فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

                           مقدمه

 

زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباتراست. سلامت تن زیباست اما پرنده عشق،تن را قفسی میبیندکه در باغ نهاده باشند ، راز خون را جز شهدا در نمی یابند. گردش خون در رگهای زندگی شیرین است اما، ریختن آن در راه محبوب، شیرین تر است و نگو شیرین تر، بگو بسیار شیرین تر است. راز خون در آنجاست که همه حیات به خون وابسته است.

 

هر شهید کربلائی دارد و کربلا را تو مپندار که شهری است میان شهرها و نامی است میان نامها، نه! کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران امام حسین (ع) راهی بسوی حقیقت نیست.برای ما کربلا بیش از آنکه یک شهر باشد، یک افق است، یک منظرمعنوی است که آن را به تعداد شهدایمان فتح کرده ایم.

 

تعریف :ایثار یعنی نثار , نثار هر چیز اعم از مادی و معنوی به دوشرط :

 

1- در عین نیاز در تعریف واژه ایثار در قرآن کریم آمده است« و یوثرون علی انفسهم و لوکانوا بهم خصاصه» حشر/9 ایثار میکنند بر نفسهایشان ولو به آن نیاز داشته باشند .

 

2- شرط دوم نیت عمل است .انگیزه عمل فقط و فقط باید عشق و محبت به خداوند باشد وهیچ انگیزه غیر خدائی در آن نباشد در سوره مبارک دهر آیه9-8 آمده است «و یطعمون الطعام علی حبه مسکیناو یتیما واسیرا، انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزائا و لا شکورا» به نیازمندان طعام میدهند صرفا بخاطرخدا و رضای او و بدون توقع و درخواست هیچ پاداش یا چشمداشتی از کسی   

 

لذا بنظر میرسد روح انسان باید از قدرت و عظمت بالایی برخوردار باشد تا بتواند در عین احتیاج به چیزی و داشتن عشق و محبت نسبت به آن آنرا به دیگری ببخشد و هر چقدر این نیاز بیشتر و آن عشق بزرگتر باشد، ایثار متعالیتر می شود , تا آنجا که خداوند شرط رسیدن به نیکویی را انفاق دوست داشتنی ها بیان می کند « لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» آل عمران/92.هرگز به نیکی واقعی نمی رسید مگر اینکه آنچه راکه دوست دارید ببخشید. گاهی ایثارگر ممکن است قمقمه آبش را در عین تشنگی ویا تکه نانش را هنگام گرسنگی ببخشد.اندازه یا قیمت بخشیده شده نمیتواند ارزش آن ایثاررا معین کند زیرا«انماالاعمال بالنیات» ارزش عمل به نیت آن است.

 

هابیل پروارترین گوسفندش را به قربانگاه میفرستد،خلیل عزیزترین و یگانه ترین ثمره حیاتش (اسماعیلش را). پیامبر خاتم(ص) در آن شب روشن افروز,درآن لیله المبیت علی (ع) را که بمنزله نفس و جان اوست در بستر میخواباند تا مایه فخر و مباهات خداوند برملائکه الله گرددو در جریان مباهله جان ونفسش را (علی (ع)،پاره جگرش را (فاطمه(س) و سید جوانان اهل بهشت (حسنین ع)را نثار میکند.

 

عجیب است که تاریخ ایثار از زمان حضرت آدم (ع) شروع و تا آن آخرین منجی موعود (عج)ادامه خواهد یافت . هرچند ما از کودکی واژه های روشن ایثار و شهادت را با امام شهیدان و شاهدان و لباسهای سیاه وبیرقهای عزاداران حسینی و محرم و تاسوعا و عاشورا معنا کرده ایم ،اما بعلت هاله ای ازقدس و عظمت و معصومیت که چهره مبارک امام حسین (ع) و شهدای کربلا را فراگرفته است ( که آنها را گاهی برای ما غیرقابل دسترس میکند) بطور ملموس و عینی شهیدان نزدیک و آشنای کوچه و خیابانهای شهرهای سرزمینمان در زمان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس این واژه ها را برای ما بازآفرینی کرده اند.

 

در این مقال هرچند فرصت کوتاه ومجال تنگ و زمان دیر باشد، برآنم تا با آسیب شناسی فرهنگ شهادت و ایثار، بتوانیم در حد ممکن با خطرات و موانعی که حیات و زندگی ما و نسل های انقلاب را تهدید میکند آشنا شویم. زیرا امروز برنامه ریزی استراتژیک (راهبردی) ازمهمترین کارهایی است که در جهت تداوم و عینیت بخشیدن به فرهنگ ایثار و شهادت میتوان انجام داد تا باعث تضمین بقا و بیمه شدن و رشد و تعالی آن گردد و یکی از مهمترین اصول برنامه ریزی استراتژیک نیز شناخت نقاط ضعف و تهدیداتی است که با پوشش دادن آنها میتوان تهدید را به فرصت و نقطه ضعف را به نقطه قوت تبدیل نمود.پس هدف اصلی این مقاله آگاهی رسانی درباره آسیب شناسی فرهنگ ایثار و شهادت میباشد تا با تبیین موانع موجود و پرداختن به تعدادی از آن تهدیدها (به مقتضای حوصله) کاری هر چند کوچک  در جهت حفظ ارزشها و ادای دین نسبت به آن ناموران گمنام انجام دهیم.

 

 

1- تحریف: یکی از مهمترین آفات همه فرهنگها و مکتبها تحریف است. تحریف از ماده حرف بمعنای منحرف کردن و کج کردن یکچیز از مسیر ومجرای اصلی آن بوده و بردونوعست :

 

الف- لفظی ( قالبی ) یا پیکری                           ب- معنوی و روحی

 

همانطور که از نظر نوع، تحریف بر دو قسم است از نظر عامل محرف نیز بر دوقسم است:

 

الف- از طرف دوستان بعلت جهالت آنها      ب- از طرف دشمنان بعلت عداوت و زیرکی آنها

 

.یکی از تحریفات معنوی عاشورا به این صورت است که این حادثه را بعنوان یک حادثه استثنائی و ناشی از دستور محرمانه و خصوصی معرفی کردند که امام حسین (ع) فدای گناهان امت شد و قیام او را کفاره عمل بد دیگران قلمداد کردند تا گنهکاران از عذاب بیمه شوند (شبیه فلسفه ای که مسیحیان درخصوص مصلوب شدن حضرت عیسی (ع) به آن اعتقاد دارند)

 

در عصر حاضر می توان بطور خلاصه به تحریفهای خاصی  اشاره کرد قیام و انقلاب مردم را بعلت تلاش آنان برای رفاه و نان دانستن و یا بالعکس آنرا بعلت شدت رفاه! اکثریت مردم قلمداد کردن و نقش محوری و اصولی اسلام انقلابی و رهبری مرجعیت معظم و امام راحل را تحت الشعاع مسائل دیگر قراردادن و یا در جنگ تحمیلی تلاش برای جنگ طلب و جنگ افروز نشان دادن ایران ( چیزیکه حتی بالاخره سازمان ملل نیز به آغازگر جنگ بودن رژیم عراق اذعان نمود) و یا خدشه دار کردن انگیزه های پاک و مقدس رزمندگان اسلام و یا ایجاد ابهام در چرایی ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر و...

 

بی مناسبت نیست در اینجا گوشه ای از وصیتنامه شهید جواد پار(یکی از شهدای اردبیل) آورده شود:

 

«بخداقسم راهی که انتخاب کرده ام بجز راه الله نیست و از روی حرص به بهشت و یا ترس از جهنم نیست بلکه فقط خاطر خدا واسلام است و برای اینکه شاید توانسته باشم رضای حق تعالی  رابجای آورم.خوش بحال آنان که زندگیشان برای خداست و مرگشان در راه خدا ، خوش بحال آنان که جز خدا راهی ندارند و جز فکر خدا یاری ندارند . از مرگ فراری نیست خدایی زندگی کنید و شما ای برادران اسلحه افتاده مرا بردارید و راه شهیدان را ادامه دهید».

 

و بدانید که آنها بخاطر الله و عشق به او قدم در این راه گذاشته اند و شهید شده اند تقوا پیشه کنید و بیشتر به معنویت فکر کنید. سنگرم را پر کنید و سعی کنید هرعملی که انجام می دهید مخلص و خالص برای خدا باشد.))

 

 

راهکار برای مقابله با تحریفات :

 

در حادثه خونین عاشورا اسارت اهل بیت عصمت و طهارت عامل بزرگی بود تا عاشورا تحریف نشود و حقیقت وقایع عاشورا به مردم گفته شده و حقیقت قلب نشود .

 

در حال  حاضر نیز ما گنجینه عظیمی در دست داریم که متاسفانه ازآن بشدت غافلیم و آن حضور تعداد کثیری از رزمندگان, جانبازان, آزادگان و خانواده های معظم شهداست که راویان بلاواسطه و صدیق ایثار و شهادت هستند . براستی چه کسی بهتر از خود حاضرین در جبهه های حق علیه باطل می تواند از چرایی , چگونگی و انگیزه حضور خود صحبت نماید؟ چه کسی بهتر از همسران , پدران  و مادران و خانواده معظم شهدا می تواند درباره خصوصیات , رفتارها و عملکرد آن عزیزان سخن بگوید؟ چه کسی بهتر از جانبازان شیمیایی (آن کبوتران خونین بالی که از معراج عشق برگشته اند) میتواند از صحنه های عظیم ومعجزات بزرگ جهاد و شهادت سخن بگوید؟! و ما چقدر در این میان غافلیم که هرچند روز یکی از آنان به دیار عاشقان ره میسپارد و از دردها و رنجها و مصائب تلخ روزگار هجران خلاص میشود! براستی چند سال دیگر پدران و مادران شهدا را در میان خواهیم داشت؟ آن پیرمردان و پیرزنان فرتوتی که داغ فرزند قدشان را خمیده کرده است وهزاران خاطره ناگفته ازجگرگوشه های خود دارند. بنظر میرسد ارتباط مستقیم و تعامل مناسب بااین تعداد نسبتا کثیر ازایثارگران و خانواده های معظم آنها میتواند از این تحریفات جلوگیری کند.

 

نوشته شده در دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

 خلاصه مقاله آسیب شناسی ایثار و شهادت

 

مقدمه: ایثار به معنای نثار است منتهی بدو شرط :دوست داشتن آن چیز 2- داشتن نیت قربه الی الله .هرچند تاریخ ایثار اززمان حضرت آدم شروع  و تا آن آخرین منجی موعود(ع) ادامه خواهد یافت و ما هرسال با محرم ، تاسوعا و عاشورا به ایثار و شهادت پیوند میخوریم اما بطورملموس وعینی باجهاد وشهادت توسط شهیدان کوچه خیابانهای شهرهایمان درزمان انقلاب وجنگ آشناشده ایم  هدف مقاله اینست که هرچند دشوار و تلخ اما باتوجه به اهمیت برنامه ریزی استرات‍ژیک ( راهبردی )  ضمن آگاه سازی و اطلاع رسانی در خصوص آسیب شناسی ایثار و شهادت خطرات و موانعی را که نسلهای انقلاب را تهدید میکند باعث تبدیل تهدید به فرصت و نقطه ضعف به قوت گردد و درنهایت بتواند فرهنگ جهاد و شهادت را تداوم و عینیت بخشد. هدف مقاله ارائه راهکار نیست (زیرا خود راهکارها مقالات  مستقلی را میطلبد) هرچند بطور ضمنی و به مقتضای ضرورت اشاراتی نیزبه راهکارها شده است .آفاتی که در آسیب شناسی فرهنگ ایثار و شهادت میتوان آنها را بعنوان تهدید قلمداد نمود عبارتند از:

 

 1- تحریف : یکی از مهمترین آفات همه فرهنگها و مکتبها تحریف است. تحریف از ماده حرف بمعنای منحرف کردن و کج کردن یکچیز از مسیر ومجرای اصلی آن است .مثالهای تحریف : خدشه دار کردن انگیزه های پاک رزمندگان اسلام ، ایجاد ابهام در چرائی جنگ بعد ازفتح خرمشهر و...همچنان که در واقعه عاشورا حضور و اسارت اهل بیت عامل مهمی در جلوگیری از تحریف وقایع عاشورا بود درحال حاضر نیز گنجینه عظیم ما که متاسفانه معمولا ازآن غافلیم، حضورایثارگران و خانواده های معزز آنهاست که ارتباط و تعامل مناسب با ایشان میتواند از   تحریفا ت جلوگیری کند.

 

 

2- حس اسطوره سازی وقهرمانپروری: یکی ازاحساسات فطری و روحی انسان نیازبه دوست داشتنهای پاک ومتعالی واسطوره ها و  رب النوعهاست. همه ملتها واقوام در فرهنگ خود اساطیر را که مجموعه ای  از نمونه های عالی ومقدس است ،می سازند. تاریخ انقلاب و جنگ ما پراز اساطیر واقعیست ونباید کاری کنیم  که قهرمانهای ایثار وشهادت از قابلیت تبعیت والگوبرداری خارج  شوند. شهدای ما با همه قداست وبزرگی از بین ما بوده اند که راه خود را بدرستی بسوی شهادت انتخاب کردند وما باید آنها را همانطور که هستند بشناسیم .آنوقت است که  بجای عزاداری صرف می توانیم راهروی مرید برای آنها باشیم .

 

 

3- رتبه بندی ورده بندی ایثارگران وشهدا: با توجه به اینکه ادراک مقامهای معنوی آن عزیزان از میزان درک ومعرفت ما خارج است هرچند ممکن است گاهی بعلت مسائلی چند، نیاز به رتبه بندی آنها باشد باید دقت لازم در این مسئله مبذول گردد. براستی ما چه میدانیم که نیت کدام شهید پاکتر والهی تر بوده است؟ اصلا به ما چه مربوط است ؟ مگر جانباز ما می دانست که این گلوله قراراست به کجایش بخورد آیا او را5% جانباز میکند یا70% و یا 100% ویکسره خلاص میشود! چیزی که میدانیم و شکی درآن نیست این است که شهید بمحض شهادت از همه گناهان ( بجز حق الناس ) پاک می شود.

 

 

4- عدم آشنایی با روشهای مدرن وجذاب تبلیغی:  آشنائی با روشهای موثر وکارآمد برای شناساندن این فرهنگ ضروریست و عدم آشنائی با آنها ما را در گذشته نگه داشته وامکان پاسخگویی وارتباط با نسل جوان جهت انتقال فرهنگ  جهاد وایثار را از ما سلب میکند .جهان امروز دنیای رنگ ، نور و صداست و اهرمهای جدی قدرت در اختیار دنیای انفورماتیک بوده و آنها با آگاهی از روانشناسی جهان معاصر در عصر دهکده جهانی با استفاده آگاهانه و شیطانی از انواع و اقسام فیلمها ، نرم افزارها و بازیهای رایانه ای برجان و روح انسانها مسلط میشوند. در صورت عدم آشنائی و استفاده صحیح  از روشها  و مقتضیات زمان ،  امکان پاسخگوئی به نسل آینده از ما سلب خواهد شد.در زمانیکه غرب وحشی غیر انسانی ترین و منفورترین مفاهیم را با استفاده از جذابترین و موثرترین شیوه ها به ذهن و روح انسانها تحمیل میکند، ما ازمعرفی درست زیباترین ارزشهای انسانی و عظیمترین عشقها و ایثارها ی خالص  باز خواهیم ماند.

 

 

5 - محصور کردن شهدا وایثارگران در دایره تنگ وحقیراحزاب و گروهها : شهید در زمان ومکان نمیگنجد وبه آن حدی ازعرفان رسیده که با همه وجودش بسوی دوست پروازمیکند تا آنجا که تاب تحمل پیکر نحیف خویشتن را هم ندارد. نمی توانیم چنین کسانیرا در بند مرامنامه واساسنامه احزاب محصور کنیم که ظلم بزرگی به آنان است و استفاده ابزاری از شهدا توسط هر حزب و گروه چهره نورانی آنها را مکدر میکند .

 

6- تکرارهای  بیهوده وبرخورد قشری، شعاری وکلیشه ای با مقوله ایثاروشهادت : با وجودیکه نسل سوم انقلاب از ابتدای تولد در نظام کریمه جمهوری اسلامی رشد وتکوین یافته ودر معرض تبلیغات وسیع مدارس، صدا وسیما  وکتابها و... بوده اند،  بنظر میرسد استفاده از روشهای ناکارآمد باعث عدم آگاهی مناسب تعدای از جوانان وکودکان با فرهنگ ایثار وشهادت شده است . مقاله مستقلی توسط نگارنده در خصوص نحوه برگزاری مراسم ، همایشها وجشنواره های تکریم و تجلیل از شهداو ایثارگران نوشته شده است.

 

 

7-بزرگنمایی ومانور تبلیغاتی غیرواقعی درباره مزایا وتسهیلات ایثارگران: چیزی قادر به جبران میزان خسارات خانواده های شاهد وایثارگر از فقدان یا ناتوانی عزیزانشان نیست و هرتکریمی نسبت به آنها ناچیز است وما و داعیه داران خدمتگزاری شهدا ،باید بدون منت وچشمداشتی وظایف خود را در قبال آنان انجام بدهیم. درکشورهایی چون امریکا که از نظر مکتبی اعتقادی به شهید وشهادت وجود ندارد خدمات بسیار بزرگ وقابل توجهی بدون بزرگنمایی در ابعاد مختلف آموزشی ، درمانی، تهیه مسکن ، مراکز مشاوره ،کاریابی و... به سربازان ویا آسیب دیدگان زمان جنگ انجام می شود که به قسمتی از ترجمه سایت Veterans Affairs اشاره شده است .

 

 

8- احساس گناه وحقارت توسط  برخی عزیزان شاهد وایثارگر: معمولا کسانیکه از سهمیه های مختلف استفاده می کنند بعلت تبلیغات غلط وبزرگنمائیهای غیرواقعی درگیراحساسات نامطلوبی میشوند که بارزترین مساله همین سهمیه دانشگاهها است که باعث میشود این عزیزان بار سنگین نگاهها وحرفهای سرزنش آلود غافلان را تحمل کنند در صورتیکه اگر کسی بطور دقیق این قضیه را تشریح کند  بسیاری از مسایل حل خواهد شد. مساله سهمیه شاهد وایثارگر در دانشگاهها بطور مبسوط توضیح داده شده است.

 

 9- عدم توجه به شرایط خاص روحی و روانی شاهدان و ایثارگران : فقدان یکی از والدین از کودکی تاثیرات جبران  ناپذیری بر روحیه عزیزان شاهد میگذارد. مشکلات ووضعیت خانواده ونزدیکان شهدا وایثارگران قابل مقایسه باخود آنها نیست .در میان خانواده نیز همسران وفرزندان شهدا از وضعیت ومشکلات خاصی برخوردارند که باید این تفاوتها مورد ملاحظه قرارگیرد چرا خود را جای آن کودکی نمی گذاریم که هنوز متولد نشده بابایش شهید شده است ؟! و یا از زمانیکه کمی خوب و بد را فهمیده، پدرش را ساکت و غمگین روی ویلچر دیده  واز محبت وحضور واقعی پدر بی بهره مانده است ! چرا؟! ...

 

 

10- عدم تداوم فرهنگ ایثار و شهادت درآینده ، ماندن درگذشته وعدم پاسخگوئی به حال و آینده:  اگر امکان تداوم،پویائی و سیلان فرهنگ جهاد و شهادت و ایثار و مقاومت را فراهم نکنیم این فرهنگ در زمان و مکان خاص محصور شده و محدود و مقید میشود. فرهنگ جهاد و ایثار تنها زمانی تدوام می یابد که سیر تاریخی آن بدرستی تبیین شود و به مهدویت گره بخورد. فرهنگ شیعه اجتهاد پویاست و از مهمترین اصول اعتقادی شیعه اصل انتظار است . انتظار ادامه بعثت ، غدیر و عاشوراست و مهدی (عج ) پرچم افتاده حسین (ع)را برخواهدافراشت وآرمانهای بلنداورا تحقق خواهد بخشید .(انشاءالله تعالی )

 

نوشته شده در یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

سهم الارث

 

در زمینه حقوق اقتصادی زنان سوالی از جانب بعضی افراد مطرح میشودکه به چه دلیل سهم الارث زنان نصف مردان در نظر گرفته شده است ؟در پاسخ باید گفت : اولااین قانون کلیت ندارد بلکه در مواردی مانند سهم الارث پدر ومادر تساوی رعایت شده است ،ثانیا در مواردی که زنان نصف مردان بهره می برند این موضوع در نظر گرفته شده که مهر ونفقه قهرا از بودجه زندگی زن کاسته و بر مخارج مرد افزوده است واسلام از طریق ارث تحمیل فوق را نسبت به مرد جبران کرده .بنابرین مهریه ونفقه باعث شده تا سهم الارث زن کاهش یابد56)

 

نظریه عمومی اسلام در زمینه حقوق اقتصادی زن باعث می شود تا ثروت موجود جهان به این ترتیب تقسیم شود که یک سوم به زنان ودو سوم به مردان اختصاص یابد .اما در هنگام مصرف ثروت عملا طوری مقرر شده که زنان دو سوم ومردان یک سوم از ثروت را مصرف نمایند زیرا نفقه ومهریه بر عهده شوهر است واز طرفی زن در اموال خویش ومصرف آن مستقل الاراده است وشوهر نمی تواند دخالتی داشته باشد .)) 57)

 

دیه

 

مسئله دیگری که در خصوص حقوق زن مورد سوال واقع شده این است که به چه علت بر اساس قانون اسلام در مقابل کشتن یک مرد دو برابر کشتن یک زن باید به اقوام مقتول دیه پرداخت نمود ؟ در پاسخ به این سوال باید گفت که دیه در برابر ارزش مادی فرد پرداخت می شود ومبلغ دیه هیچ ربطی به ارزش واقعی مقتول ندارد. چراکه در شرع اسلام اگر فقیه ودانشمندی کشته شده دیه او با شخص بیسواد وعامی مساوی است واین هرگز نشانگر این مطلب نمی باشد که ارزش وجودی آن فقیه با شخص فقیه یکسان است بلکه  دیه به قابلیت بالقوه یک انسان مربوط می شود. بنابرین نصف بودن دیه زن در مقابل مرد نیز نشانه کم ارزش بودن وجود زن درمقابل مرد نیست بلکه صرفا در مورد کار اقتصادی زنان در مقابل مردان است .

 

 در عرف موجود ونیز احکام اسلام ،اصولا مرد نان آور خانواده وتامین کننده معیشت آن است، بنابراین نصف بودن دیه زنان در مقابل مردان خدشه ای بر تساوی ارزش وجودی زن ومرد وارد نمی سازد .قوانین حقوقی اسلام بیانگر این مطلب است که اسلام بر اساس ساختار جسمی روحی زنان ومردان احکامی وضع نموده تا سعادت جامعه انسانی را تامین نماید وهمواره در قوانین انسان ساز اسلام هر حقی تکلیفی را بوجود آورده وکسی بر دیگری ترجیح داده نشده است .

 

حقوق اجتماعی

 

زنان در دیدگاه اسلام از کلیه حقوق انسانی اعم از سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، به اندازه مردان بهره مند  می باشند وهمانگونه که در تاریخ  صدر اسلام قابل مشاهده است ،بانوان در زمان حضرت رسول (ص) و نیز خلافت علی (ع) در جامعه حضوری فعال داشتند وبا توجه به اینکه چند سالی بیش اززمان زنده به گورکردن دختران نمیگذشت، نقش تعالیم اسلام در این زمینه اعجاب انگیز است. قوانین ومقررات مربوط به پوشش زن ونحوه سلوک او در اجتماع ونیز به رسمیت شناختن مالکیت زن در طول زندگی حتی پس از ازدواج دائم وبسیاری حوادث تاریخی مستند از زمان پیغمبر وائمه خود حاکی از مجاز بودن ورود زنان به عرصه اجتماع وحضور آنها در فعالیتهای اجتماع  میباشد  .

 

مهریه وجهیزیه

 

اگر انسان در زندگی دنیا بیشتر به تشریفات توجه داشته باشد دردسر ومشکلاتش هم افزونتر خواهد شد حال آنکه ساده زیستن وزهد در زندگی موجب آسودگی وراحت است علی (ع) نیز در حدیثی که از اوصاف پرهیزکاران سخن می گوید به همین نکته اشاره کرده وفرموده است :

 

)) پرهیزکاران لذت دنیا را هم در این دنیا چشیده اند.58))

 

ساده زیستن وزهد بخصوص در نظر رهبران وبالاخص در نزد ائمه وراهنمایان ربانی از اهمیت بیشتری برخوردار است .شاید سادگی مهر بانوی زنان عالم  ولوازم خانه اش، به اضافه زهد در مراتب دنیا، بیشتر به هدف ساده برگزار کردن مراسم زنانشویی انجام گرفته باشد تا به عنوان نمونه ای برای ازدواجهای اسلامی همواره پیش روی مسلمانان قرار داشته باشد وچرا اینگونه نباشد ؟ که او فاطمه دختر محمد بن عبدالله رسول خدا (ص) بود وشوهرش سرور اوصیا علی امیرمومنان (ع) پس باید که ازدواج او به عنوان رمز ونمونه قلمداد شود

 

امامان معصوم (ع) نیز عملا در ازدواجهای خود از این نمونه پیروی میکردند وخود را ملزم به رعایت ((مهر السنه )) یعنی همان بهای مهریه ای که علی (ع)‌به فاطمه (ع) پرداخت، می نمودند.

 

مهر حضرت زهرا (ع) 480 و یا بنابر بعضی  روایات 500 درهم بود. همچنین جهیزیه ای که پیامبر(ص) آن را برای فاطمه (س) تدارک دید عبارت بود از :

 

- پیراهنی به بهای هفت درهم

 

- روبندی ( به عنوان چادر ) به ارزش چهار درهم

 

- قطیفه سیاه خیبری

 

- تختخوابی بافته شده از برگ ولیف خرما

 

 - دو تشک که درون یکی از آنها با پشم گوسفند ودرون دیگری با لیف خرما پرشده بود.

 

- چهار بالش که درون آنها از گیاه خوشبوی اذخر پر شده بود.

 

- پرده ای نازک از پشم

 

- یک تخته حصیر هجری( از توابع یمن )که گاهی این حصیر از علف بافته میشد.  

 

- یک دستاس

 

- یک تشت مسی

 

  - مشکی از پوست

 

- کاسه ای چوبین

 

- مشک کهنه آب

 

- یک آفتابه

 

- دو کوزه سفالی

 

- یک سفره چرمی

 

- یک چادر بافت کوفه

 

- یک مشک آب

 

 -  مقداری معطرات

 

امام ( ع) نیز خانه خود را مهیا کرد .بدین ترتیب که فضای خانه را با ریگهای نرم فرش کرد وچوب درازی به دوطرف دیوار آویحت تا از آن به عنوان رخت آویز استفاده شود وداخل اتاق را نیز با پوست گوسفند فرش کرد وتنها یک بالش از لیف خرما درخانه قرار داد.

 

خطبه عقد

 

رسول خدا (ص) به امام علی (ع) فرمود : برخیز وبرای خود خطبه بخوان امام فرمود :سپاس خدایی را که به ستایشگرانش نزدیک شد وبه خواستارانش قریب گشت وبهشت را به کسانی که از او پروا پیشه کنند وعده فرمود وکسانی را که نافرمانی اش کنند با آتش بیم داد، او را برنیکیهای دیرینه ونعمتهایش سپاس می نهم سپاس کسی که میداند او خدای آفریننده وپدید آورنده ومیراننده وزنده کننده است واز بدیهایش پرسنده. از او یار ی می جوییم وهدایت میخواهیم وبدو ایمان می آوریم واز وی کفایت می طلبیم.

 

وشهادت میدهیم که جز خدای یگانه هیچ معبودی نیست. یکتاست وانبازی ندارد. شهادتی که دراندازه او باشد وخشنودش سازد ونیر شهادت  میدهیم که محمد بنده ورسول خداست ، درود خدا بر او وبر دودمانش باد، درودی که او را نیک آید وبهره مندش سازد واو را بالا برد وبرگزیندش. این رسول خدا(ص) است که دخترش فاطمه(س) را به پانصد درهم (مهر) به همسری من داد وحضرتش را گواه گیرید.

 

آنگاه رسول خدا (ص) فرمود: من دخترم فاطمه را بر اساس آنچه خداوند مهربان او را با تو تزویج کرده ،بهمسری تو دادم وبه خشنودی خداوند راضی وخشنودم. تونیک داماد ونیک یاری هستی وخشنودی خداوند برا ی تو کافیست .آنگاه رسول خدا (ص) فرمود تا طبقی از خرمای نورس یا رسیده در میان آورند وآن را تقسیم کنند.

 

از جمله دلایل اهمیت این ازدواج آن است که ما در کتابهای تاریخ وحدیث به بخش بزرگی بر می خوریم که به تفضیل یا اختصار موضوع ازدواج علی با فاطمه را مطرح کرده اند. این امر خود نشانگر اهتمام مسلمانان صدر اسلام به این امر بوده است.

 

حدیثی که در این باره روایت شده منقول از ضحاک بن مزاحم است که گفته است :از علی بن ابی طالب (ع) شنیدم که می فرمود :ابوبکر وعمر نزد من آمدند وگفتند چه می شود که نزد رسول خدا (ص)بروی ودرباره فاطمه با او سخن بگویی ؟ من نزد آنحضرت رفتم چون پیامبر (ص) مرا دید خندید وآنگاه فرمود ابوالحسن برای چه آمده ای ؟ چه میخواهی ؟ من از خویشاوندی وپیشگامی خود در اسلام نیز واز یاری وجهاد خویش در رکاب آن حضرت سخن گفتم آن حضرت در پاسخ فرمود راست گفتی وبهتر از آنی که گفتی.

 

گفتم ای رسول خدا آیا  فاطمه را به همسری من میدهی ؟

 

او فرمود: علی !‌ پیش از تو نیز کسان دیگری از او خواستگاری کرده اند وچون من خواستگاری آنان را با فاطمه در میان نهادم ،آثار نارضایتی درچهره اش  نمایان شد اما اینک تو اینجا بمان تا من دوباره بسویت بازگردم 59)

 

 پیامبر (ص) به اتاق فاطمه رفت .فاطمه(س) برخاست وردای پیامبر (ص)  را ستاند وکفشهایش را بدرآورد وآب وضو برای آن حضرت مهیا کرد وبه دست خویش پاهایش راشست وآنگاه بر جای خود نشست پیامبر (ص) به او فرمود : ای فاطمه ؟ پاسخ داد:  بلی چه فرمایشی داری ای رسول خدا ؟

 

پیغمبر  فرمود: علی بن ابی طالب کسی است که توبخوبی از قرابت وفضیلت واسلام او آگاهی داری ومن نیز از خداوند درخواسته بودم که تو را  به همسری بهترین ومحبوبترین خلقش در آورد. او از تو خواستگاری کرده است در این باره چه نظری داری ؟ فاطمه خاموش ماند اما چهره اش را برنگرداند ورسول خدا نیز در سیمایش نشان ناخرسندی ندید. پس برخاست وگفت  :الله اکبر سکوت او دلیل بر موافقت اوست .

 

پس جبرائیل (ع) به نزد آن حضرت آمد وگفت: ای محمد فاطمه را به همسری علی بن ابی طالب ده که خداوند او را برای علی بن ابی طالب پسندید و علی را نیز برای فاطمه .

 

علی (ع) افزود، آنگاه پیامبر (ص) فاطمه به ازدواج من درآورد ونزد من آمد ودستم را گرفت وفرمود برخیز به نام خدا وبگو علی برکه الله وماشاالله لاقوه الا بالله توکلت علی الله آنگاه مرا آورد ودر کنار فاطمه نشانید وفرمود خدایا این دو محبوبترین خلق تو در نزد منند پس آنان را دوست بدار وبر فرزندانش برکت ده واز سوی خود نگاهبانی برایشان بگمار ومن این دو وفرزندانش را از شر شیطان رانده شده در پناه تو می گیرم .

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak