فریبا احمدی اپتومتریست و مدرس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

هوالبصیر

امروزاولین سالگردتاسیس سایت اپتومتری ایران است لذا  مطالب ذیل را نوشته و به optiran ارسال کردم.

برادر عزیز آقای علیمیرزائی اولین سالگرد .سایت اپتومتری ایران را به شما و همه همکاران تبریک میگویم به همت ابتکار و تلاش والای شماست که عزیزانی از نقاط مختلف ایران اسلامی می توانند به تبادل آخرین اخبار و اطلاعات مفید علمی ،تخصصی،صنفی بپردازند و در این دنیای گیج سردرگم که دیتا ها و اطلاعات با سرعت دیوانه واری عرضه میشود،از دوستان وهمکاران جدید وقدیمی یادکنند.در حال حاضر optiran بخشی اززندگی من است.


email | www(20/01/2004 06:59)

Ahmady

بخشی نورانی و زیبا پر از رنگ و نور و چشم و چراغ ،پر از بینائی و اصلاح آن .کاش میشد همانطورکه با یک لنز منفی و یا سیلندر دید چشمی را از کمترین visual Acuityبه 10/10ام میرسانیم میتوانستیم چشمهای درونی بیماران را باز و بصیرت آنها را روشن کنیم و یا همانطور که سردردهائی را که سالها با مسکن ها قوی آرام نشده اند ،با یک لنز مثبت و تجویز مناسب اصلاح میکنیم،دردهاو رنجهای بیماران خود را درمان کنیم .


email | www(20/01/2004 07:15)

Ahmady

و یاهمانطورکه strabismها و phoriaها ی که با یک تجویز cyclorefractionویا تمرینات orthopticاصلاح میکنیم میتوانستیم انحرافات پنهان و آشکار خود و دیگران را درمان کنیم و همانطور که آمبلیوپیا را با پچ وعینک مناسب درمان میکردیم تنبلی و خستگی روح و جان بیماران را نیز از بین میبردیم...حیف که فقط اپتومتریست هستیم...به امید دیدی بهتر برای دیدن دنیائی بهتر و پیروزی و سرافرازی همه اپتومتریستهای ایران وجهان. هوالبصیر


شاید مناسب باشد لااقل بهمین مناسبت مطالبی در باره اپتومتری بنویسم.خالی از لطف نیست که بگویم یکی از خوانندگان بلاگ من،چند روزپیش سوالی نموده بود که به شرح کامل سوال و جواب می پردازم.     

سرکار خانم احمدی سلام علیکم وبلاگ تخصصی خوبی دارید امیدواریم دیگر همکاران شما نیز در این زمینه فعالیت خویش را آغازنمایند البته من متوجه نوع تخصص شما نشدم اگر چه مطالب قبلی شما در زمینه های چشم بود لیکن خوشحال میشوم قدری در رابطه با آن توضیح دهید امیدوارم مراازآخرین تغییرات وبلاگتان مطلع سازیدمایه خوشحالی است.

 

سلام آقای حامد،از اظهار لطف شما متشکرم.خوشبختانه حدود ۱۰ نفر از همکارانم نیز به مسئولیت و تلاش آقای علیمیرزائی سایتی بنام optiran دارندکه من نیز افتخار دارم که یکی از نویسندگان آن باشم.این سایت بصورت کاملا علمی و تخصصی در زمینه های مختلف چشم،cl،عینک،بیماریها و عیوب انکساری بصورت ارائه تحقیق،مقاله،خبر و... به اطلاع رسانی مشغول است.من یک اپتومتریست هستم.(بینائی سنج)که از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی فارغ التحصیل شده و در حال حاضر در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل مشغول کار و تدریس بوده و عصرها نیز در مطب اپتومتری ام به معاینه بیماران میپردازم.

واما اپتومتری به تعریف سایت اپتومتری ایران:

(توسط آقای آیدین صفوتی)موسس سایت چشمها

Concept Of Optometry

Optometry is a  healthcare profession that is autonomous,educated and regulated (licenced/registered),and optometrists are the primary healthcare practitioners of the eye and visual system who provide comprehensive eye and vision care, which includes refraction and dispensing, detection/diagnosis and management of disease in the eye, and the rehabilitation of conditions of the visual system. -World Council of Optometry Constitution, April 25, 1997

 

 مفهوم و تعریف اپتومتری :اپتومتری یکی از مشاغل بهداشتی درمانی است که مستقل بوده، آموزش دیده و قانونمند است (یا بواسطه پروانه و یا بصورت ثبت شده در نهادهای ذیربط)، و اپتومتریست ها مرحله اول مراقبتهای چشم و سیستم بینایی را اجرا می نمایند که شامل مراقبتهای تفصیلی چشم و بینایی بوده و رفراکشن و ارائه لوازم مربوطه، شناسایی/ تشخیص و مدیریت درمان بیماریهای چشم و نوتوانی نواقص سیستم بینایی را در بر می گیرد.

 مآخذ: اساسنامه شورای جهانی اپتومتری مورخ 25 آوریل 1997 مصادف با پنجم اردیبهشت 1376.

 

واما اپتومتریستها (بتعریف آقای حسین علیمیرزائی)

1-اپتومتریست یا ( بینایی سنج) کیست؟ اپتومتری یا بینایی سنجی علم مراقبت های بینایی است واپتومتریست یا بینایی سنج به کسی گفته می شود که در رشته اپتومتری در دانشگاه تحصیل نموده است و قادر است پس از معاینه وتشخیص به درمان اختلالات بینایی پرداخته واز طریق تجویز وسا یل کمک بینایی مانند عینک ،لنزهای تماسی وانجام یکسری تمرینات و ورزشهای چشمی ودادن توصیه ها و دستورات بهداشتی لازم به کارایی بیشتر سیستم بینایی شما کمک نماید علاوه بر این اپتو متریست ها از چشم و ساختمانهای ضمیمه ان مانند سیستم اشکی وپلک ها معاینه بعمل می اورند ودر صورت وجود هر گونه اختلال یا بیماری که نیازمند درمان طبی باشد بیماران را به سایر پزشکان ارجاع می نمایند همچنین اپتومتریست ها کار عرضه و فروش وسایلی را که تجویز می کنند (عینک ولنز)بر عهده دارند (اپتومتریستها تنها گروهی هستند که کار ساخت عینک را دردانشگاه فرا می گیرند)

واما تفاوت بین اپتومتریستها و چشم پزشکها

 

 2-چه تفاوتی بین چشم پزشک و بینایی سنج وجود دارد و برای رفع چه نوع مشکلی باید به هر کدام از این دو گروه متخصصین مراجعه نماییم؟ بینایی سنج ها در کار تجویز عینک و لنز های تماسی مهارت دارند و تخصص چشم پزشکان در کار درمان دارویی وجراحی بیماریهای چشمی است اگر چه که چشم پزشکان نیز به تجویز عینک ولنز های تماسی می پردازند ولی مطمئناهر کسی در زمینه کاری خودش تبحر و مهارت بیشتری دارد بدیهی است کسانی که دارای مشکلات و اختلالات بینایی واضحی هستند می توانند از همان اول به بینایی سنج مراجعه نمایند واجازه دهند که مشکل انها توسط اپتومتریست بررسی وحل گردد ودر صورتی که اپتومتریست تشخیص دادکه نیازمند خدمات پزشکی هستند انها را به پزشک مربوطه ارجاع دهد وکسانیکه اختلالات و بیماری های چشمی واضحی دارند می توانند از همان ابتدا به چشم پزشک مراجعه نمایند در هر صورت به هر کدام از این دو گروه متخصصین که مراجعه نمایید باید اطمینان یابید که یک معاینه کامل چشمی از شما بعمل می اید.

 

و اما مطلب زیررا از سایت آقای معیت (موسس سایت اپتومتریست در بهزیستی) برداشته ام. 

اپتومتری علم مراقبتهای بینائی است و در مورد مکانیسم دیدن، نقش مغز در دیدن و رفع اختلالات بینائی بحث میکند.اپتومتریست به فردی اطلاق میشود که دوره های اپتومتری( بینائی سنجی) را در دانشگاههای علوم پزشکی گذرانده است.اپتومتریستهامستقلا از چشم و اعضاء آن معاینه بعمل آورده پس از تشخیص نارسائیهای بینائی نسبت به رفع انها اقدام و موارد نیازمند جراحی یا دارو درمانی را به متخصصین ذیربط ارجاع مینماید.برخی از وظایف ما به شرح ذیل است.بررسی نارسائیهای بینائی،تجویز لنزهای تماسی،عینک و وسایل کمک بینائی-انجام تستهای تشخیصی بیماریهای چشمی، پاکیومتری،توپوگرافی،الکترودیاگنوستیک،سونوگرافی چشم،ارزیابی دید رنگ، دید بعد ومیدان بینائی-تشخیص اختلالات حرکتی چشمها، درمان آمبلیوپی،ارائه تمرینات ارتوپتیک چشمی,بینائی درمانی-همینطور ساخت و ارائه عینکهای طبی...اپتومتریست در بهزیستی ضمن اقدامات فوق الاشاره میتواند در اجرای طرحهای آگاهسازی و پیشگیری از ابتلاءبه اختلالات بینائی ،نابینائی و کمک به افراد نیمه بینا( low vision)نقش موثری ایفا نماید.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ دی ۱۳۸٢ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

جای دوست

روزی حضرت موسی به مناجات می رفت.از خرابه ای بگذشت ،صدای ناله ای بشنید،پس وارد شد دید مردی برهنه بر سر خاک افتاده و خشتی زیر سر نهاده،بغیر از سایر عورت،لباس دیگر نداشت و در ناله  خود چنین می گفت:الهی!حالت زار و غربت مرا می بینی و بر فقر و بینوایی من آگاهی.حضرت موسی از آنجا رفت به مناجات.بعد از فراغ از مناجات خواست که برگردد.

خطاب رسید:ای موسی!چرا پیغام آن درویش را نمی رسانی؟

عرض کرد:الهی تو آگاهی که حالت بیچارگی و فقر خود میگفت فرمود:الساعه برو پیش او.

و بگوی خدایت سلام می رساند و میگوید

 تو تنها نیستی که من انیس توام،تو غریب نیستی که من جلیس توام،تو فقیر نیستی که من وکیل توام.

موسی آمد و در نزد آن درویش،پیغام خداوند رسانید.عرض کرد:ای کلیم الله!مرا همین بس است که خدای جلیل کلمات مرا شنیده و جواب فرموده.آنگاه نعره ای زد و روح از بدنش مفارقت کرد.موسی میان بنی اسرائیل آمد.ایشان را خبر دار نمود و بزرگان آمدند که بر کفن ودفن مشغول شوند،چون به خرابه آمدند بجز آن پاره ای که ساتر او بود و خشتی که در زیر او بود،چیز دیگری ندیدند.

موسی عرض کرد:الهی!این درویش را زمین فرو برده و یا درنده ای او را خورده است؟

جبرائیل گفت: یا موسی!این چه گمانهاست که بر دوستان خدا میبری؟خداوند فرماید این بنده ای بود که شیطان او را طلب کرد نیافت و ملک الموت به جهت نزعش آمد نیافت و نکیر و منکر او را طلب کردند،نیافتند و رضوان در بهشت او را جستجو کرد و نیافت و مالکش در دوزخ،طلب کرد و نیافت . عرض کرد که خدایا!پس کجاست؟ فرمود

« دوست کجا باشد الا به نزدیک دوست » فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر.

هو

درویشی می رفت،گفتند:از کجا می آیی؟

گفت:هو!گفتند:به کجا می روی؟

گفت:هو!گفتند:که را می خواهی؟

گفت:هو!گفتند:منظورت از این هو الله است؟

درویش تا نام او را شنید بر زمین افتاد و جان سپرد.

قربانی

نقل است که در عید اضحی پسر شیخ بو سعید از بام بیفتاد و بمرد.با شیخ گفتند:از او هیچ اضطرابی نیامد و این رباعی فرمود:

صدقرت العین دیگرم بایستی    تاروز چنین پیش تو قربانی کنمی

و در همه کارها مجاهده باید کردآنگاه فضل خدای دیدن،نه فعل خویش.

دوست حق

بسطامی می گویدآنکه حق او را دوست دارد اوی را سه خصلت دهد:

سخاوتی چون سخاوت دریا و شفقتی چون شفقت آفتاب و تواضعی چون تواضع زمین

 

نوشته شده در یکشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٢ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

شهیدان رفته اند و ما مانده ایم!

عزیزان رفته اند و ما مانده ایم!

چه زیبا رفته اند و چه تنها مانده ایم

آزادیمان را ، حیاتمان را ، نفس کشیدنمان را مدیون آنانیم

چشمهای معصومشان ارواح مطهرشان،عکسهای گویایشان بماخیره شده اند.

براستی چه می گویند ؟ چه می خواهند ؟ چه می پرسند؟

می پرسند چه کرده ایم؟!!

با وصیتهایشان ، با سفارشهایشان ، با شاهد هایشان!

با پست ها و سمتهایمان !

با میزها و مقامها یی که از قبال خون آنان بما رسیده است!

امروز۱۶ دی سالگرد حماسه هویزه است .برای همین می خواهم شعری را که سالها پیش در باره شهیدی گفته ام بنویسم.او نورالدین پسرعموی من بود که با ما زندگی میکردو چون من برادر بزرگتر نداشتم واو تقریبا همسن من (کمی بزرگتر) بود در واقع بمنزله برادر من محسوب می شد.او نمونه ای از اخلاص ،پاکی و همه خوبیهائی بود که همه شهیدان آنرا دارند.در عملیات والفجر 8 شیمیایی و شهید شد.عجیب این است که من آنموقع دانشجو و در تهران بودم و برای کمک به مجروحین شیمیائی که که تعدادشان زِیاد و اکثرا در بیمارستان امام حسین(ع) بودند بهمراه بقیه دانشجویان خوابگاه ظفر دانشگاه شهید بهشتی با توجه به کمبود پرسنل بیمارستان ،تعداد زیاد مجروحین بطور داوطلبانه (البته با خواهش و اصرار خودمان!)کمک می کردیم و همان موقع نورالدین شیمیایی و سپس شهید شده بودبدون اینکه کسی جرات کند تا بمن بگوِید. 

گل گشت در غریبان

دلم تنگ شهیدان است!

دیروز بار دیگر به سراغشان رفتم.

خوش به حالشان،آرام و سرافراز،

نستوه و استوارخوابیده اند

چه اسم بی مسمائی! غریبان!آنها که غریب نیستند.

رفتم دنبال او،عکس ها را دیدم، عکس ها را گشتم

چشمها رادیدم،چشمها بینا بود، عکس ها بی ما بود!

همه می خندیدند!اینجا زیربناها کوچک است!

سپیداران یک وجب بیشتر نمی خواهند!

بیچاره ما که در شهر سیری نداریم.

اما اینجا قلبها بزرگ و قبرها کوچک است.

اقیانوسها را دیدم! آرام،کبیر!

کوههای کم عمر، چشمه های نوپا!

اینجا سن ها کوچک است، روحها بزرگ.

ثبت نام در مکتب شهادت شرط سنی ندارد!!

اینجا خدا انتخاب می کند!

پس نورالدین کجاست؟؟ همیشه او را گم می کنم.

اسمهای دیگر،عکس های دیگر.

گذشتن ازسر هر کدام،به اندازه گذشتن ازصخره هاسخت است!

اسم هاشان را نمی دانم،اما همه را می شناسم.

اینجامحل آشنایی است.اینجا کسی تنها نیست،غریب نیست.

بیچاره ما!که بین هزاران آشنا غریب مانده ایم.

مثل بهشت است اینجا!همه جا می درخشد.

بیاد چلچراغهای شبهای سوم و هفتم می افتم!

که سالها پیش چشم رهگذران را خیره می کرد.

کاش آنها را از کوچه ها جمع نمی کردند!

یادم می آید روزهای خوب جنگ،هر روزنعش خورشیدهارا بردستهایمان درشهرمی گرداندیم

وبرای خودمان گریه میکردیم.

یادم می آید آن روزها،هفتهاوچله هاوسالهابهم می آمیخت.

حساب شهیدان از دستمان درمی رفت!

خوشا بحال شهیدان! چه آرام رفته اند!

بدا بحال غریبان! چه تنها مانده اند!

آه!آنجاست.سلام نورالدین!کجایی برادرم؟!

یاد من باشد به عمو بگویم عکس ات را عوض کند .

عکس ات هم دارد پاره پاره می شود!

آنقدر برایت حرف دارم می ترسم خسته شوی.

حرفهای من ،دردهایمن تمام ناشدنی است !

بتو می شود همه چیز را گفت!

باید گفت از تنهایی ها،خستگی ها،نامردمی ها

می خواهم با گلاب چشمهایم شستشویت دهم.

نفرین بر این چشم !کاش به اندازه یک دریا آب داشت .

حرفهایم را تو می فهمی!حرفهایم را تو می دانی!

خاموش و آرام گوش می دهی.

در برابر اشکهایم فقط نگاه می کنی و لبخند می زنی.

لباسهایت پوسیده است،

ولی لبخند تو هنوزدرچهره تصویرت می درخشد!

یادم می آید کارها را تقسیم کردیم

قرار شد جبهه برای تو باشد، دانشگاه برای من

چه زود فارغ شدی! من فراغت ندارم

خوش بحال رزمندگان!

دوره های تکمیلی و تکامل آنان به سال وماه هم نمی رسد

تو دیرتر از من شروع کردی،زودتر از من تمام.

همیشه جلو بودی!ما ابتدا همسال بودیم.

اینک دهسال است که تورفته ای!

ودهسال است که من مانده ام!

باور می کردی که ده سال از تو پیرتر شوم؟!

پاسخی نمی دهی؟حرفی نمی زنی؟بانگاه معصومت،آخر چه کنم؟

کاش می شد جایمان را عوض کنیم!

کاش می دانستی،ماندن چقدر سخت است ؟!

کاش می دانستی،ماندن و با باور ماندن چقدر سخت است؟!
قرنها گذشته است !

اینجا گریستن بهانه نمی خواهد.دیدگانم!خدارا، یاریم کنید.

حرفهایم را بگوئید.دلم تنگ است،بهانه می گیرد، تنها ست!
اشکها گویاست،همه چیز را می گوید.

هر قطره ،یک کلام !!

برای توگریستن درحداقتدارمن نیست!برایخودم گریه میکنم وای بر من!هزاران چشم را دیدم و بینا کردم،

اما هنوز چشمم دریا نیست، بینا نیست .

آه! آسمان هم فهمید،ابرها می گریند.

اشکهایم راباران میشوید.

چه خوب است زیرباران گریه کردن !

بوی خوب خاک می آید!یادم آمد بوی گلهای مسموم!

وای برمن! گلهای شیمیایی!

یادم آمد فاو را! هشتمین والفجر را!

آسمان فریاد دارد!ابرها با ضجه می نالند.

اما من چون همِشه آرام می بارم.

چشمهایم خسته است و اشکهایم ناتمام ،

اما تو همچنان می خندی.

خوش بحال آسمان،کسی نگران چشمهایش نیست!

خوش بحال ابرها،بی بهانه می گریند!

کاش آسمان بودم من !چه کسی گفت که من تنهایم؟

آسمان با ماست!غمهای مرا ، گلهای تو را،

چشمهای مرا، شیشه های تو را می شوید

چشمهایم سبز شد، بینا شد، آبی شد، دریا شد!

بوی خوب خاک می آید،خاک باران خورده ات،

خاک،آب،آسمان،تو،من...همه یکی هستیم.

تو خاک شدی،من هم آب !

خاک را می فهمم،بوی آن مال من است !

آسمان با دریا ،ابرها با آبها،هر دو یکی است،

هر وقت بخواهند یکدیگر را، به هم هدیه می دهند!

ستاره ای آمد،آن را می چینم!

باز هم ستاره می خواهم من! تشنه نورم!

سالها منتظر ستاره ها بودم من!تو هم ستاره می خواهی !

یادم می آید سالها پیش،از مجروحی پرسیدم چه می خواهی ؟

گفت خاک، خاکی برای تیمم، خاکی برای نماز!

و من باخود می گفتم،

چگونه یک نفر از دنیابه مشتی خاک راضی است؟!

اما تو حتی ستاره هم نمی خواهی؟ می دانم!

تمام تنت ستارهباران بودآنروز!بیشترازشهابهاسوخته بودی!

تو خود خورشید گشته بودی آنروز!

چه اسم با مسمایی! نورالدین !!

اینک من هم می خندم.دیگر نگران من نباش.

روزی من هم خورشید خواهم شد.                 

 

    فریبا احمدی

اردببِِل-2/2/75

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ دی ۱۳۸٢ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

یکی ازدوستان بنام آقای محمد کمیجانی سوالی(دریکی از پیامها) مطرح نموده است که آیا کاتاراکت می تواند از عوارض عمل لیزیک باشد یانه؟ ونگران وضعیت چشم خود بعدازعمل هستند.برای جواب درست و دقیق به ایشان به سایت optiran اپتومتری ایران سرزده و از سایر نویسندگان سایت خواهش کردیم که اگر اطلاعات جدیدی در این مورد دارند به من بگویند البته در خصوص تاثیر مستقیم لیزیک بر عدسی و کاتاراکت تا کنون چیزی ندیده ام اما در خصوص عوارض لیزیک بر قرنیه به خلاصه مقاله آخرِین تحقیق در این مورد که در کنگره سراسری چشم در آذر ماه سال جاری توسط دکتر شجاعی ارائه و توسط آقای بختیاری همکار محترم به سایت داده شده بود از آرشیو دریافت و در پایان بعد از نوشتن کامل سوال آقای کمیجانی آنرا می نویسم.         

سلام و خسته نباشید.من با دیدن نام وبلاگت با علاقه به آن سر زدم.دلیل مهمی برای آمدن داشتم وآنهم نگرانی های چشمی که دارم. من و همکارم در سال ۷۸ هر دو در تابستان عمل جراحی لیزر در کلینیک نور تهران انجام دادیم و عینک های سنگین خود را حذف کردیم.این همکار ما(مرد۴۰ ساله است)اساساً مشکل شبکیه داره ولی من چشمم وضعش بعد از عمل خوب بوده وهنوزم خوبه دکتر ها هم همیشه اظهار رضایت میکردند همکارم اخیراً در چهل سالگی دچار آب مروارید شد و دو ماه قبل چشم چپش را باز مورد عمل لیزری قرار داد و لنز برایش گذاشتند.نگرانی من این است که آیا تمام عمل ها منجر به آب مروارید میشوند؟این همکارم معتقد است که ناراحتی و آب مروارید چشم او ناشی از عمل جراحی لیزر است.آیا در این زمینه و بطور کلی درباره عوارض و پیامدهای لیزر چشم بررسی آماری صورت گرفته است؟نتایج آن چی بوده.لطفاً سئوال مرا به صفحه یادداشت خودتان منتقل کرده و جواب آنرا بصورتی در متن یادداشتهای خودتان بنویسید که برای همه مراجعین مورد استفاده داشته باشد و به وبلاگ من هم بگویید تا دوباره بیایم و وبلاگت را بخوانم . موفق باشی.

و اما جواب:

در خصوص خطرات احتمالی لیزیک،یکی از ریسکهای احتمالی لیزیک را در اینجا مطرح می کنیم وبرای این منظور سری میزنیم به خلاصه مقاله آقای دکتر احمد شجاعی :که در کنگره اخیر چشم پزشکی(آذر ماه82)وبا عنوان:اکتازی قرنیه بعد ز عمل لیزیک
ارائه گردید.

یکی از عوارض مهم بعدازعمل لیزیک،ایجاد اکتازی قرنیه می باشد که باعث افت شدید دید گردیده و نهایتاًبه پیوند قرنیه منجرمی شود.در این تحقیق تعداد 15 چشم بیمارانی که بعد از لیزیک دچار این عارضه شده اندمورد مطالعه قرار گرفته اند.دو مورد بعد از 3 ماه و بقیه موارد پس از گذشت 6 ماه تا یکسال بعد از عمل لیزیک اتفاق افتاده است.عیب انکساری بین2.00- و15.00- دیوپتری بوده و اکثراً بین 1.50- تا 4- دیوپتری آستیگماتیسم داشته اند.ضخامت قرنیه بین480 الی 590 میکرون و با میانگین 530 میکرون بوده و ضخامت بستر باقیمانده بین 180 الی 300 میکرون با میانگین 220 میکرون بوده است.توپو گرافی قرنیه،سن وجنس و سابقه فامیلی مورد بررسی قرار گرفته و نکته مهم در این میان مشکوک بودن توپوگرافی قرنیه قبل از عمل در 30% موارد بوده است.

گرچه میزان عیب انکساری و مقدار Ablation قرنیه رابطه مستقیم داشته و ضخامت قرنیه را کاهش می دهد اما باقی ماندن میزان حداقل 250 میکرون بستر، امکان بروز اکتازی قرنیه را بسیار کم می کند و گمان می شود علت اصلی آن وجود قوز قرنیه مخفی و اولیه باشددر نتیجه این تحقیق آمده است :مطالعه دقیق وضعیت توپوگرافی وانجام orbscan یا OPD scan در موارد مشکوک و حذف موارد ابتلا به قوز قرنیه اولیه و مخفی و رعایت حفظ ضخامت قرنیه در حد استاندارد احتمال بروز اکتازی قرنیه پس از انجام لیزیک را کاهش می دهداینجاست که ما به عنوان اپتومتریست اهمیت تستهای قبل از عمل لیزیک برایمان بیشتر روشن می شود و متوجه می شویم که چرا باید قبل ازعمل توپوگرافی دقیق انجام دادو چرا باید صبر کرد تا تغییرات عیب انکساری به ثبات برسد و چرا باید سن بیمار از سن معمول شروع کراتو کونوس بگذرد و چرا ضخامت قرنیه باید از حداقل لازم،کمتر نباشدو عیب انکساری در محدوده خاصی قرار داشته باشد.اینها مسائلی است که باید در جواب پرسشهای رو به تزاید بیماران به آنها ارائه گردد.درماه های اخیر بطور روز افزونی،در معرض سوالات مربوط به لیزیک قرار داشته ام و بنظرم کمتر بیماری با دانستن اینکه ضخامت قرنیه اش بعد ازاین عمل به نصف میرسد و ما هنوز نمی دانیم که 20 سال بعد چه برسر این قرنیه خواهدآمد،بازهم راغب به انجام آن باشد.

در واقع در بعض موارد نازکی قرنیه می تواند منجر به افت شدید دید و حتی نیاز به پیوند قرنیه شود واگر در خصوص احتمال ایجاد کاتاراکت (آب مروارید)با لیزیک مطلب جدیدی پیدا کردم مجددا به اطلاع شما می رسانم .

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٢ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

بروزعیوب انکساری درجانبازان شیمیایی آلوده به گاز خردل بعنوان یک عارضه دیررس

 

در سالهای اخیر بسیاری از جانبازان عزیز شیمیایی اظهار می دارند که چشمشان قبلاً ضعیف نبوده و حالا ضعیف شده است واین موضوع را به اثرات دیررس گاز خردل نسبت می دهند در حال حاضر در این خصوص اطلاعات جزئی موجود می باشد.

نزدیک بینی،دور بینی و آستیگماتیسم شایعترین عیوب انکساری چشم می باشند.مهمترین علل این عیوب در چشم عبارتند از:مسائل ژنتیکی،جنس،شغل،سن،کار نزدیک،قد و وزن،هوش...

گاز خردل عوارض چشمی متعددی را ایجاد می نماید که برحسب شدت مسمومیت این عوارض متعدد می باشد و عمدتاً قرنیه چشم را تحت تاثیر قرار می دهد.این عوارض زودرس و در همان زمان مسمومیت اتفاق می افتد.عوارض دیررس در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته است.در این بررسی تعداد 2252 چشم جانباز شیمیایی و 2228 چشم نمونه شاهد مورد بررسی وضعیت انکساری قرار گرفتند.این کار با دستگاه اتوفراکتومتر مدل2300 تاپکن صورت گرفت و نتایج حاصله توسط آزمون آماری T-test مورد مقایسه قرار گرفت و موارد ذیل مشخص گردید:

 

1-  بطور کلی شیوع عیوب انکساری در جانبازان شیمیایی بیشتر از جامعه نرمال است.

2-  آستیگماتیسم تنهاعیب انکساری است که بطور بارزی در جانبازان بیشتر از جامعه نرمال است.

3-                نوع آستیگماتیسم عمدتاًازنوع oblique و Against the ruleمیباشد.

ضمناً آستیگماتیسم With the rule در جامعه جانباز و نرمال از درصد بالاتری برخوردار است.

4- شیوع آستیگماتیسم نزدیک بین در جامعه جانبازان بیشتر از انواع آستیگماتیسم هاست.

جهت تبیین این موضوع به تحقیقات بیشتری نیاز می باشد.

 

منبع :

خلاصه مقاله دکتر خسرو جدیدی در کنگره چشم پزشکی آذر ماه سالجاری برگرفته از سایت اپتومتریست در بهزیستی

 

نوشته شده در شنبه ۱۳ دی ۱۳۸٢ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()

 

بم بم،غم غم - غم غم،بم بم

بم بم،تک تک - تک تک،بم بم

بم... ارگ،شکوه ،عظمت،سابقه ،زیبایی

بم... 2هزار سال تاریخ،قبل از ساسانیان،آبادی

بم... بادمجان بی آفت،خرما،نارنگی

بم... جمعه،خواب،کابوس،زمین،ریشتر،زلزله،زاری

بم... آوار،آواره،ویران،ویرانه،ویرانی

بم... ناله،نفرین،خدا،مرگ،خشم،قهر،طبیعت،طبیعی

بم...روزتلویزیون وکودک،اردک لک لک،لک لک اردک،بم بم تک تک،

بم بم،غم غم

بم...خاک،خون،خشت،تل،مادران،کودکان،جیغهای خاموش،فریادهای بیصدا،وای وای وای

بم...3/6ریشتر،70%تخریب،فعلاً 20هزارمدفون،هوکایدو3/8ریشتر،فقط 243 زخمی

بم...عزا،تسلیت،تسلّی،غیرمترقبه،ازهمه جا،ازهمه کس،چادر،لودر،خون،آب،کنسرو،حتی سگهای بلژیکی،روسی،فرانسوی

بم...عظمت،بزرگی،اشکهای مردم،دستهای مردم،دعاهاودلهای مردم،ایثار،شکوه صفهای خون،کامیونها،بالگردها،هواپیماها،برج مراقبت موقت،بیمارستانهای صحرایی

بم...حماسه،حضور،چشمهای مهربان،دستهای سخاوتمند،دلهای دریایی،اینجا ایران است،صدای جمهوری اسلامی

بم...تکرارخاطره،10اسفند75،زلزله،4/6ریشتر،اردبیل نیر،سرعین،راهروبیمارستان علوی،مجروحین،ورزشگاه تختی،راهرومجتمع آبدرمانی،سرما،آوار،آواره،ویران،ویرانه،ویرانی ................

اردبیل...امتحان،ایثار،عظمت،شکوه،شیرین تراز عسل،استوارتر از سبلان،آبی تر از کاشیهای فیروزه ای شیخ صفی،سبزتراز جنگلهایحیران وفندقلو،گرمترازآبهای سرعین ،باشکوهترازگنبدالله الله

بم... امتحان،ایثار،خاطره،عظمت،شکوه،شیرینتر از خرما،نارنجی ترازنارنگی، سبزتراز نخلستان،بی آفت ترازبادمجان، گرمتر از کویر، باشکوهتر از ارگ....

                                

بم شهری که بود... و خواهد بود...

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ دی ۱۳۸٢ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط فریبا احمدی نظرات ()


 Design By : Pichak