اناانزلناه فی لیله القدر: همچنانکه شب قدرظرف زمانی نزول قران کریم است، صدیقه کبری،ام الائمه نیزمحل نزول امامان معصوم (س) است ،چرا که انسان کامل بمنزله قران است که تمام صفات وخصائل قرانی دراومتجلیست.حضرت علی (ع) نیزدرجنگ صفین با عبارت «انا قران ناطق» به این قضیه اشاره میکند.

 

2-وماادریک ما لیله القدر:دراین بخش به عظمت مافوق تصورایندوموجود الهی که قدرت شناخت کامل آنها را ازما سلب میکند وبه رفتار پیامبراکرم (ص) با ایشان اشاره شده است.

 

3- وماادریک ما لیله القدر:مجهولیت شب قدر بی شباهت به غربت ومظلومیت زهرای مرضیه نیست علاوه برابعاد وجودی ودرجات تقرب وسلوک الی الله،تاریخ دقیق ولادت شهادت ، طول عمروبالاخص مزارایشان برای ما مجهول میباشد(که از دردها و مصائب بزرگ شیعه است ).

 

 4- لیله القدر: بین ستر وپوشش شب با حجاب و عفاف زهرا (س) شباهت وجود دارد و نیز بین دردها و مصائب بیکرانیکه ایشانرا یکی از بکائین (بسیارگریه کنندگان) نمود، با سیاهی وظلمت شب اقتران وجود دارد.همچنانکه طبق آیات کریمه شب مایه سکون و آرامش است، زهرا(س) نیز مایه آرامش و تسلی خاندان عصمت بالاخص پدر است او تنها دختی است که مام پدراست.کنیه«ام ابیها» نشانگرابرازمحبت شدید از سوی پیامبر اکرم(ص) نسبت به ایشان بود، اما درخشش ونورانیت زهرای اطهر(س) با سیاهی و ظلمت شب درتضاد است.

 

5-لیله القدر : کوتاهی عمر زهرای مظلومه با کوتاهی شب قدر قابل قیاس است.

 

6-لیله القدرخیرمن الف شهر:خیرکثیرکوثرطه(ص)که ادامه نسل نبوت تاقیام قیامت ازدامان مطهراوست،باخیرو برکت شب قدرکه بتنهائی ازهزارماه برتراست،مقایسه شده است.

 

7-تنزل الملائکه والروح فیها: ازنظر روایات مسلم است که جبرئیل امین بر فاطمه زهرا (س) نازل میشد، درحالیکه حتی برائمه (ع) نیز نازل نمیشد هرچند فرشتگان دیگر به محضر آنان میرسیدند.حضرت امام خمینی(ره) نزول فرشته وحی بر ایشان را از بالاترین فضائل آن حضرت میشمارند.نزول فرشتگان درشب قدر و نزول آنها برزهرای محدثه ازشباهتهای دیگر آندوست.

 

8-باذن ربهم: همچنانکه درشب قدرهمه چیز به اذن و فرمان الهیست،زندگانی زهرای مرضیه (س) نیز در تمامی موارد به اذن وامرالهی بوده است . از زمان تکوین نطفه با آن سیب بهشتی  جریان تولد، اسما مبارکه،سکوت،فریاد،خشم ، قهر...همه برای رضای خدا بوده است چرا که اوراضیه ومرضیه است.تحت اذن وفرمان کامل خدابودن ازوجوه دیگرشباهتهای آندو بزرگوار است.

 

9- باذن ربهم من کل امر: همچنانکه درشب قدر تمام امور وحوادث سال شخص مقدر میشود،درکتاب منسوب به حضرت بنام مصحف زهرا(س) نیز تمام اخبار،حوادث و پیشامدهای خاندان امامت ومسلمین ازگذشته وآینده مشخص است.بین صحیفه حضرت زهرا(س) با مشخص شدن حوادث مقدر(من کل امر) در شب قدر شباهت وجود دارد.  

 

10-سلام : همچنانکه این شب سراسر سلام و آرامش و امنیت است،صدیقه طاهره نیز تمام وجودش مظهر لطف و رحمت الهی است.اوحورا انسیه ایست که همه خیر و برکت و نور و جمال دنیا وآخرت را باهم داراست.دراین بخش به اسماء مبارکه ایشان اشاره شده است.

 

11-سلام هی حتی مطلع الفجر:همچنانکه انتهای شب قدرطلوع فجر وصبح صادق است، انتهای امامت ازدامان پاک فاطمه(س) نیز،صبح ولایت است که یوسف زهرا(س)،فرزند طوروالعادیات، فرزندیس والذاریات، مهدی موعود(ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) ظهورکرده وشب تاریک ظلمتکده جهان را به صبح هدایت و رستگاری دلالت خواهد نمود.مطلع الفجرزهرا(س)مهدی موعود(عج) است.الیس صبح بقریب؟!آیاسپیده نزدیک نیست؟! 

شنیده ام که میآئی، بهار سرمه راهت         دو چشم من، بهشت من ، فدای ناز نگاهت

 

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

سلام ! فونت نوشته را کوچکتر کرده بودم بنظرم زیباتر بود . ظاهرا آقا یوسف نتوانسته بود بخواند. اختیارا پست قبلی را حذف و بجایش همان را با فونت بزرگتری نوشتم امکان تقسیم این پست به دو سه بخش نیست . احتمالا کامنتهای زهرا و نیما هم حذف خواهد شد. از آنها عذر میخواهم . البته تقصیر منکه نیست !

باز زندگی

 

زندگی چیست ؟ چرا تصور میکنیم باید طور خاصی باشد ؟ چرا فکر میکنیم چیزی یا کسی به آن معنا و مفهوم خواهد داد؟!

 

زندگی شاید نشستن در زیر شکوفه های درخت آلبالو باشد که همه عشق و خدا را باهم در زیر آن تجربه کنی.( اگر گیلاس مینوشتی شاعرانه تر بود فریبا ولی حیف که آلبالوست ،چه فرقی میکند مهم اینست که با شکوفه هایش عشق میکنی )

 

زندگی شاید کندن علفهای هرز ( چرا هرزند؟) باغچه باشد که گل سرخت راحت بتواند رشدکند ! تا آنجا که دستهایت خاکی و خاری ( منظور زخمیست) شود .( حیف !)

 

 و بعد پس دادن توپی آشفته که به حوض میافتد به پسرکی هراسان که در را به تندی میزند.

 

زندگی شاید گوش سپردن به صدای بیقرار ناظری و شنیدن آوای دل شیدای مطرب مهتابرو باشد.

 

زندگی شاید نماز با آوای شعری باشد که بیقرارت میکند و ترا در رکوع رها میکند تا به آرامی یک قاصدک پرواز کنی .

 

زندگی شاید خیس شدن سجاده ای آبی ست که دوستی با عشق آنرا برایت از مدینه آورده است .

 

زندگی شاید بیادآوردن تمام خاطرات دور کودکی باشد در سجده ای باشکوه که تصور میکنی به خاک رفته ای و دیگر نمیخواهی که  برخیزی .

 

زندگی شاید پرواز دوکبوتریست که آنقدر در آبی آسمان گم میشوند که تصور میکنی هرگز به خانه هایشان شان بازنخواهند گشت.

 

زندگی شاید سیگاریست که خسرو آتش میزند تا سالهای دود وآتش را از یاد برد.(ویا چه میدانم بیاد بیاورد!)

 

زندگی شاید چادرعروسکی ساراست که زهره میخواهد به زور آنرا سر باربی کند! ( بچه است دیگر!)

 

زندگی شاید تمیز کردن آئینه ایست که هر روز با انگشتان زهره لک برمیدارد ووقتی به آن نگاه میکنی خودت را در آن هنوز آشنا می بینی! خوبست که هنوز فراموشت نکرده ای

 

زندگی شاید درست کردن غذائیست که بچه ها دوستش دارند و یا ریختن شیر کاکائو در فنجانی که دوستش دارند!.

 

زندگی شاید دوباره خواندن از دولت عشق کاترین پاندر باشد. (گلبرگهایش مرا کشت !)

 

و یا پاسخ به پیامی مهرآمیز که برای بیماریت میگوید: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد !  وتو هم میگوئی : باز دیوانه شدم من ای طبیب!

 

زندگی شاید مکالمه ای طولانی و زیبا با رویاست (خواهرم) که میتواند زیباترین و دقیقترین احساسات ماورائی را برایت بگوید( درست مثل اینکه دارد فرمولهای سه بعدی فضائی شیمی را حل میکند) و بیماریت را در خواب دیده باشد.

 

زندگی شاید خستگی کامل جسم و روح است از فرسودگیهای اداره ای که در پیچ و خم بیکاریها و بروکراسیها باید بتوانی  بار دیگران  را یکجا بکشی و کار چند دانشجوی شاهد را درست کنی.

 

زندگی شاید کنسل شدن جلسه مهم صبح فرداست که آخرین دقایق ساعات اداری امروز متوجه میشوی که باید از 20 نفر که بسختی از آنها وقت گرفته بودی عذر بخواهی .

 

زندگی شاید تجربه دوباره میگرن است که درمانی ندارد.

 

یا قصه گوئی  شبانه برای زهره (که همیشه اصرار دارد مامان قصه خودمان نباشد) ومن همیشه قصه خودمان را میگویم.

 

 یا نگاه به منظره آبی جاری در جنگل که درست روبرویت به دیوار چسبانده ای.

 

زندگی شاید شستن خاکها و جمع کردن وسایل اضافی حیاط پشت خانه باشد و یا گذاشتن کریستالی در اطاق مطالعه بچه ها برای رعایت فنگ شوئی !

 

 ویاکشیدن یک پری دریایی و یا فرشته ای با مو! برای زهره (بیچاره آن دخترکه فرشته اش مو نداشت!)

 

زندگی شاید سر و کله زدن با دانشجویانیست که سرنوشتن تحقیق همیشه تنبلی میکنند

 

زندگی ( لطفا مامان  لطفا ) گفتن زهره است (از کدام cd  اش یاد گرفته ؟) که مجبورت میکند برخلاف سفارش همه کتابهای تربیت کودک ( به کودکان گفتن، از آنها شنیدن )  دلت یکجوری شود و به خواسته اش گردن بنهی!

 

زندگی شاید دیدن کامنت از دوستی قدیمیست که مدتها از او بیخبر یودی(چقدر خوشحال میشوی)

 

زندگی شاید خوردن چائی ست که مریم آنرا برایت با عشق و لبخند میآورد وشکوفه بهارنارنج در آن ریخته است.

 

زندگی شاید دادن اطمینان به مادری نگران از تنبلی چشم دختر خویش است. و یا بحثی محکم با پدری که نمیخواهد برای پسرش عینک تجویز کنی و نگاهت به تابلوئی که نوشته ای

 

 (سلامت بیمارم اولین هدف من خواهد بود: اصل اولیه قانون کنوانسیون ژنو در اخلاق پزشکی)

 

زندگی تلفن روزانه مادر مهربانیست که نگران تست و همیشه برایت خوابهای خوش می بیند .

 

زندگی شاید دریافت  یک شاخه گل بمناسبت روز معلم است.زندگی شاید گوش دادن به دل شیدای ناظریست و یا دنبال کردن بحثهای بیحاصل بنزین توسط سید ( کجایمان شیبه بقیه است که میخواهند این یکی را جهانی کنند؟) به شتر گفتند گردنت کجه،گفت کجام راسته؟!

 

زندگی برق انداختن ماشین توسط سید است، یا نگاه حسرتبار او به آسمان (بدنبال کبوترانی که برنخواهند گشت ) و یا خونی که از سینه اش می آید تا تو هرگز جنگ را فراموش نکنی .

 

زندگی به سادگی حل مسائل دشوار شیمی و فیزیک توسط مهسا نیست، زندگی حسرت مهساست به زهره که هر وقت خسته شد می تواند نقاشی اش را رها  یا cd  اش را خاموش کند.

 

 زندگی درد گرفتن دست مهساست از نوشتن و یا جوشیدن مغزش( بقول خودش ) از حفظ چیزهای بیحاصلی که در مدرسه به او و دیگران یاد میدهند.

 

زندگی شاید حل کردن مسائل ریاضی و پیدا کردن لغت از دیشکنری توسط مریم است که اگر حواست نباشد می بینی همه متن درسش را با تو ترجمه کرده است !

 

ویا نه نگاه مهربان اوست که در بازگشت از مطب کیف وچادر را از دستت میگیرد.

 

و یا وقتی همه از دست زهره میخواهیم دیوانه شویم او را به حیاط میبرد تا پروانه یا ماه را ( بسته به اینکه روز باشد یا شب ) به او نشان دهد!

 

زندگی پاک کردن عرق سید با دستهای کوچک زهره است.

 

زندگی ، زندگی ، زندگی ....

 

زندگی همین است ، همین چیزهای کوچک ،همان چیزهای بزرگ !  همین احساسات زودگذر ، همین اتفاقات ساده، مهم نیست شما مهمترین جلسه های رسمی را اداره یا کنسل کنی ! یا کوچکترین و ساده ترین کارهای خانه را انجام دهی .معلوم نیست تاثیر کدامش بیشتر باشد. شاید پیامی که برای کسی در وبش می نویسی آنقدر مهم باشد که به او (که نمیشناسی اش) دیدی نو و نگاهی جدید در زندگی ببخشد.

 

زندگی همین است ، همین معجزات هر روزه که از شدت تکرار به آنها عادت کرده ایم و دیگر آنها را معجزه نمی دانیم.در زندگی همه ما اینها هست  و یا چیزهای دیگریست که فقط خودمان میدانیم. (فقط اسمها فرق میکند)  چرا اینها را معجزه نمی دانیم ؟ چرا در انتظار معجزه بزرگتری هستیم ؟ چرا فکر میکنیم چیز دیگری باید به ما و زندگی مان معنا و مفهوم ببخشد؟! چرا مثل دخترهای نوجوان در انتظار شاهزاده ای با اسب سپید هستیم ؟!

 

کسی نیست، بیرون خبری نیست ، کس دیگری نیست. باید اینرا با همه تلخی اش بپذیریم.قبل از اینکه لازم شود قیمت بزرگی برای درک آن بپردازیم.همه چیز در درون توست.همه کس خود توئی ، چیز دیگری نیست ، کس دیگری نیست ، باور کن ...

 

معنای زندگی اینست که تو جاودانه ای، حتی اگر نتوانی در آن طرح (keo  ) برای کسانی که پنجاه هزار سال بعد زندگی میکنند از خودت و زندگیت بنویسی.

 

 مهم نیست کجا هستی ،در چه زمان و شرایطی زندگی میکنی ، مهم نیست که چقدر زندگیت آرام یا دشوار است.

 

 مهم اینست که هستی و در هر زمان و مکانی که قرار داری بهترین کاری را که در آن لحظه بنظرت درست میرسد انجام بدهی. مهم اینست که جرات داشته باشی مسئولیت کارهایت را بر عهده بگیری و خودت را مسئول حل مشکلات و پاسخ به سوالات خودت بدانی ،

 

مهم اینست که بتوانی خودت را و دیگران را ببخشی و دوست بداری.

 

مهم اینست که بهانه ای برای بزرگ شدن و دوست داشتن پیدا کنی، همین ...

 

 زندگی کن، احساس کن، از اینکه آسمانی آبی را میبنی بر خود ببال، از اینکه گلهای رز به این زیبائی و عطرو بو هستند لذت ببر، از اینکه با دستهایت می توانی خنکای آب را لمس کنی احساس نشاط کن، ...از اینکه ستاره ها به این زیبائی میدرخشند شاد باش. بهانه ای بتراش ، دلیلی برای شادی پیدا کن.بهانه ای برای دوست داشتن و دوست داشته شدن پیدا کن  حیف است ، فردا خیلی دیر است ، فردا که نه، همین چند لحظه دیگر هم دیر است  ... نزدیک اذان است ، باید بساطتت را جمع کنی و دوباره وضو بگیری تا روشن شوی، تسبیح کجا از دستم افتاد؟ داشتم برگها را میشمردم ، حتما  باز زهره آنرا زیر پتوی بابایش قایم کرده است ، امان از دست او! اگر گذاشت ما زندگیمان را بکنیم ؟! ...

 

فعلا خداحافظ   

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٦ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

 

ازطرف دیگر غرب در ذات خود تفوق طلب است، لذا برای برتری فرهنگی سیاسی برجهان و دیگر فرهنگها باید فرهنگ سازی کند .در حال حاضر مهمترین کار غرب  این است که مبانی نظری خود را که محصول ایده ها و اهداف خود است بزبان تصویر ترجمه کند و بزرگترین ویژگی غرب ترجمه معنا به تصویر است. همچنانکه قبلا نیز اشاره شد هالیوود که مرکز فیلمسازی آمریکاست در سال 700 فیلم میسازد و سالانه 15تا 16 میلیارد دلار سود خالص دارد و نزدیک به 78% سینماها و تلویزیونهای جهان از آن تغذیه میشود . لذا ما با یک قدرت و تاثیر و برنامه ریزی عظیمی از طرف غرب روبرو هستیم .اصولا هیچ فیلمی در غرب خنثی و بی هدف ساخته نمیشود. بلکه همه فیلمها هدفمند بوده و ازهمه مهمتر فرهنگسازی میکنند.

 

 بعضی از این فیلم ها با مهدویت در اسلام مرتبطند. متفکرین غرب به آینده جهان و سرنوشت بشریت توجه خاصی دارند و به دلیل داشتن فرهنگ غربی به مسئله((آینده نگری)) گرایش داشته و معتقدند اگر آینده را بشناسیم میتوانیم آنرا به نفع خود تغییر بدهیم و آنرا دوباره بسازیم. این مسئله را به وضوح در فیلم پیشگوئیهای نوستر دامرس نشان میدهند.

 

لذا غرب در فرهنگ خود مدینه فاضله دارد و قصد دارد افکار عمومی دنیا را در هر عقیده مذهبی به سوی آن جلب کند.مدینه فاضله ای که آمریکا وهالیوود برای جهان ترسیم میکنند، جهانی است که در آن فرهنگ غرب فرهنگ جهانی باشد و دین یهود ، دین برتر جهان و صهیونیستها رهبران سیاسی آن باشند. درراه رسیدن به این مهم، بزرگترین مانع خود را اسلام میدانند که به خاطر اعتقاد به مهدویت خطرناکترین دشمن آنها محسوب میشود. زیرا تنها دینی که در آن اعتقاد به آیه « هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون » سوره صف /9  مهدویت وجود دارد اسلام است که داعیه رهبری جهائی دنیا  را دارد. لذا به منظور مقابله با این مسئله با جلب افکار عمومی جنگ و برنامه ریزیهای عظیم فرهنگی تلاش میکنند تا مهدویت در اسلام شکست خورده وآمریکا و یهود رهبری جهان را بر عهده بگیرد و  به  حق مسلم خود برسد !

 

 فیلمهای زیادی در خصوص این مسئله شناخته شده است که میتوان به ماتریکس، روز استقلال،آرماگدون، پیشگوئیهای نوستر آدامرس ، محاصره و جنگ ستارگان اشاره کرد ...

 

  اما ... اما برخلاف تصور همه آنها  او می آید، مهدی می آید، اوکه منتقم حقیقی حسین( ع ) است. مهدی (عج) ادامه حسین (ع) است و انتظار ادامه عاشورا ، فرهنگ انتظار برآمده از فرهنگ عاشوراست ،  عاشورا روز حیات و قیام شیعه است و فرج روزبقا و عامل حفظ و استمرار آن .

 

مهدی ( عج ) وارث عاشوراست همچنان که حسین (ع) وارث پیامبران است .

 

انتظار کربلای دیگریست، بوسعت همه جهان و مصاف حق با باطل است در زمانی دیگر با این تفاوت که اینبار حق در ظاهر هم پیروز می شود. انتظار همان کربلاست در وسعت همه زمین در مقطع دیگری از تاریخ .انتظار ثمره کربلاست بدون کربلا انتظار بی معناست. یاران مهدی همه کربلائی اند که در فراز و فرود تاریخ غربال شده اند و عاشورا انتظار برآورده نشده شیعه است ، همچنانکه انتظار عاشورای برآورده شده شیعه است .انتظار و عاشورا دو بال پرواز شیعه است. عاشورایان پیمان خود را به آخر بردند  و مهدویان با کوله بار فرهنگ شهادت چشم انتظارند تا آن عهدی که با خدا و رسول برپاسداری از حرم وحریم ثارالله بسته اند بانجام رسانند.« فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر ومابدلوا تبدیلا » احزاب /23

 

  انتظار ادامه بعثت، غدیر و عاشوراست و مهدی (عج) همان کسی است که باری را که حسین(ع)  در مسیر کوفه در کربلا به زمین گذاشت، به کوفه میرساند. مهدی پرچم افتاده حسین(ع) را برخواهد افراشت و آرمانهای بلند اورا تحقق خواهد بخشید. برای ما دورماندگان از صحنه عاشورا یک راه بیشتر نمانده و آن ثبت نام در کلاس انتظار و درآمدن در خیل منتظران است که حقیقت انتظار همان در خیمه حسین (ع) بودن است. آنانکه در کربلا چکاچک شمشیرها را نچشیدند باید مرارت انتظار را به جان بخرند.

 

 این طالب بدم المقتول بکربلا؟!

 

                         

 

آیات و سور قرانی استفاده شده در مقاله

 

1- سوره حشر /9    و یوثرون علی انفسهم و لو کانوا بهم خصاصه و ایثار میکنند بر نفسهایشان ولو به آن نیاز داشته باشند .

 

2- انسان/9-8 و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما واسیرا ، انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزائا و لا شکورا  بردوستی خدا به فقیر واسیر و یتیم طعام می دهند میگویند ما فقط برای رضای خدا به شما طعام میدهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمی طلبیم .

 

3- انسان/3  انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا ما او را برا ه هدایت کردیم یا شکرگزارشد ویا ناسپاس

 

4- آل عمران/92 لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون .هرگز به نیکی واقعی نمیرسید مگراینکه آنچه راکه دوست دارید ببخشید.

 

5-توبه/52 قل هل تربصون بنا الا احدی الحسنیین بگو آیا در باره ما جزیکی ازدونیکی را انتظاردارید

 

6- تکویر / اذا الشمس کورت    آنگاه که خورشید درهم پیچیده شود

 

7- انفطار/2   اذا الکواکب انتثرت   آنگاه که ستارگان پراکنده شوند

 

8- الرحمن /41 یعرف المجرمون بسیماهم   مجرمان از چهره هاشان شناخته شوند

 

9- صف /8  یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم .الله متم نوره ولو کره الکافرون.آنان میخواهند نورخدا را با دهان خود خاموش کنند ولی خدا نورخود را کامل کند هرچند کافران خوش نداشته باشند

 

10 مزمل /8  وذکر اسم ربک و تبتل الیه تبتیلا   ونام پرورردگارت را یادکن وتنها دل به او ببند

 

11 مائده /56  فان حزب الله هم الغالبون   بدانید که حزب خداوند پیروز است

 

12- صف / 13 نصرمن الله و فتح قریب . نصرت و یاری از جانب خداوند است و پیروزی نزدیک است

 

13- مجادله /22 الا ان حزب الله هم المفلحون   بدانید که حزب خداوند رستگار است .

 

 

14 صف /9 هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره لمشرکون  اوست کسیکه  فرستاد رسولش را با هدایت و دین حق تا او را بر همه ادیان پیروز گرداند هرچند مشرکان را ناخوش آید .

 

 

15- احزاب /23 من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیهم  فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا . در میان مومنان کسانی هستند که بر سرعهدی که با خدا بسته اند صادقانه ایستادند بعضی پیمان خود را به آخر بردند و در راه او شربت شهادت نوشیدند و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییرو تبدیلی در عهد و پیمان خود ندارند.         

 

 

 

      منابع

 

 قران کریم- سوره های مبارکه :

 

آل عمران /92- مائده/56- توبه/52- احزاب/ 23- الرحمن/41- مجادله/22-صف/13-9-8، -مزمل/8 - انسان 9-8-3  تکویر/1- انفطار/2

 

-وصیتنامه شهید جواد پار از شهدای اردبیل

 

- حماسه حسینی- جلد دوم - شهید مرتضی مطهری تحریفات عاشورا صص167-168-171

 

- علی حقیقتی بر گونه اساطیر- دکتر علی شریعتی

 

- کتاب ظهور حضرت مهدی (عج) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان.

 

- نشریه  رایحه ظهور - سال سوم- شماره پنجم- مهدویت و سینمای غرب- اردیبهشت 82-ص8

 

- نشریه رایحه ظهور - شماره دوم همه چشم براهند - دی ماه 81  ص10

 

- نشریه  رایحه ظهور  دوره جدید- شماره اول-  از حسین(ع) تا مهدی (عج)

 

-مقاله چگونگی اجرای یادواره ها جشنواره ها و مراسم مجامع و برنامه های تکریم از شهدا و ایثارگران بقلم نویسنده، ارائه شده در فرهنگ هم اندیشی ایثار و شهادت تدوین دبیرخانه ،شورای هماهنگی ونظارت بر امر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت- ص4

 

- مقاله گروهها و ارزشها بقلم نویسنده ارائه شده و منتخب در همایش فرهنگی بسیج اساتید و مدرسین ص7-10-11   و همایش روان شناسی جهان معاصر در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل -  دکتر حسن بلخاری

 

- همایش دانشجوئی  پیام پدر- یادواره شهدا - آوینی و شهادت - به کوشش ستاد شاهد و ایثارگر دانشگاه شاهد و بنیاد شهید منطقه 6 تهران ص 96

 

- گزارش گردهمائی و کارگاه تخصصی اساتید مشاور و دبیران ستادهای شاهد و ایثارگرکشور دی ماه 83- مشهد مقدس ص 2-3

 

 

Veterans Affairs                                                                                       

 

www.waiter.persianblog.ir   

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٦ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

10- عدم تداوم فرهنگ ایثار و شهادت در آینده ، ماندن در گذشته و عدم پاسخگوئی به حال و آینده که باعث ابتر ماندن ، نقصان و توقف آن در گذشته و عدم امکان الگوگیری آن برای نسل آینده خواهد شد.

 این فرهنگ تنها زمانی تدوام می یابد که بتوانیم سیرتاریخی آنرا تبیین کنیم. در ابتدای مقاله گفتیم که تاریخ ایثار از زمان حضرت آدم (ع) شروع و تا آن آخرین منجی موعود (عج) ادامه خواهد یافت.

 

اگر به جنگ شهادت، جانبازی و واژه هائی از این قبیل  صرفاً بعنوان حوادثی غم انگیز، مصیبت بار و حسرت آور نگاه کنیم که فقط شایسته گریه و حسرت ویا مداحی و نوحه سرائی باشند، جز درد و رنج ،  و حسرت و مصیبت از شهادت چیزی نصیبمان نخواهد شد. اما شهادت علاوه بر وجهه مظلومیت و رنج ، چهره دیگری دارد که سراسر شور و شوق و اشتیاق و حماسه و غرور است.

 

 اینجا دیگر شهید نه بعنوان یک جوان ناکام بلکه بعنوان مرشد آگاهیست که نور میافشاند و بذر غیرت و افتخار و خشم و غرور می پراکند. هر چه آن سوی قضیه دردناک وغم انگیز است ،این طرف ماجرا زیبا وبا شکوه و حماسی و عظیم است. لذا ما علاوه بر گریه و عزاداری بر شهید و شاهد نیاز به آگاهی ومعرفت واقعی نسبت به او، علت و انگیزه حضور او در جبهه های 8سال دفاع مقدس و هدف او از انتخاب سرخ راه قیام و شهادت داریم و اگر امکان تداوم و سیلان فرهنگ جهاد و شهادت و ایثار و مقاومت را فراهم نکنیم، این فرهنگ در زمان و مکان خاص محصور شده و محدود و مقید میشود. فرهنگ شهادت تنها زمانی تدوام می یابد که بتوانیم سیرتاریخی آنرا تبیین کنیم.

 

 فرهنگ شیعه اجتهاد پویاست و یکی از مهمترین اصول اعتقادی شیعه اصل انتظار است. اما انتظار یعنی چشم براه بودن چشم براه یک دوست، یک واقعه خوب ، یک اتفاق بزرگ  و بالاخره یک آینده بهتر. باین معنا، انتظار یک مفهوم فطریست که در نهاد همه انسانها وجود دارد. امید به آینده ای بهتر در نهاد بشر بعنوان یک حقیقت و واقعیت فطری وجود دارد و اگر امید به آینده را از کسی بگیریم، او را محکوم به مرگ کرده ایم.

 

 انتظار سه رکن اساسی دارد:                                                                

 

1 - نا رضایتی از وضع موجود 2- امید به آینده ای مطلوب3 - تلاش در جهت تحقق آن

 

درمورد انتظار فرج هر سه این مولفه وجود دارد. فرد منتظر از جهانی که در آن بسر میبرد راضی نیست ، از مناسبات اجتماعی فرهنگی سیاسی که او را احاطه کرده است راضی نیست و امید دارد که آینده این مناسبات بهتر از حال آن باشد. از طرفی او در تحقق این آینده مطلوب میکوشد. آرزوی نهائی انسان منتظر، حاکمیت دین خدا بر سراسر کره زمین و برقراری قسط و عدالت و گسترش امنیت و رفاه در جای جای  کره خاکی است. آرزویی که از ابتدای تاریخ تا کنون و در زمان هیچ پیامبری محقق نشده است.

 

 عجیب این است که انتظار ظهور یک مصلح برزگ آسمانی زمان و مکان نمیشناسد و در همه اقوام و ملل حتی در ابتدائی ترین اقوام وجود داشته است. همه چشم به راهند! ایرانیان باستان منتظر گرزاسپدند، زرتشتیان او را سوشیانت یا سوشیانس (ناجی بزرگ جهان) میخوانند، در میان یهودیان ماشیع (مهدی بزرگ) و در آئین هندیان بنام آواتارا نامیده میشود، موعود بودائیان ماتیریاست (متحد کننده جهانی) و درمیان برهمائیان بنام ویشنوست، در کتاب شاکمونی از کتب مقدس برهمائیان بنام آخرین وصی مهتاطا (محمدص) و در کتاب پاتیکل بنام راهنما ( هادی مهدی) تعبیر شده است ، اهالی صربستان درانتظارمارکوکرالیریچ، ساکنان انگلستان درانتظار آرتور و اسکاندیناویها در انتظار اودین، یونیان در انتظار کالویبرگ (ناجی بزرگ) و اقوام اروپای مرکزی در انتظار بوخص، اقوام آمریکای لاتین در انتظار کوتزلکوتل و چینی ها در انتظار کریشنا بسر میبرند.عجیب است که همه چشم انتظارند!

 

نوشته شده در شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٦ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

۹-عدم توجه به شرایط روحی روانی شاهدان و خانواده های ایثارگران و عدم درک معضلات و مشکلات آنها

 

 یکی ازاسترس های بسیار شدید برای هر شخص فقدان یکی از والدین بالاخص پدر در دوران کودکی است و تاثیراتی که این مسئله تا ابد بر ذهن و روح کودک میگذارد بهیچوجه قابل پاک شدن نیست .حتی کسانیکه ظاهراً هیچ آسیب ظاهری از نظر جسمی در جبهه ندیده اند، حضور در آن فضای پر تنش و سخت، شنیدن غریو توپها و خمپاره ها و صدای انفجارها، دیدن شهادت و مجروحیت دوستان و همرزمان و درگیری با خصم متجاوز ولمس کردن کمبودها و مشکلات و ... تاثیرات بسیار عمیقی بر روح و روان آنان گذاشته است که بهیچوجه قابل انکار نیست. این امر در مورد کسانی صدق میکند که صرفا در جبهه حضور داشته اند و بنا بر فرض حتی 1% هم مجروح و جانباز نشده اند . حتی کسانی که در شهرهای خود در زمان جنگ مرتب صدای آژیر قرمز را می شنیدند و بطور مداوم در معرض و خطر  حملات هوائی و موشکی بوده اند، فشارهای شدیدی را بعلت استرسهای وارده تحمل کرده اند. امروزه فشار عصبی و استرس بلای قرن و سرمنشا اصلی بیماریهاست.حال با این وصف حساب آنها که آسیبهای شدید جسمی و روحی از گلوله ها و بمبارانها و حملات شیمیایی دیده اند روشن میشود .همه این مسائل در نهایت باعث شکنندگی و آسیب پذیری شدید جسمی و روحی جانبازان و بالاخص عزیزان شاهد (فرزندان شهدا)

می شود.

 

در اینجا تفاوتهائی بچشم میخورد که باید کاملا مورد مداقه قرار گیرد. رزمندگان و جانبازان بعلت حضور و درگیری مستقیم در جبهه و توانائی ابراز خشم و نفرت نسبت به دشمن غاصب وضعیت بهتری دارند و بیشتر مشکلات فعلیشان آسیبهای جسمی و یا روحی است.آزادگان سرفراز، آن کبوتران مهاجر شکسته بالی که اوج قساوت و سنگدلی بعثیان را با تمام تاروپود جسم و روح خویش تجربه کرده اند، قصه های پرغصه ای دارند که دل سنگها را نیز آب میکند.

 

اما در نهایت این عزیزان علیرغم همه فشارها وسختیها به آن حد از بزرگی روح و استقامت و پایداری رسیده اند که هماره بعنوان الگوی برتر زندگی ومرگ ! برای همه انسانهای آزاده جهان باقی خواهند ماند .

 

اما وضعیت خانواده و نزدیکان درجه اول مانند پدر ومادر و یا همسر و فرزندان شهدا و جانبازان کاملا متفاوت بوده و اصلا قابل قیاس با خود آنها نیست. در میان همه آنها نیز وضعیت فرزندان شهدا و جانبازان شاید مشکلتر باشد. زیرا پدرو مادر ، همسر و یا خواهر و برادر معمولا به آن حدی از رشد و آگاهی فکری ومذهبی و اجتماعی رسیده اند که ضمن تجزیه و تحلیل قضیه بتوانند بنحوی همه مصائب و مشکلات را بعنوان معامله با خداوند حساب نموده و تا حدی آرام شوند (بهرحال خود زمانی عزیزان خود را راهی جبهه ها کرده اند!) اما قضیه فرزندان و کودکان شاهد کاملا متفاوت است.چرا خود را جای آن بچه ای نمیگذاریم که هنوز متولد نشده بابایش شهید شده است ؟! و یا از زمانیکه کمی خوب و بد را فهمیده، پدرش را ساکت و غمگین روی ویلچر دیده  واز محبت وحضور واقعی پدر بی بهره مانده است ! چرا خود را جای  همسرا ن جانبازان بالاخص جانبازان      ( اعصاب،  شیمیائی و قطع نخاعی ) نمیگذاریم که با سکوت و رضایت همه دردهائی را تحمل میکنند که دیگران با همه ادعاهایشان  حتی یک هفته یا یک روز هم قادر به تحمل آنها  نیستند و چرا ؟! ...

 

بسیاری از فرزندان شهدا عملا توسط پدربزرگ و مادر بزرگ (که عمدتا سالخورده و داغدیده  اند) بزرگ شده اند و یا بعلت ازدواج مجدد مادر مشکلات پیچیده و دشوار دیگری را تحمل کرده و میکنند. لذا یکی از مشکلات اصلی عزیزان شاهد کمبود اعتماد بنفس و ضعف روحیه خودباوری و اتکاء به خویشتن است که رفتارهای غیراصولی و ترحم آمیز دیگران ( که معمولا با افراطها و تفریطهای غیرمنطقی همراه است ) آنرا تشدید میکند. مشکلات شخصیتی مذکور بهمراه احساس گناه و حقارتی که در قسمت قبل توضیح داده شد، ممکن است باعث شود تعدادی از فرزندان و یا خانواده شهدا سعی کنند به هر نحو ممکن نگذارند کسی از سهمیه بودن آنها  مطلع شود و یا گاهی از نظر ظاهری و تیپ لباس خود را به شکلی نشان میدهند که کسی حتی تصور اینکه این شخص ممکن است فرزند شهید یا جانباز باشد را نیز نکند!

 

البته لازم به ذکر است که عده ای از آنها هم مایل نیستند، علیرغم همه زحمات و مشقاتی که در خانواده بعلت فقدان پدر و یا بیماری و نقص عضو و جانبازی او تحمل میکنند ، از طرف بعضی ناراضیها مسئول پاسخگوئی به مشکلات  مردم مانند ( گرانی ، عدم اشتغال و...) نیز باشند !

 

مسئله بسیار مهم این است که بسیاری از عزیزان شاهد با وجود همه آن مشکلات و مسائل بغرنجی که تعدادی از آنها بیان شد و تعدادی دیگر حتی قابل درک و بیان هم نیست به موفقیتهای بزرگی در زمینه های مختلف علمی آموزشی فرهنگی و هنری نائل گردیده اند که همه، حاصل دعای خیر شهیدان و تلاشها وکوششهای شخصی خودشان و فعالیتهائی است که متولیان آنها اعم از خدمتگزاران در ارگانها و سازمانهای مربوطه و یا سرپرستان قانونی آنها با اشک چشم و خون دل انجام میدهند ، اما با توجه به عنوان مقاله که لزوم بازبینی کلیه مسائل در زمینه آسیب شناسی این عزیزان را متذکر میشود، حتی اگر تعداد اندکی از آنها دچار مشکل باشند باتوجه به اینکه عملا سرپرست ایشان بعد از شهدا ما هستیم و هرچند گفتن و شنیدن این مسائل برای ما تلخ و ناگوار است اما من علیرغم تمایل ، به بازگوئی و واشکا فی مشکلات آنها (درحدامکان) پرداختم.

 

نوشته شده در چهارشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

 

8-احساسهای ناخوشایند  خود کم بینی وضعف روحیه خودباوری

 

گاهی توسط تعدادی از خانواده های معظم شهدا و ایثارگران که از سهمیه های مختلف(در زمینه اشتغال یا تحصیل استفاده میکنند) بعلت عدم آگاهی و عدم توجیه آنها و مردم از وضعیت واقعی سهمیه ها احساسات نامطلوبی بچشم میخورد.همانطور که اشاره شد علیرغم اینکه تسهیلات و امکاناتی که در کشور ما به ایثارگران داده میشود، بهیچوجه قابل مقایسه با امتیازات داده شده توسط کشورهای دیگر نیست ، بعلت تبلیغات غلط وبزرگنمائیهای غیرواقعی،آنچنان این سهمیه ها بزرگ نشان داده شده اند که گاه در بین مردم عادی(که از سهمیه ها برخوردار نیستند) باعث ایجاد ناراحتی،دلسردی و عدم پذیرش میشود و در بین خود ایثارگران یااستفاده از آنها مخفی شده و بروز داده نمیشود ویا باعث احساس گناه و حقارت آنها میشود.

 

مثال روشن: در حال حاضر در جامعه ما چیزیکه بعنوان یکی از معضلات اصلی جوانان مطرح میشود سد کنکور است که واقعاً مایه اضطراب و استرس دانش آموزان میباشد. معمولا مرسوم است که هرکس که از کنکور قبول نمیشوددر صورتیکه خانواده یا دیگران علت آنرا از او بپرسند میگوید تقصیر سهمیه هاست که 40% دانشگاه را به خودشان اختصاص داده اند! شاید بهتر باشد قضیه سهمیه ها را برای یکبار هم که شده بطور واقعی به جامعه توضیح دهیم.

 

سهمیه مورد استفاده عزیزان شاهد و ایثارگر 2 سهمیه است:

 

1- سهمیه شاهد                                2- سهمیه رزمندگان

 

1- سهمیه شاهد: (سهمیه شاهد که صرفاً مختص فرزندان و همسران شهدا و یا جانبازان بالای 50%است) صرفاً5% بوده و مازاد بر ظرفیت دانشگاه است یعنی مثلاً اگر دانشگاه علوم پزشکی اردبیل در ترم جاری100نفر دانشجو پذیرش میکند 105دانشجو به آنجا معرفی خواهند شد که 5 نفر آن شاهد خواهد بود و آن 5 نفر نیز باید 75% نمره قبول شدگان در دانشگاهها را کسب کرده باشند تا بتوانند وارد دانشگاه شوند. یعنی دانشجوی شاهدا نه تنها میزکسی را اشغال نکرده است بلکه حتی کلیه هزینه های کلاس،تحصیل،آزمایشگاه و... او از ثبت نام تا زمان فراغت از تحصیل از طرف سازمانهای مربوطه به آموزش عالی پرداخت میشود در حالیکه در مورد غیر شاهدها چنین نیست.

 

2- سهمیه رزمندگان: سهمیه دوم هم که به سهمیه 40% مشهور است شامل خانواده شهدا (خواهر و برادر)،رزمندگان با حضور داوطلبانه حداقل 6ماه در جبهه، جانبازان، آزادگان و فرزندان آنهاست .جالب است بدانید که طبق آخرین آماریکه مدیرکل محترم اموردانشجویان شاهد و ایثارگر در همایش دی ماه 83 دبیران ستادهای شاهد و ایثارگر و اساتید مشاور درمشهد مقدس اعلام فرمودند: ازاین40% در زمانیکه اوج حضور این عزیزان دردانشگاهها (درسالهای70-69)  بود، فقط 22% توسط ایثارگران اشغال شده است و از سال80 به این طرف نیز بیش از 6/3% اشغال نشده است! و چقدر تلخ و غم انگیز است که بعضاً عزیزان شاهد ما در دانشگاهها به علت عدم روشن شدن این مسئله بار سنگین نگاهها و حرفهای سرزنش آلود و متلکهای تعدادی از اساتید و یا دیگر دانشجویان را معصومانه و مظلومانه تحمل میکنند و هر ردی کنکوری نیز گناه خود را به گردن شاهدان و ایثارگران می اندازد و چقدر تلختر و ظالمانه تر است تحمل بار سنگین این مسائل برای کسانی که خود بسیار آسیب پذیر هستند و در شرایط سخت روحی و روانی زندگی میکنند.در این مورد تنها راهکار مناسب شفاف سازی است.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

 

 

7- بزرگنمایی بیحاصل و مانورتبلیغاتی غیرواقعی درخصوص مزایا وتسهیلاتیکه بحق ولی بمقدارقلیل به خانواده شهدا وجانبازان (شهدای زنده)تعلق میگیرد.

 

در عین عدم تامین نیازهای طبیعی وضروری بسیاری ازخانواده های معظم شهداوایثارگران توسط بنیادها وسازمانهای مرتبط وعدم تکریم وارزشگذاری مناسب آنها با اکتفابه تشکیلات وسازمانهای عریض وطویل دولتی وحرکتهای موازی یامتقاطع برای رسیدگی به وضعیت زندگی و معاش آنها، عدم شفاف سازی تسهیلات و بزرگنمائی آنها در جامعه قضیه را تلختر و تاسفبارتر نموده واز مشکلات اصلی خانواده های معظم شهدا و ایثارگران است .

 

براستی چه چیزی میتوانددر مقابل شهادت به شهید یا خانواده او پرداخت شودتا در مقابل عظمت و ارزش شهادت ویا در مقابل خسارتی که پدر و مادر ویا همسروفرزندان او ازشهادت و فقدان عزیزترین جگرگوشه وتکیه گاه خودمی بیند سنگینی کند؟ هیچ، همچنانکه هیچ بری  بالاتر ازشهادت نیست هیچ امتیازی همسنگ شهادت نخواهدبود! وهمچنانکه هیچ عملی برتراز رسیدگی به خانواده شهدا نیست ، هیچ مابه ازای خارجی نمیتوانند جبران ذره ای از مصایب و دلتنگیها و   گریه ها و خون دلهای آنها را بنماید. پس اولا مشخص میشود که  هرتکریمی نسبت به این عزیزان ناچیز و کوچک است و ما وهمه داعیه داران خدمتگذاری به ایثارگران موظفیم بدون منت و چشمداشت و بدون ایجاد ذره ای حس حقارت یا مسایلی مانند آن ، وظایف خود رادر قبال آن عزیزان انجام دهیم.

 

عجیب است که در کشورهائی چون امریکا و ژاپن که از نظر مکتبی هیچ اعتقادی به شهید و شهادت وجود ندارد، خدمات بسیار زیاد و قابل توجهی همراه با تقدیر و تکریم و احترام نسبت به سربازان زمان جنگ و یا آسیب دیدگان از جنگهای جهانی، ویتنام و یا سایرتهاجمات نظامی آمریکا به شرق و غرب عالم انجام میشود که بعضا برای ما غیرقابل تصور است.

 

 

در سایت veterans Affair  به بعضی از این تسهیلات که در ابعاد مختلف آموزشی ،درمانی ،مادی و... انجام می شود اشاره شده است. خلاصه ای از ترجمه سایت جهت اطلاع در ذیل آورده میشود:

 

 تسهیلات ویژه برای سربازان جنگی در آمریکا شامل :

 

1-                   ارائه سرویس مسکن (دائم یا دراز مدت اجاره ای)،برای ایثارگران ووابستگان آنها

 

 2- مراکزخدمات مراقبتی به زندانیان جنگ ودارندگان نشان افتخاروسربازان جنگ خلیج فارس 

 

Federal Benefits for veterans & dependents Health care شامل پرستاری در منزل ، امکانات پزشکی و توانبخشی ، تسهیلات داروئی ، دندانپزشکی و معالجات بیماران الکلی و معتاد ، تسهیلات عینک ، سمعک و اعضای مصنوعی

 

3-                مراکز مشاوره آموزشهای شغلی

 

4-                دفتر آموزشی رزمندگان که برنامه آموزشی رزمندگان درکالجها و دانشگاههای آمریکا را بررسی و کنترل میکند وپشتیبانیهای آنها را تا گرفتن مدرک برعهده دارد.

 

5-                کالج هارپر و دانشگاه تنسی برنامه هائی برای آموزش رزمندگان وآموزش مکاتبه ای تدارک دیده اند

 

6-                کالج Erie برنامه های آموزشی را برای داوطلبان از اول ژوئن1985  تا 1998ارائه نموده و کسانی که از سال 1977مشارکتهای فعالانه را داشته اند تا سقف 8100 دلار وزارت دفاع آمریکا هزینه تحصیل  پرداخت مینماید.

 

7-                در ایالت تگزاس General Texas Veterans Health Care system  تسهیلاتی را برای سربازان جنگ ویتنام، جنگهای خارجی و سربازان دارای نشان افتخار در نظر گرفته است.

 

8-                دانشگاه امپوریاEmporia state university  :پذیرش دانشگاه شرایط ویژه ای را برای Veterans در صورتی که دارای ناتوانی جسمی حداقل20% باشند تدارک دیده و به سربازان قدیمی دارای ناتوانی،خدماتی را  در زمینه های کاریابی، تسهیلات آموزشی، مدارک عالی شغلی، مدارک دانشگاهی و حرف شغلی به خود و خانواده هایشان ارائه میدهد.

 

9-                دانشگاه اکلاهاما دپارتمان امور سربازان :زیر آرم دپارتمان،جمله

 

10-               Putting veterans first (ایثارگران مقدمند) حک شده است.

 

11-            دانشگاه اکلاهاما: دراین دانشگاه میلیونها دلاربرای امورآموزشی، بهداشتی و مشاوره ای سربازان هزینه میشود.

 

درژاپن نیز :

 

1- بازماندگان هیروشیما و ناکازاکی از تسهیلات ویژه مراقبت های پزشکی برخوردارند.

 

2- برای بستگان و فرزندان مبارزان جنگی تسهیلات ویژه ای وجود دارد.

 

3- در زمینه تهیه مسکن به افراد فاقد مسکن مساعدت لازم انجام میشود.

 

4- مرکز نگهداری بیماران کهنسال سربازان دوره جنگ وجود دارد.

 

5- مرکز مجهزی شامل تخصصهای مختلف پزشکی برای درمان و مراقبت از سربازان قدیمی دوران جنگ وجود دارد.

 

متاسفانه در مورد ایثارگران ما ضرب المثل آش نخورده و دهان سوخته تداعی می شود.

 

 

نوشته شده در شنبه ٥ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

شهر خونین من آن شیر شکارانت کو ؟               به سلام آمده ام های سوارانت کو؟

هر وجب خاک تو ، اندر گرو خونی بود                   تو که آزاد شدی وام گزارانت کو ؟

 

شهیدان رفته اند و ما مانده ایم!

 

عزیزان رفته اند و ما مانده ایم!

 

چه زیبا رفته اند و چه تنها مانده ایم

 

آزادیمان را ، حیاتمان را ، نفس کشیدنمان را مدیون آنانیم

 

چشمهای معصومشان ،ارواح مطهرشان

 

عکسهای گویایشان بما خیره شده اند.

 

براستی چه می گویند ؟ چه می خواهند ؟ چه می پرسند؟

 

می پرسند چه کرده ایم؟ !!

 

با وصیتهایشان ، با سفارشهایشان ، با شاهدهایشان!

 

با پست ها و سمتهایمان !

 

با میزها ، مقامها وسهمیه هایی

 

که از قبال خون آنان بما رسیده است!

 

 

 

5- محصورومقیدنمودن شهداوایثارگران دردایره های تنگ وکوچک وحقیرحزبها وانجمنها و گروهها  

 

تعداد قلیلی از شهدا به احزاب و گروههای خاصی(درداخل نظام) تعلق داشته اندولی حتی درمورد آنها نیز محصورکردنشان به فضای کوچک حزبها و گروههای سیاسی ظالمانه بنظر میرسد. زیرا شهید بزرگتر از زمان و مکان است ،شهید انسانی است که روحش به آن درجه از خودآگاهی و یقین رسیده است که جسمش حتی در حصار تنگ کوچه و خیابان روستا یا شهر خویش دراین دنیای خاکی نمیگنجد، تعدادی از شهدا به آن مرتبه از عرفان و انقطاع عن ماسوی الله « و تبتل الیه تبتیلا » سوره مزمل/ 8 رسیده بودند که دعاکرده اند هرگز پیکرشان یافت نشده و حتی وجبی از خاک این دنیا را اشغال نکنند!  بسیاری از جاویدالاثرها جزء ایندسته از شیفتگان هستند و چقدرتلخ است این شهدائیکه از ملک و ملکوت گذشته  و حتی تاب تحمل پیکر نحیف خود را ندارند وارد بازیهای سیاسی قدرت چپ و راست شوند. شهید و شاهد قابل در بند شدن دراساسنامه ، مرامنامه و اصول و تشکیلات حزبها و دستجات سیاسی (هرچند مومن و مذهبی) نیست .شهدا به یک مفهوم به حزب الله تعلق دارند حزب اللهی که غالب و پیروز است « فان حزب الله هم الغالبون » مائده /56 یا به شهادت میرسد که اوج آرمان و نهایت خواسته اوست و یا به پیروزی « نصرمن الله و فتح قریب » سوره صف/13 و این اوج رستگاری است که « الا ان حزب الله هم المفلحون»  مجادله/22.

 

 لذا بنظرمیرسدراهکار اصلی قضیه این باشد که  هیج حزب و گروهی نباید اجازه داشته باشد  با استفاده ابزاری چهره شامخ و نورانی شهدای والاتبار را مکدر کند و نباید صرفا جهت پوشاندن نقاط ضعف خود یا دیگران و یا عدم پاسخگوئی مناسب بعضی از دستگاههای دولتی در برابر مردم، وجهه شهدا را مخدوش کنیم که شهید ،خود،شاهد است. شاهدی بزرگ و گواهی بینا بر مظلومیت خویش و بر عملکرد ما.

 

 

6-تکرارهای بیهوده و برخورد قشری ، شعاری و کلیشه ای از سر رفع تکلیف و خالی نبودن عریضه صرفا جهت ارائه گزارش عملکرد به مقامات مافوق اداری و عدم ارتباط کافی ومناسب با نسل جوان وعدم انتقال مناسب فرهنگ جهاد وشهادت وایثار ودفاع به آنها.

 

 

شهادت را نمیتوان گزارش کرد شهادت را باید تجربه کرد! نباید فقط روضه شهید بخوانیم بلکه باید پایانه عقیدتی جهاد و شهادت را تبیین کنیم . براستی دیگر وقت کارهای تکراری و برنامه های کسل کننده و بی هدف سپری شده است و در این مقطع عدم توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و فکری نسل فعلی خطرناک است. زیرا این نسل در صحنه های پرشکوه انقلاب و جنگ و حال و هوا وفضای آن روزگاران مبارک (یاد باد آن روزگاران یاد باد) حضور نداشته است . شاید برای کسانی که گرد و خاک جبهه را استشمام کرده اند ، تلنگری و عکس و نواری کافی باشد تا بلافاصله روح خسته و ذهن مشتاق آنان را به فضای مقدس و روحانی سنگرها و خاکریزها ببرد ، اما برای دیگران قضیه فرق میکند . با وجودیکه کسانیکه امروزه آنها را بعنوان نسل سوم انقلاب میدانیم ، از ابتدای تولد در نظام کریمه جمهوری اسلامی رشد و تکوین یافته اند و با وجود تبلیغات وسیع دردرودیوارها و مدارس ، صدا و سیما ، کتابها ، نشریات و مجلات گوناگون، متاسفانه یا بعلت عدم جهت دهی مناسب این تبلیغات و یا آشنا نبودن و عدم تجهیز متولیان مربوطه با روشهای موثر و با بازده ، بعضی از جوانان و کودکان ما بجز اطلاعات ناکافی و گاهی نیز غلط، برداشت مناسبی از فرهنگ ایثار و شهادت ندارند.

 

راهکار:مقاله ای به قلم نویسنده درخصوص «چگونگی اجرای یادواره ها ،جشنواره ها ومراسم تکریم وتجلیل ازشهدا و ایثارگران »در «کتاب فرهنگ ایثار و شهادت » نوشته شده است که به خلاصه آن اشاره میشود

 

کوتاه سخن آنکه مراسم همایش و مسابقه یادمان شهدا باید:

 

بااستفاده از روشهای تبلیغی جذاب ،رسا ، موثر و مدرن قادر به ایجاد ارتباط بین نسلهای فعلی با ارزشها و آرمانهای شهدای بزرگواری باشد که در سن و سـال جـوانـان امروز از همه چیز خود گذشته و به جبهه های جوانمردی و شجاعت پای نهادند تا از مرز و بوم میهن اسلامی دفاع نمایند و پیام مظلومیت خویش را به گوش همه آزادگان جهان برسانند.تجلیل عمیق و هدفمند از شهدا از سویی پیام این ذخایر گرانبها را در معرض دید همگان قرار داده و از سویی به ملت و نسل کنونی نوعی حیات مکتبی , ایدئولوژیک و پایدار می دهد و حماسه استقامت وبیداری را در گوش جان آنها زمزمه میکند .یادمان شهدا بعنوان انسانهایی بزرگ و سرافراز،جریان شایسته سالاری و لزوم حفاظت از شجره طیبه انقلاب (که لاشرقیه ولاغربیه است ) واصول وارزشهای آنرا به منصه ظهور میرساند.یادمان شهدا انسانهایی را به تصویر میکشد که ضمن برخورداری از زهد و ایثار و شجاعت از اندیشه و معرفت دینی برخوردار بودند . تجلیل عاشقانه از شهدا اگر با تدبیر و معرفت همراه گردد ، بزرگترین عرصه شکوفایی اقتدار ملی و امنیت داخلی است و همواره حتی ابهت یاد و خاطره شهدا، اردوگاه دشمن را به لرزه می افکند.

 

روشهای تجلیل  باید موثر , مستدام , هدفمند وبا برنامه ریزی قبلی و زمان بندی مشخص انجام شود و در طی آن از هماهنگی ارگانهای ذیربط و کلیه علاقمندان توانا که با اخلاص و صرفاً  برای ادامه راه شهدا حاضر به تلاش و کوشش هستند استفاده گردد وباید با  تقسیم مناسب وظایف و استفاده از بودجه کافی و امکانات مکفی و حمایت همه جانبه مادی و معنوی این وظیفه شاق و دشوار را انجام داد. راهکارهای اجرایی برای برگزاری نمایشگاه از وصایای شهدا و همایش یادمان شهدا هر کدام در 40 بند آمده است.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

 

3- رتبه بندی ایثارگران و شهدا

 

ذهن انسان عاشق مقایسه و قیاس است وبرای هر چیز رتبه و درجه تعیین میکند. گاهی ما شهدا و ایثارگران را تقسیم می کنیم :شهدای شاخص، شهدای غیر شاخص ، رزمنده با حضور6 ماه یا بالاتر، جانباز زیر25 % و بالاتر و...هرچند ممکن است گاهی هنگام تعریف واژه ها و یا تعریف تسهیلات برای آنها، نیاز به این تقسیم بندی باشد، ولی براستی چه کسی  می تواند یک شاهد یاایثارگررا رتبه بندی کند؟! نه اینکه بواقع چنین رتبه بندی نباشد.حتما هست!

 

دراحادیث آمده است.در قیامت شهیدی میاورند که وقتی از او پرسیده میشود برای چه به جبهه رفته بودی ؟ میگوید برای خدا و میگویند نه ! توبخاطر شهرت ونام رفته بودی وآنراهم بدست آوردی! دیگری معلوم میشودکه بخاطر طلب غنیمت رفته بوده است و... تعدادی نیزخالصا ومخلصا (قربتا الی الله) به جهاد رفته و به فیض شهادت نایل شده بودند.

 

سخن من این نیست که چنین مقامها ورتبه هایی وجود ندارند. بلکه میگویم که ما حق این رتبه بندی رانداریم چرا که همه این مسائل خارج از میزان درک وحوزه معرفت ماست. براستی ما چه میدانیم که نیت کدام شهید پاکتر والهی تر بوده است؟ اصلا به ما چه مربوط است ؟ مگر جانباز  می دانست که این گلوله قراراست به کجایش بخورد آیا او را5% جانباز میکند یا70% و یا 100% ویکسره خلاص میشود! چیزی که میدانیم و شکی درآن نیست این است که شهید بمحض شهادت از همه گناهان ( بجز حق الناس ) پاک  می شود و بالاتر از شهادت هیچ فضلیت و برتری وجود ندارد ومقامی جز مقام انبیا و اولیا از شهدا برتر نیست .همین هم برای ماکافی است. زیرا نشئه دنیا (برهه ای که مادرآن هستیم) شب است، نامشخص ونامعلوم است. آنجاکه روزاست وروز واقعیست قیامت است (که هماره قران از آن بعنوان یوم نام میبرد یوم القیامه ،  یوم الدین ، یوم التغابن و...)

 

چیزیکه قیامت را روز و دنیا را شب میکند خورشیدو ماه نیست. زیرا که در آنروز(اذالشمس کورت) تکویر/1 خورشیدی نیست،تانشانه روزباشد (اذا الکواکب انتثرت) انفطار/2 ستاره ها پراکنده شده اندونیستند تانشانه شب باشند.آنچه که قیامت را روز و دنیا را شب میکند این است که آنزمان دیگرهمه چیزمشخص است ، هیچ چیزدرپرده ابهام و تاریکی نیست، دیگر خداوند رحمان ورحیم بخاطر رحمانیت وستاریت نیات وگناهان بندگان خویش را از دیگران پنهان نمیکند (یعرف المجرمون بسیماهم)  الرحمن /41  وازظاهرهرشخص جرم یا بیگناهی اومشخص است ولذا شاید بهترباشد دسته بندی شهدا وایثارگران را به زمان وبرهه دیگری واگذاریم.

 

 

4-عدم آشنایی با روشهای مدرن وجذاب تبلیغی برای شناساندن فرهنگ ایثارو شهادت، عدم ارتباط کافی ومناسب با نسل جوان وعدم انتقال مناسب فرهنگ جهاد وشهادت وایثار ودفاع به آنها وانفعال در برابر هجوم فرهنگ دهکده جهانی از معضلات وآسیبهای جدی فرهنگ ماست .امروزه جهان ، دنیای رنگ و نورو صداست.

 

از جمله مباحث مطرح و جدید (up to date) و فوق العاده مهم غربیها روانشناسی جهان معاصر است که  زیر ساختها، لایه های اصلی  رفتار و فرهنگ و مبادی اخلاق و معنوی تمدنها را تحت تأثیر قرار داده است .با توجه به مباحث مطرح در روانشناسی ( تقسیم ذهن به خودآگاه و ناخودآگاه، تخیل و رویا ) و تأکید روی روانکاوی که توسط فروید صورت گرفته از این نظر جهان امروز ، جهان تصویر ، نور ، رنگ ، سینما و پردازش اطلاعات است . اهرمهای جدی قدرت و کنترل آن در جهان امروز در اختیار دنیای انفورماتیک است و تمدنهای مسلط میدانند چگونه حکومت کنند و با استفاده از سیستمهای بسیار قدرتمند ارتباطی و شناخت مبانی نظری روانکاوی انسان چگونه برجان و روح انسانها نیز مسلط شوند .

 

حدود 40سال پیش مارشال مک لوهان اصطلاح دهکده جهانی را مطرح کرد.در این دیدگاه قدرت و نفوذ امواج ماهواره فاصله ها را حذف کرده و مرزهای جغرافیایی صرفاً مرزهای شیشه ای است و فاصله انسانها با اتفاقات به صفر رسیده و دنیا عملاً بسیار کوچک شده است .از جمله خصوصیات این دهکده ، تأثیر و تأثر بسیار بالا و ارتباط عمیق افراد است.هالیوود سالانه 700 فیلم در جهان تولید میکند که 80% کشورهای جهان سینماهایشان بطور مستقیم از آن استفاده میکنند و از این تعداد 90 فیلم بطور مستقیم یا غیر مستقیم با سرمایه گذاری وسفارش سناریوتوسط سازمان CIA  ساخته می شود که نقش بسیارمخربی را در تأثیر وتأثر در بین جوانان و کودکان ایفا میکند. دراین خصوص به مثالهائی اشاره میشود:

 

در سکانس شوی رقص مردگان مایکل جکسون (که در بیش از 70 کشور جهان کنسرت اجراءکرده است)  مردگان از تابوت خارج شده، از زمین بیرون می آیند تا رقص خود را اجراکنند ، هنر پیشه نیز باید تغییر ماهوی داده و همراه با آنها رقص  خود را ادامه دهد. در فیلم Blade (تیغ) نیز انسان درحالی که در سرعت جنون آمیز شهر گم شده ، برای گریز از این سرعت به موسیقی پناه میبرد و در نهایت این فیلم با بارش خون بر سر و صورت رقصندگان به اتمام می رسد .

 

در فیلم مصاحبه با خون آشام Interview with the vampire که از بازیگرانی چون تام کروز    Tom  Cruise  و برادپیت Brad pit  که ایندو بعد از دیوید دی کاپریو  هنرپیشه (تایتانیک ) دو بازیگر تراز اول از نظر محبوبیت دربین جوانان غربی هستند  استفاده می شود، خون آشامی وآماده کردن قربانی برای استفاده از خونش به تصویر کشیده شده و در تلخ ترین سکانس فیلم حتی یک دختر 9 ساله نیز توسط تام کروز خون آشام میشود. این فیلمها که انسان در آن به اوج پستی و حیوانیت ( خون آشامی ) میرسد ارمغان جدید هالیوود برای بشریت است که تاثیرات بسیار مخربی بر مخاطبین خود میگذارد. در بازیهای رایانه ای هم نوعی عریانی ذهنی ایجاد می شود و همذات پنداری و تاثیرات روانی ناشی از آن بالاخص در کودکان بسیار بالاست.

 

 قبلاً نیز در بازی3 D Wolf که جزء بازیهای قدیمی رایانه ای است قهرمان بازی یک پارتیزان بود که از یک اردوگاه نازی فرار کرده و سربازان نازی را می کشت ، اسلحه و ذخایر مالی آنهارا به غنیمت برده و بعد از طی مراحل بسیار مشکل و درمرحله دهم و آخربازی هیتلر را کشته و با فریاد I WON ( من بردم)  بازی به اتمام  میرسید.

 

در سالهای اخیر بازی رایانه ای که درآتاری نیز قابل استفاده است بنام یامهدی (عج) طراحی شده است. نام اصلی این بازی جهنم خلیج فارس Persian gulf inferno است که یک بسیجی رزمنده با رنگ کاملاً سیاه یا مهدی (عج) میگوید، زمینه نمایش کاملاً قرمز است از نظر روانشناسی رنگها ، رنگ قرمز رنگ خشونت وخون طلبی و رنگ سیاه رنگ نفرت و عزاست.  قهرمان بازی یک آمریکایی است که در یک پایانه نفتی در خلیج فارس مشغول حرکت است که در واقع کودک خود را بجای او می پندارد و بازی میکند. تعدادی افراد در برابر او قرار گرفته و سعی بر نابودی او میکنند. مشخصه این افراد گفتن یا مهدی (عج) ، الله اکبر و لااله الاالله است که از شعارهای اصلی مسلمین و بالاخص رزمندگان بسیجی محسوب میشود. کودک باید بلافاصله با شنیدن صدای یا مهدی (عج) شلیک کند و گوینده را بکشد والا خود کشته  میشود.

 

از نظر روانشناسی حافظه هیچگاه به صفر نمی رسد ، با توجه به اصل معروف پاولف هر کودکی در جهان (از هر نژادو زبان ) فقط 10 بار این بازی را انجام دهد، به دلیل التهابات شدید روحی نسبت به شعار یا مهدی(عج) شرطی می شود و با شنیدن این  شعارها دچار نفرت و خشم شده و تمایل به شلیک پیدا میکند.  این بازی دارای 11 -10 مرحله بوده و با کشته شدن حزب الهی های یا مهدی گو و پیروزی آمریکایی تمام می شود .این پایانی است که قدرتهای سلطه گر در بازی برای ما تدارک دیده اند .

 

 غافل از اینکه (( بازی تمام شده است )) Game is over  غافل ازاینکه »ومکروا و مکر الله والله خیر الماکرین» و«یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون » صف/8 

بنظر میرسد جنبش نرم افزاری و استفاده مناسب و به روز از هنر متعهد بتواند راهکارهای مناسب و موثری  جهت مقابله با این تهدید قوی و خطرناک ارائه نماید.

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

 

2- حس اسطوره سازی و قهرمان سازی خیالی

 

یکی از احساساتی که در انسان هست عشق است و دوست داشتن شدید فرد یا جمع بدون آلایش و بی نظر نفع پرستی.انسان  به عشقی مطلق, پاک و مقدس نیاز دارد، اما وقتی که می بیند همه عشقها آلودگی ، هوس و خودخواهی دارند نیاز او برآورده نمی شود.می بیند آنطور که میخواهد نیست پس چه باید بکند؟ رب النوع عشق می سازد , یک احساس , یک فکر، شخصیت و تجسم خارجی پیدا می کند میشود یک بت , یک رب النوع و یک شبح خیالی.  انسان احتیاج دارد که  در طول تاریخ جامعه انسانی,کسی را ببیند که در حد اعلی و مطلق فداکاری دارد یعنی وقتی پای  نفع دیگران میرسد و عشق و دوستی به جامعه و مردم خودش و انسانیت و بشریت مطرح میشود،دیگر خودش نباشد.همه منافع و مصالح خود را زیرپا گذاشته و خودش را بسادگی فداکند، فدای دیگران ! نگاه میکند می بیند کسی نیست ,اساطیر را میسازد. اساطیر عبارت است از تاریخ،آنچنانکه باید باشد اما نیست.اساطیر مجموعه ای است از نمونه های عالی احساس و تقدس.نمونه های عالی هر زیبائی اعم ازمادی یا معنوی. لذا انسان, نمونه اعلای عظمت را بصورت رب النوع میسازد  مثل راما درهند، فتوشی شی شی درچین و ژاپن ,زئوس یا ازئیس در روم و یونان , لاخاس در روسیه و یا هرکول و ونوس دریونان و...

 

در هر یک از فرهنگها و مذهبها نمونه انسانهایی که منبع خیر و برکت و محبت و عشق به دیگران هستند ساخته میشود. اصولا انسان برای زیستنش نیاز به پرستش نمونه های اعلی و متعالی ومطلق وپاک دارد ولو واقعیت هم نداشته باشد مانند نمونه های خیالی واسطورهای تاریخی .آنها که درحداعلای انسانیت, تقدس و زیبایی هستند همواره موجب اصلاح و تلطیف روح میشوند.امروزه بافیلم ،رمان وتئاتر اسطوره ها را به تصویرو قلم میکشند...

 

تاریخ انقلاب و جنگ ما پرازاساطیراست آنهم اساطیر واقعی ونه خیالی , انسانهای بی نام و نشان ویا چه فرقی میکند، نامداری که یک شبه ره صد ساله می روند و به اوج عرفان ومعرفت میرسند و همه چیزخود را در راه رضای دوست قربانی میکنند که در حدیث قدسی آمده است :

 

من طلبنی وجدنی ومن وجدنی عرفنی ومن عرفنی احبنی ومن احبنی عشقتنی ومن عشقتنی عشقته ومن عشقته قتلته ومن قتلته فعلی دیته ومن علی دیته انا دیته .

 

هرکس که مرا جستجو کند مرا می یابد و آنکس که مرا یافت می شناسد و آنکس که مرا شناخت دوستم میدارد و آنکس که دوستم بدارد عاشقم میشود و آنکس که عاشقم شد عاشقش میشوم و آنکس که عاشقش شدم اورا شهید میکنم و آنکس که شهیدش کردم خونبهایش بر من است و آنکس که خونبهایش بر من است من خود خونبهای او هستم.

 

تااینجای کار،مشکلی نیست زیرا شهدا و ایثارگران بعنوان اسطوره های واقعی میتوانند مورد الگوپذیری نسل تشنه الگو که در بحران هویت دست و پا می زند قرار گیرند.

 

اما اگر فرهنگ و قهرمانان ایثار و شهادت از قابلیت تبعیت والگودهی خارج شوند (هرچند بسیار مقدس ومتعالی) دیگرکاربردی برای تشنگان حقیقت نخواهد داشت.دربعضی ازفیلمهاویا داستانهایی که در باره دفاع مقدس ساخته می شود این قضیه کاملا به چشم می خورد که یکی دو نفر از رزمندگان با دهها و بلکه صدها نفر از بعثیان درگیر شده و بدون کوچکترین آسیبی همه آنها را از بین می برند! این صحنه ها هرچند جالب , مهیج و جذاب است ،اما بسبب غیرواقعی بودن ممکن است ما را دچار اشتباه خودبزرگ بینی و دلزدگی کند تا آنجا که کلیه رشادتها و ایثارگریهای واقعی آن عزیزان ممکن است زیر پرده ابهام قرارگیرد و حتی بعنوان تروکاژهای سینمایی درفیلمهای اکشن وپرزدوخوردمطرح شده ودرنهایت اعتماد ماراازآنها سلب نماید.

 

راهکار:

 

شهید یک انسان است و هر انسان یک شهید بالقوه است که میتواند یا شهادت را انتخاب کند و یاضلالت را

 

درسوره مبارکه انسان آیه 3 آمده است :انا هدیناه سبیل اما شاکرا واماکفورا ما انسان را هدایت کردیم یا شکرگزار شد و یا گمراه .شهدای ما با همه قداست، بزرگی ،معرفت و ایثار از بروبچه های همین کوچه ها و خیابانهای شهرهایمان  بوده اند. از بین ما.آنها معصوم نبودند ، اما راه خود رابدرستی انتخاب کردند. راهیکه درنهایت به شهادت و یا پیروزی (احدی الحسنین) توبه /52 ختم میشد.آنها علیرغم اینکه بسیاری ازعمر خود را درخارج از نظام جمهوری اسلامی در زیرتبلیغات شدید و بی امان رژیم سابق گذرانده بودند و علیرغم سن کم که برای هر جوان انتهای آمال و آرزو معمولا"درتحصیل وموفقیت درکاروزندگی وازدواج خلاصه میشود به آن حدازآگاهی وروشن بینی رسیدند که گاهی حتی برخلاف تمایل خانواده به معرکه آتش ودود واردشدند تا از شرف وحیثیت خود، تمامیت ارضی سرزمین خویش و ارزشهای مقدس فرهنگ و مکتب خویش دفاع کنند. بایدآنهاراهمانطورکه هستند وهمانطور که بودند،خارج ازافکاررویایی وداستانسرائیهای شاعرانه بشناسیم .آنوقت است که صرفا بجای عزاداری ویا ترحم میتوانیم رهروی مناسب برای آنها باشیم ودرمسیرشکوهمندی گام برداریم که درانتهای آن,آنها ایستاده اندوچشم انتظارماهستند...شایدشهدا بجای عزاداروسیه پوش بیشتر به مریدان نیازداشته باشند، پیروانی که علاوه بر ماتم و عزاداری بارسنگین امانت آنهارابردوش کشند.

 

میگویند شهید انسانی است که زنده او خطرناک ومرده اوخطرناکتراست! حق هم همین است زیرا وقتی کسی شهید میشود مانند روحی جاوید است که درهزاران جسم وجان دیگر دمیده می شود. درست مانند شمع روشنی که با تماس کوچکی با شعله اش می تواند هزاران شمع خاموش دیگر را روشن نماید!  فقط کافی است آنهارادرست معرفی کنیم تا بجای قهرمانهای رنگارنگ ودروغین سینمایی وورزشی و...بعنوان الگوموردپذیرش نسل جوان واقع شوند و باعث هدایت و آمادگی آنها برای جهاد و شهادت شوند.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۸٦ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak